تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تکله مکان اسمی تورکی است که از تکله به معنی یک نفر را تنها گیر اوردن و مکان عربی درست شده وباهم معنی مکانی است که انسان را تنها گیر می اورد و نابود م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

غده از کلمه تورکی تومور به معنی جوانه وغده های کوچک شاخه گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بزرگ از بویک تورکی به معنی بزرگ گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

ماست از لغت تورکی یوغورت به معنی ماست گرفته شده است yoghurt

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

سیل از کلمه تورکی سیل گرفته شده است که ریشه ان از فعل سیلمک به معنی پاک کردن سطح گرفته شده است بن فعل سیل بوده به همین شکل وارد انگلیسی عربی و فارسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

جارو که از لغت تورکی سپور گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

گاو نر عقیم از لغت تورکی اکوز به معنی گاو نر اختهگرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غاز از قاز تورکی گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

اردک از اردک تورکی گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

صدمه اذیت از اینجی تورکی به معنی اذیت گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مغز از لغت تورکی بیین به معنی مغز گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مه بخار از لغت تورکی هیس به معنی دود گرفته شه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

لگد زدن که از لغت تورکی قیچ به معنی پا گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

wisky کلمه ای تورکی است که از ایچکی به معنی نوشیدنی گرفته شده است که از فعل ایچمک است و در انگلیسی نیز نوعی مشروب می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

sea کلمه ای تورکی است که از سو یا سی به معنی اب گرفته شده است و به معنی دریا در انگلیسی به کار می رود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

derm کلمه ای تورکی است که از دری به معنی پوست گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

under کلمه ای تورکی است که از اندیر به معنی پایین بیار گرفته شده است اندیرمق نیز فعل ان است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

سوفور کلمه ای تورکی است که از فعل سوپورمق به معنی جارو کردن گرفته شده است ریشه ان سوپور بوده که به همان شکل ونیز به شکل سوفور وارد فارسی شده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

باجه کلمه ای تورکی است که در اصل باجا بوده و به معنای روزنه است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ازون بورون اسم تورکی ماهی خاویار است که از دو جز اوزون یعنی دراز وبورون یعنی بینی تشکیل یافته است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

قرقره کلمه ای تورکی است که از فعل قیرقیرماق به معنی با صدای یکنواخت ازار دهنده صحبت کردن گرفته شده است قیرقیر ریشه ان بوده و به صورت قرقره به معنی وس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

خرخره کلمه ای تورکی است که از فعل خیریماق به معنی صدای گلو در اوردن گرفته شده ریشه ان خیری بوده که با تکرار ان به علامت تشدید به صورت خیرخیرا و به مع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

قیچی کلمه ای تورکی است ودر اصل قیلچین می باشد که از دو جز قیل به معنی مو و چین از فعل چیننمق به معنی چیدن گرفته شده که در کل به معنی مو چین است و به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

قاتیر کلمه ای تورکی است که از فعل قاتماق گرفته شده است قاتیر یعنی اضافه می کند و چون قاتیر از جفت گیری خر و اسب به وجود می اید و این دو به هم اضافه م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قینرجه اسمی تورکی است که از دوجزو قینر به معنی جوشیدن و جه پسوند مکان ساز درست شده است و به معنی مکان جوشیدن می باشد قینرجه اسم آبگرمی در خیاو واقع د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

ماده ای لبنی است که از جوشاندن دوغ به دست می اید و کلمه ای تورکی است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

و از دو جزئ قره به معنی سیاه و قوروت به معنی کشک و خشک کن تشکیل شده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

خواجه از کلمه تورکی قوجا به معنی پیر و بزرگ گرفته شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

علم کلمه ای تورکی است که از فعل بیلمق یعنی دانستن گرفته شده است بیل ریشه ان بوده و وقتی یم اسمساز تورکی می اید به صورت بیلیم در می اید که به معنی علم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

پرتو کلمه ای تورکی است که از فعل پارتلاماق گرفته شده که به معنی منفجر شدن می باشد پارتلا امر مفرد مخاطب از فعل پارتلاماق بوده که به معنی منفجر شو می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

