تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تنکه کلمه ای تورکی است که در اصل تونوکه می باشد که از کلمه تون به معنی لباس گرفته شده و به معنی شورت می باشد تنبان هم از همین تون است دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تخماق کلمه ای تورکی است که در اصل تاخماق بوده و از فعل تاخماق به معنی فرو کردن گرفته شده و به معنی هاون و چکش می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

توختامیش کلمه ای تورکی است که از فعل توختاماق به معنی بهبود یافتن گرفته شده ریشه ]ن توختا بوده وقتی پسوند میش بدان اضافه می شود به شکل توختامیش و به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

درد با ضمه دال کلمه ای تورکی است که در اصل تورتا بوده و به معنی رویه شیر تفاله چای رسوب روغن می باشد لغت نامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

طغرا کلمه ای تورکی است که در اصل تورغای می باشد و به معنی نوعی خط تزیینی است که بعنوان نشان شاه بکار می رفته لغتنامه شاهمرسی دهخدا هم تورکی گفته است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

شلتاق کلمه ای تورکی است که در اصل شیلتاق بوده وبه معنی بهانه گیری و درگیری الکی می باشد و اکثرا به بهانه گیری اطفال می گویند در لغتنامه دهخدا و معین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

بیج کلمه ای تورکی است که به معنی زنا زاده می بشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

بقچه کلمه ای تورکی است که از فعل بوکمک به معنی تا کردن گرفته شده بوک ریشه ان بوده وقتی چه علامت مصغر بدان اضافه می شود به شکل بوکچه و به معنی تا شده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

تیول کلمه ای تورکی است که به معنی زمین ملک و آبی می باشد که از سوی شاه به اطرافیان در قبال خدمت داده می شود تا از ان استفاده کنند لغتنامه دهخدا معین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

تتماج کلمه ای تورکی است که از دو جزو توتما یعنی نگیر و آج به معنی گرسنه گرفته شده و باهم یعنی ما را گرسنه نکن معنی می دهد که اسم نوعی آش است که با تک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بلند از لغت تورکی تال به معنی بلند بالا گرفته شده tal دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

تابین کلمه ای تورکی است و عبارت از گروهی است که در تاخت وتاز همراه باشند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بار کلمه ای تورکی است که به معنی داشتن می باشد که امروز به صورت وار می باشد دیوان الغات تورکی و به مفهوم محموله و ثمر و میوه وارد فارسی شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

آیاز کلمه ای تورکی است که به اسمان صاف و بی ابر همراه سرما و یخبندان گفته می شود همچنین آیاز اویماق اسم غلام معروف سلطان محمود بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

آوار کلمه ای تورکی است که به معنی علفهای نی است که بر روی سقف خانه می چینند لغتنامه شاهمرسی منظور از آوار شدن ریزش این نی ها بر روی خانه است که می گو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آغشکه کلمه ای تورکی است که در اصل آچیشکا می باشد که از فعل آچماق به معنی باز شدن گرفته شده ریشه ان آچ بوده و آچیش به معنی باز شو می باشد وقتی پسوند ق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

آقوش کلمه ای تورکی است که از دو جزو آو به معنی شکار و قوش به معنی پرنده گرفته شده وباهم به معنی پرنده شکاری است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

بارمان کلمه ای تورکی است که از دوجزو بار یا همان وار به معنی داشتن و مان علامت بزرگی در تورکی تشکیل یافته است وبا هم به معنی مرد بسیار داراست که اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

ایمور کلمه ای تورکی است که اسم یکی از طوایف 24 گانه اغوز هاست دیوان الغات تورک و لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

ایلغار کلمه ای تورکی است که به معنی حمله شدید و ناگهانی است در لغتنامه های دهخدا معین شاهمرسی تورکی قید شده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

کلمه ای تورکی است که از دو جزئ سور به معنی کشیدن و سات به معنی فروختن گرفته شده و تحت اللفظی می شود ببر و بفروش و در معنای تدارکات اردو و قشون استعما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آذوقه کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت آزق بوده و به معنی توشه است دیوان الغات تورک در دهخدا و لغت نامه شاهمرسی نیز تورکی قید شده است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

اخته کلمه ای تورکی است که از فعل اختلمق به معنی پیچاندن بیضه گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

