تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

چالش از لغت تورکی چالیش به معنی تلاش کردن گرفته شده است chalish

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تکه خرده از لغت تورکی پیتیک به معنی تکه کاغذ نوشته شده گرفته شده است pitik

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بیرون انداختن از لغت تورکی آت به معنی بیرون انداختن گرفته شده است at

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نما از لغت تورکی وید به معنی نما و ظاهر گرفته شده است vid

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

به هم خورده از لغت تورکی قاریش به معنی مخلوط شده در هم شده بد اراسته گرفته شده است garish

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

جوان تازه و نوین از لغت تورکی ینگی به معنی تازه و جدید گرفته شده است yengi

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

قتل عام از لغت تورکی بیچ به معنی درو کردن و قتل عام کردن گرفته شده است bich

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

رفتن از کلمه تورکی قو به معنی فراری دادن گرفته شده است go

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

برجسته آشکار و مشخص از لغت تورکی بللیدی به معنی اشکار و مشخص گرفته شده است ballidi

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

خیساندن از لغت تورکی سواخ به معنی خیساندن کاه و گل گرفته شده است soakh

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

گنبد " محل زندگی از لغت تورکی دام به معنی سقف و خانه گرفته شده است dam

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عزیز و گرانقدر از لغت تورکی دیرلی به معنی عزیز وگرانمایه گرفته شده است dayarli

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با صدای بلند حرف زدن از لغت تورکی دین به معنی حرف بزن گرفته شده است din

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

روبند از لغت تورکی یاشماق به معنی روبند گرفته شده است yashmaq

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ذوب شدن از کلمه تورکی دوو به معنی یخ زده گرفته شده است البته ذوب شدن و انجماد یک حالت معکوس هم هستند که در یک درجه صورت می گیرند dov

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

وسیله ای که دو گاو را به هم می بندد از یوغ تورکی گرفته شده است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

رطوبت از فعل تورکی دامماق به معنی چکیدن آب گرفته شده است دام ریشه ان می باشد dam

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

خوشمزه از کلمه تورکی یئملی به معنی خوشمزه گرفته شده است yemali

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

تمیز از کلمه تورکی سیلین به معنی پاک کنید گرفته شده است از انجایی که با c و نه با k نوشته شده فلذا در اول سیلین خوانده می شده و به تدریج کلین تلفظ شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

شلاق از کلمه تورکی ایپ به معنی طناب گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

گفتن که از دیل یا تیل تورکی به معنی زبا ن گرفته شده است{ در برخی از شاخه های تورکی به زبان تیل می گویند} و زبان وسیله حرف زدن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آشتی کلمه ای تورکی است که از فعل آچماق به معنی بازکردن گرفته شده است ریشه آن آچ بوده وآشدی به معنی باز کرد می باشد {البته چ اخر به دلیل اینکه قبل از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

جلو کلمه ای تورکی است که از جیلاو تورکی به معنی افسار اسب گرفته شده است و در فارسی به معنی مقابل و روبرومی باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

تپاله کلمه ای تورکی است که از فعل توپلاماق یعنی گرد اوردن گرفته شده است توپلا ریشه ان بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل توپلامه و به معنی گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

خاش گیلکی از داش تورکی به معنی سنگ گرفته شده که به صورت خاش وارد سو مری شده است و الا گیلکی از نظر زمانی و مکانی از سومر خیلی جداست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

به معنی آش فرنگی می باشد که از سوب تورکی به معنی آب وآبکی گرفته شده است در تورکی باستان به اب سوب می گفتند که ب ان افتاده و سو شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

شاخه کلمه ای تورکی است که از فعل شاخماق به معنی رعدوبرق گرفته شده است ریشه ان شاخ بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل شاخمه و به معنی آذرخش د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دوختن کلمه ای تورکی است که از فعل توخوماق به معنی بافتن گرفته شده است توخو ریشه ان بوده و توخوت یعنی بباف که ت به د تبدیل شده و به صورت دوخوت درامده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

قلیچ کلمه ای تورکی است که از دو جزو قل ریشه فعل قلماق به معنی انجام دادن و پسوند اسم ساز ایچ درست شده است با هم به شکل قلیچ وبه معنی ابزار دست یا هما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

چیریش نوعی چسب است که گرد ان را با اب مخلوط کرده و به عنوان چسب استفاده می کنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

بویلان اسم یک روستا در اردبیل هست که به شهر ملحق شده و به صورت زمین صدا و سیما در امده است و به معنی رطیل می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

گدوک کلمه ای تورکی است که از فعل گتمق به معنی رفتن گرفته شده ریشه ان گت بوده وقتی پسوند ایک اسم ساز بدان اضافه می شود به صورت گتیک و به معنی رونده را ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

جوجه کلمه ای تورکی است و به معنی کوچک و ضعیف است در معنی انگلهای ریز نیز کاربرد دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ینی سئی اسمی تورکی است از دو جزو ینی به معنی جدید و سی یا سو به معنی اب در ست شده ودر کل اب جدید یا رود جدید معنی می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بانگ کلمه ای تورکی است که از باناماق یعنی صدای خروس گرفته شده است ریشه ان بانا بوده که به صورت بانگ وارد فارسی شده است وبیشتر به صورت بانگ خروس و نیز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرسام کلمه ای تورکی است که از فعل سارسیلماق به معنی رعشه و لرزیدن گرفته شده است ریشه آن سارسیل بوده که وقتی پسوند اسم ساز مه بدان اضافه می شود به صور ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

به صورت چالا چوککور هم به کار میرود که چوککور به معنی جای پست است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

چاله کلمه ای تورکی است که از فعل چالماق به معنی ضربه زدن گرفته شده است ریشه ان چال بوده که با اضافه شدن پسوند اق به شکل چالق و به معنی محل ضربه دیده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

کومه کلمه ای تورکی است و عبارت از چندین نی بلند که در زمین چال کرده و انتهای انها را به هم نزدیک می کنند و بر روی ان نمد می اندازند ریشه ان هم از فعل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گیگلو اسم یکی از طوایف شاهسون می باشد که در موغان اردبیل خیاو ساکن هستند اسم آنها از گیگ یعنی گوزن گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اسم یک محله در اردبیل است که از دو جزو ایلدریم به معنی آذرخش و شاه لقب عرفا و دراویش در دوره صفوی تشکیل یافته و با هم اسم یکی از عرفا و زعمای بزرگ صف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

بالیخلی چای اسم رودخانه اردبیل است که به معنی رود پر ماهی می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

کودن کلمه ای توکی است که به اسب قزلی گویند که به مفهوم ابله وارد فارسی شده اس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اسم یک روستا در نزدیکی اردبیل است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

قلق کلمه ای تورکی است که از فعل قلماق به معنی انجام دادن گرفته شده است ریشه ان قل بوده وقتی پسوند اق اضافه میشود به شکل قلق و به معنی نحوه انجام در م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

سرد شدن از فعل تورکی چیلمق به معنی سرد کردن گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

آرمان کلمه ای تورکی است که از دو جزو آرا و مان تشکیل شده است آرا ریشه فعل آراماق به معنی جستجو کردن و مان نیز علامت والا و عظمت بوده وباهم به معنی جس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

زورق کلمه ای تورکی است که در اصل سورق بوده که از سورمق به معنی راندن گرفته شده است ریشه ان سور بوده وقتی پسوند اسم ساز مفعولی اق بدان اضافه میشود به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در زبان چینی به تورک توکیو می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قره قوروم اسمی تورکی است که از دو جزو قره به معنی وسیع و قوروم یعنی تشکیلات درست شده است و با هم اسم سلسله جبالی در پاکستان شرقی است