تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بلد کلمه ای تورکی است که از فعل بللدمق به معنی نشان دادن واشکار کردن گرفته شده است ریشه ان بللد بوده و به صورت بلد و بلدچی و به معنی نشان دهنده مسیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بکاول کلمه ای تورکی است که در اصل بقاوول به معنی خوان سالار است شبیه کلماتی مثل یساوول قراول چنداول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بزک کلمه ای تورکی به معنی ارایش است لغتنامه شاهمرسی دهخدا هم اشاره ای کرده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

کاپوت درب موتور ماشین بوده که از لغت تورکی قاپو یا کاپو به معنی درب گرفته شده است این لغت از تورکی وارد فرانسه و از انجا وارد فارسی شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کچل کلمه ای تورکی است که به معنی بی مو و تاس است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

قیقاجی کلمه ای تورکی است که به معنی دویدن با کج کردن متناوب و سریع مسیر به سمت چپ و راست می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

قاووت کلمه ای تورکی است و نوعی خوراکی بوده که از مخلوط آرد گندم حبوبات با شکر درست می شود لغتنامه شاهمرسی دهخدا فرهنگ فارسی و دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شکل کلمه ای تورکی است که از فعل چکمک به معنی کشیدن و رسم کردن گرفته شده است ریشه آن چک بوده وقتی پسوند ال بدان اضافه می شود به صورت چکل و به معنی رسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کفیر کلمه ای تورکی است که از دو جزو کیف به معنی لذت مستی و ایر پسوند فاعلی تشکیل یافته به شکل کیفیر وبه معنی لذت دهنده درست شده است و اسم یک نوشیدنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کنکاش کلمه ای تورکی است که به معنی مشورت می باشد لغتنامه شاهمرسی و دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اندازه و رقم و شماره از لغت تورکی سای به معنی عدد, شماره گرفته شده است say

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دوغ کلمه ای تورکی است که از فعل دوغماق به معنی زاییدن گرفته شده و ریشه آن دوغ بوده که به همین صورت وارد فارسی شده و در تورکی به صورت دوغا و برای آش د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

سراج کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت سیراج می باشد و اسم یکی از طوایف مشهور تورکان است و از دو جزئ سور به معنی بران و اچ به معنی باز کن تشکیل یاف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

چمباتمه کلمه ای تورکی است که در اصل به شکل چونباتما می باشد لغت نامه شاهمرسی و از دو جزو چون و باتما تشکیل یافته چون ریشه فعل چونمق به معنی در حالت خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تومان کلمه ای تورکی به معنی ده هزار می باشد هم در تعداد سپاهی هم در واحد پول که تومن ده قیران و هر قیران بیست شاهی و هر شاهی پنجاه دینار که روی هم رف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

بخار کلمه ای تورکی است که از بوغ به معنی بخار گرفته شده و وقتی پسوند فاعلی آر بدان اضافه می شود به شکل بوغار و به معنی بخار شونده در امده و با تبدیل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

براق کلمه ای تورکی است که در اصل پارلاق بوده و از دو جزو پار به معنی درخشان و پسوند مکانی لاق درست شده و معنی درخشنده پیدا کرده و چون در عربی پ نداری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

چابک کلمه ای تورکی است که در اصل چاپوق بوده و از فعل چاپماق به معنی تاختن گرفته شده ریشه آن نیز چاپ می باشد که با اضافه شدن پسوند اوق به صورت چاپوق و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

سیحون کلمه ای تورکی است که از دو جزو سی یا سو به معنی آب و رودخانه و هون اسم قبیله هون تشکیل یافته و به معنی رود هون هست این رود در تورکبستان جاری می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

جیهون کلمه ای تورکی است که در اصل چایهون بوده و از دو جزو چای به معنی رود و هون اسم قبیله هون گرفته شده است و با هم به معنی رود هون هاست این رودخانه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

چاووش کلمه ای تورکی است از فعل چوماق به معنی خبر دادن گرفته شده ریشه آن چو بوده وبا اضافه شدن پسوند ش به شکل چووش و به معنی خبر دهنده در امده و به صو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

یعنی خبر دادن از فعل چوماق تورکی به معنی خبر دادن گرفته شده و در فارسی به همان شکل و به معنی خبر دادن شایعه پراکندن وارد شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

چنداول کلمه ای تورکی است که از چانتا به معنی کیف کیسه و پسوند اول ترکیب یافته و به معنی عقبه لشگر و تدارکات است که سوروسات را رسانده و مواظب کمین دشم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

چپاول کلمه ای تورکی است که از فعل چاپماق به معنی تاختن گرفته شده ریشه آن چاپ بوده وقتی پسوند اول بدان اضافه می شود به صورت چاپول و به معنی عارت در می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

چخه کلمه ای تورکی است که از فعل چیخماق به معنی خارج شدن گرفته شده است وچیخ به معنی خارج شو بوده که با امدن ه و به شکل چیخه و با تاکید می باشد و به صو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