جور در معنای مشابه تورکی است از فعل جوراماق تورکی به معنی درست کردن گرفته شده است ریشه ان جور ا بوده و به همین شکل به معنی شکل یا طور یا درست شده بکا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کشتی کلمه ای تورکی است که از فعل گولشمق به معنی کشتی گرفتن گرفته شده است ریشه آن گولش بوده و با اضافه شدن پسوند تی به صورت گولشتی درامده و با حذف لام ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مرد اب از دو جز سوب که در ترکی قدیم به معنی اب است و ار به معنی مرد قهرمان گرفته شده و اشاره به مسکن پر اب انها دارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اتورپاتکان کلمه ای تورکی بوده که از سه جز اتور - پات - کان تشکیل یافته اتور همان اوت تورکی است که از فعل اوتاماق به معنی اتش زدن گرفته شده ریشه ان او ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شرمنده کلمه ای تورکی - عربی است که از شر و منده تشکیل یافته شر در عربی به معنی بدی می باشد ومنده درتورکی به معنی از من می باشد و معنی تحت الفظی ان یع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١٥

قهرمان کلمه ای تورکی است که از سه جز قه ار مان تشکیل یافته که قه در تورکی به معنای خشم می باشد ار به معنی مر د و مان علامت بزرگی است که در کل مرد بسی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دشمن کلمه ای تورکی است که از دو جزئ دوش و مان ترکیب یافته دوش از فعل دووشمق به معنی جنک کردن و مان نیز علامت بزرگی در تورکی است که در قهرمان تورکمان ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

شلخته کلمه ای تورکی می باشد که از دو جز شل و اخته تشکیل شده که شل به معنی فلج و اخته به معنی از کار افتادن بیضه است چون حیوان پس از عمل اختگی بیحال و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

اراتتابل اسم اولیه اردبیل بوده است که در منابع سومری به ان اشاره شده است و از سه جز ار > اتا > بل تشکیل شده است . ار در تورکی به معنی قهرمان اتا به م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چگین کلمه ای تورکی است که از دو جزو چیگ یعنی خام و یین از فعل یمق به معنی خورنده گرفته شده است و با هم خام خوار معنی می دهد و وجه تسمیه ان به زمان صف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

ملا باشی کلمه ای تورکی عربی می باشد که از دو جزو ملای عربی به مفهوم عالم دینی و باشی تورکی به معنی سر و راس تشکیل یافته و به معنی بزرگ عالمان دینی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

قینیق اسمی تورکی است که از قبایل اوغوز بوده به معنی محترم است سلاله سلجوقها از طایفه قینیق می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

سیل کلمه ای تورکی است که از فعل سیلمک یعنی تمیز کردن سطح با دست پاک کردن گرفته شده است ریشه آن سیل بوده و به مفهوم آب فراوان که ناگهانی ظاهر شده و هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

قام یا گام کلمه ای تورکی به معنی کاهن و رو حانی است از ان اسامی مانند طایفه گامر یا قمر و گاماتا یا همان بردیای دروغین مشتق شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

آواره کلمه ای تورکی است که از دو جزو آو به معنی شکار و آر به معنی مرد گرفته شده است ودر کل به معنی مرد شکارچی هست و چون شکارچی در پی شکار به هر جایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

گامر کلمه ای تورکی است که از دو جزو گام به معنی روحانی و ار به معنی مرد گرفته شده است ودر کل مرد رو حانی معنی می دهد و به عنوان طایفه بکار میرود اینه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

الپتکین اسمی تورکی است که از دو جزئ آلپ به معنی قهرمان و تکین یا تگین به معنی شاهزاده گرفته شده است و به معنی شاهزاده قهرمان بوده و سلسله غزنوی را پا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

ارتونقا اسمی تورکی است که از دو جزو ار به معنی قهرمان و تونقا به معنی یوز گرفته شده است که اسم اصلی افراسیاب سردار تورانی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرتور اسمی تورکی است که از دو جزو ار به معنی قهرمان و تور به معنی توران گرفته شده و آرتور در اصل از اقوام سارمات ساکن در شمال دریای سیاه بوده که از ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

آلماتا کلمه ای تورکی است که از دو جزو آلما به معنی سیب وآتا به معنی پدر تشکیل یافته و به معنی پدر و اصل و منبع سیب است و اسم قدیم پایتخت قزاقستان است