ناک کلمه ای تورکی است که به تمساح می گویند دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوکر کلمه ای تورکی است که به معنی خدمه می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کرنش کلمه ای تورکی است به معنی تعظیم در لغتنامه های دهخدا معین شاهمرسی و دانشنامه فارسی تورکی قید شده است در اصل حالت رمه در هنگام گرماست که سر به زی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

یاوه کلمه ای تورکی است که در اصل یاوا بوده و به معنی زشت و ناپسند است لغتنامه شاهمرسی لغاتی مثل یاوالاماق یعنی بدحال شدن نیز از همین ریشه می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

شنگول کلمه ای تورکی است که از دو جزو شن به معنی شادی و گول یعنی خندیدن تشکیل یافته و با هم یعنی شاد و خندان و عینا و به همین معنی وارد فارسی شده است ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

گلایه کلمه ای تورکی است که از گیلیمق به معنی شکوه کردن گرفته شده است ریشه ان نیز گیلی بوده که وقتی ه اسم ساز تورکی می اید گیلیه می شود که به صورت گلا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

قبچاق کلمه ای تورکی است که در اصل ایکی پیچاق به معنی دو چاقو بوده که بدلیل پرچم انهاست که دو چاقو در کنار هم است و به مرور ایکی پیچاق به کیپجاق وقیپج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

خاویار کلمه ای تورکی است که از دو حز خایا و وار ترکیب یافته است خایا به معنی تخم که به صورت خایه وارد فارسی شده است و وار به معنی هست که با هم به صور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

یال کلمه ای تورکی است که در اصل یلغ بوده و به موی گردن حیوانات گویند دیوان الغات تورک و لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

یقلاوی کلمه ای تورکی است که در اصل یاغلاوی بوده و ظرف مسی دسته داری است که در آن غذا سرخ می کنند و همچنین سربازها درآن غدا می ریزند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

مرده متحرک از لغت تورکی زانبی به معنی جیرجیرک گرفته شده است zanbi دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کوزه کلمه ای تورکی است و در اصل کوزج می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

کلید کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت کیریت می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کپک کلمه ای تورکی است که در دیوان الغات تورک به صورت کبک و به دو معنی سبوس و نیز شوره سر قید شده در فارسی به معنی قارچهای سطحی بر روی مواد غذایی ماند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

ایرتیش کلمه ای تورکی است به معنی مسابقه بده دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

نگه داشتن از لغت تورکی قاپماق به معنی با دست چیزی را به زور گرفتن و نگه داشتن امده و قاپ یا کاپ ریشه آن می باشد kap qap

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

قوچ کلمه ای تورکی است که به گوسفند نر شاخدار گویند در لغتنامه های دیوان الغات تورک شاهمرسی معین دهخدا تورکی قید شده اسست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٢

ساغر کلمه ای تورکی است که از فعل ساغماق به معنی دوشیدن گرفته شده ریشه ان ساغ بوده وقتی پسوند ار بدان اضافه می شود به شکل ساغر و به معنی دوشنده در امد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

الک کلمه ای تورکی است که از المک به معنی رد کردن ارد و مانند انها از سوراخهای ریز و گرفتن اجسام درشتر گرفته شده که ریشه ان اله بوده وقتی پسوند اک بدا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

مرده متحرک از لغت تورکی زانبی به معنی جیرجیرک گرفته شده است دیوان الغات تورک zanbi

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

آغل کلمه ای تورکی است که به معنی شبگاه جهارپایان است دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

اغوز کلمه ای تورکی است که به معنی دهان و نیز اول و ابتدای هر چیز است از آنجا که آغوز اولین شیری است که بچه چهارپایان می خورند بدان آغوز یعنی اولین شی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

اغر کلمه ای تورکی است که به معنی وقت می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

استین کلمه ای تورکی است که از استین به معنی زیرین گرفته شده است دیوان الغات تورک در اصطلاح به قسمتی از لباس می گویند که از شانه تا مچ دست می باشد و م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

هوش کلمه ای تورکی است که در اصل اوس به معنی عقل می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

آغاجاری کلمه ای تورکی است که در اصل آغاجر بوده و از دو جزو آغاج به معنی درخت و ار به معنی مرد وقهرمان تشکیل یافته که با هم به معنی آدم جنگلی است و در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کرشمه کلمه ای تورکی است که در اصل قیریشما می باشد و از فعل قیریشماق به معنی چین دار شدن گرفته شده ریشه آن قیریش می باشد که با اضافه شدن پسوند ما به ش ...