توفان کلمه ای تورکی است که از فعل توفمک به معنی فوت کردن اب دهان را پرت کردن گرفته شده ریشه ان توف بوده و وقتی پسوند ان فاعلی اضافه می شود ببه شکل تو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تارمار کلمه ای تورکی است که از فعل تارماق به معنی چنگ زدن داغون کردن گرفته شده ریشه ان تارما بوده وقتی پسوند فاعلی اسم ساز آر بدان اضافه می شود به شک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

کشاکش کلمه ای تورکی است که از فعل کشمق به معنی گذشتن و رد شدن گرفته شده است کش ریشه ان بوده و دو بار تکرار شدن علامت تاکید است مثل ویراویر یعنی بزن ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تاراج کلمه ای تورکی است که از فعل تاراماق به معنی جستجو کردن و زیرو رو کردن برای یافتن چیزی گرفته شده ریشه آن تارا بوده وقتی پسوند اسم ساز آج می اید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

تخته کردن از لغت تاختا به معنی چوبهای پهن و نازک گرفته شده و در قدیم اگر جاییرا می بستندبا زدن چند تخته با میخ انرا مسدود می کردند فلذا تخته کردن به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تخته قاپو کلمه ای تورکی است که از دو جزو تاختا به معنی چوب و قاپی به معنی در درست شده وبه معنی در چوبی است از انجا که در چوبی نشان اسکان یافتن است بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

طبق کلمه ای تورکی است که در اصل تاباق بوده و به سینی بزرگ چوبی یا فلزی لبه دار می گویند که در ان میوه وغیره گذارند از تورکی به عربی و فارسی وارد شده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پالاز نوعی دست بافته گلیم مانند ارزان است که از دو جزو پال به معنی لباس و اوز به معنی رو گرفته شده است و با هم به شکل پالوز و به معنی رو لباس درامده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

پلاس کلمه ای تورکی است که از پالاز تورکی به معنی نوعی گلیم ارزان گرفته شده است خود پالاز از پال به معنی لباس و اوز به معنی رو گرفته شده و با هم به شک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

پته کلمه ای تورکی است که در اصل پیتی بوده و به معنی تکه کاغذ نوشته شده است که بعنوان جواز و بلیط استفاده می شود منظور از پته کسی رو اب افتادن یعنی نو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جلیقه کلمه ای تورکی است که در اصل گیینلیقابوده که از دو جزو گیینلق به معنی پوشیدنی از فعل گیینمق یعنی پوشیدن و پسوند قا تشکیل یافته و گ به ج تبدیل شد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

فندق در اصل فیندیق بوده که کلمه ای تورکی است و این درخت در مناطق تورک نشین مانند ازربایجان اناتولی و تورکیستان به صورت بومی و وحشی فراوان است مانند ف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

جقه کلمه ای تورکی است که در اصل جیققا بوده واز دو جزو چیخ به معنی خارج شدن و قا پسوند اسم ساز درست شده که با هم به شکل چیخقا و به معنی محل برامدن در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جعبه کلمه ای تورکی است که از جبه به معنی تیردان گرفته شده است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

اتراق کلمه ای تورکی است که از دو جز اتور ریشه کلمه اتورماق به معنی نشستن و پسوند مکان ساز اق تشکیل یافته و به معنی محل نشستن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

شوید کلمه ای تورکی است که از دو جزو شوی به معنی ترکه باریک وسبز و پسوند اوت تشکیل یافته و با هم به شکل شویود وبه معنی مثل شاخه نازک و سبز در امده و ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

شلوغ کلمه ای تورکی است که در اصل شوللوق بوده که از دو جزو شول به معنی شاخه چوب و پسوند لوق به معنی مکان تشکیل شده و با هم به شکل شوللوق و به معنی مکا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

شلیته کلمه ای تورکی است که به دامن گشادی که زنان بر روی شلوار می پوشند می گویند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

نقاره کلمه ای تورکی است که در اصل به شکل ناغارا می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاغذ کلمه ای تورکی و یا چینی است لغتنامه شاهمرسی با توجه به اختراع کاغذ در چین و امدن ان از جاده ابریشم که در کنترول تورکان بود گفته لغتنامه صحیح است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بد کلمه ای تورکی است که از پیس به معنی بد گرفته شده است pis

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گفتن کلمه ای تورکی است که از قو به معنی صدا گرفته شده است قولاخ یعنی گوش از کلمه قو گرفته شده است گوش فارسی هم ریشه اش قو تورکی می باشد ضربالمثل قو و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

زمین: با خاک پوشاندن از لغت تورکی اورت به معنی پوشاندن گرفته شده است ort

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

درد دیده از لغت تورکی آغری به معنی درد گرفته شده استagri

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

فروش از لغت تورکی ساتیل به معنی به فروش رسیدن گرفته شده است satil