تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قرشمال کلمه ای تورکی است که در اصل قیریشمال می باشد از دو جزو قیریش به معنی چروکیدن و چیندار شدن ومال به معنی جنس تشکیل یافته و با هم یعنی جنس ناصاف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

آرخالق کلمه ای تورکی است که از دو جزو آرخا به معنی پشت و پسوند لق تشکیل یافته و با هم به معنی لباسی است که از پشت بسته و از جلو باز می باشد و دگمه هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

سوغات کلمه ای تورکی است که در اصل سوقت بوده از دو جزو سو به معنی دوست داشتن از فعل سومق و قت به معنی آوردن از فعل گتیرمق تشکیل یافته و با هم به معنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

ارمغان کلمه ای تورکی است که در اصل آرماغان می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

اوراقی کلمه ای تورکی است که از اوبراق به معنی فرسوده و کهنه گرفته شده و به صورت اوراق وارد فارسی شده است دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تاجیک کلمه ای تورکی است که از دو چزو تات به معنی یکجانشین و جیک علامت تصغیر تورکی تشکیل یافته و باهم به معنی یکجانشین کوچک است از انجا که در تورکیستا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

باسلق کلمه ای تورکی است که از فعل باسماق به معنی فشردن گرفته شده ریشه آن باس بوده و وقتی پسوند لق بذان اضافه می شود به شکل باسلق وبه معنی فشرده شده د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

باجناق کلمه ای تورکی است که به معنی دو مرد هست که با دو خواهر ازدواج کرده اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ته کلمه ای تورکی می باشد که در اصل تک بوده و به معنی نمد زیر زین اسب می باشد لغتنامه شاهمرسی در دیوان الغات تورک به صورت تب و به معنی ته می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تشر کلمه ای تورکی است که به معنی جنگیدن از را دور با تهدید کردن و گریختن می باشد که دشمن را به سوی خود کشانده و در فرصت مناسب به او ضربه بزند لغتنامه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کلمه ای تورکی است که به معنی سگک کمر بند است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تقه کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت تاققا بوده و به معنی حرکت ناگهانی می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جیش کلمه ای تورکی است که به معنی ادرار کردن اطفال می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

یاردانگ کلمه ای تورکی است که از فعل یارماق به معنی شکافتن گرفته شده یارادماق فعل با واسطه به معنی شکافانتن وخلق کردن بوده که ریشه ان یاراد می باشد وق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

شغال کلمه ای تورکی است و در اصل به صورت چاققال می باشد که به شکل شغال وارد فارسی و به شکل jackal وارد انگلیسی شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چاقچور کلمه ای تورکی است که به معنی شلوار گشادی است که خانمها دوره قاجار می پوشیدند و از کمر تا کف پا را می پوشاند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

چاغالا کلمه ای تورکی است که از چاغا به معنی طفل گرفته شده و چاغالا هم به نارس هر میوه از جمله بادام و زرد الو می گویند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

بچاپ بچاپ کلمه ای تورکی است که از فعل چاپاق به معنی تاختن و غارت کردن گرفته شده ریشه ان چاپ بوده و به صورت بچاپ به معنی غارت کن وارد فارسی شده است و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

جیغ کلمه ای تورکی است به معنی غوغا در دیوان الغات تورک امده است چیغیرماق هم به معنی جیغ زدن و داد زدن در تورکی می باشد که ریشه ان چیغیر بوده و به صور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چلو کلمه ای تورکی است که در اصل چیلوو می باشد و به برنج اب کشیده بدون مخلوط گفته می شود لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

چمن کلمه ای تورکی است که در اصل چیمن می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آلاچیق کلمه ای تورکی است که از دو جزو آلا به معنی رنگارنگ در لغتنامه شاهمرسی وچیغ به معنی حصار نیین در دیوان الغات تورک تشکیل یافته و با هم به معنی ح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

قزل الا کلمه ای تورکی است که از دو جزو قزل به معنی قرمز وآلا به معنی لکه لکه گرفته شده واسم یک ماهی است که لکه های قرمز در زمینه خاکستری دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سکو کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت سکی و به معنی زانو می باشد دیوان الغات تورک و به معنی برامدگی کنار دیوار بکار می رود لغتنامه شاهمرسی و به شکل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سرتق کلمه ای تورکی است که به صورت سیرتیق تلفظ می شود د ر قدیم سرتغ بوده با فتحه سین و کسره ت و به معنی کسی هست که همه حرفها را به جز برخی از آنها نمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

اتابک کلمه ای تورکی است که از دو جزو آتا به معنی پدر و بک به معنی بزرگ تشکیل شده و باهم به معنی پدر بزر گ است و بعنوان صدر اعظم بکار می رود و عینا به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سقز گلمه ای تورکی است که در اصل ساققیز می باشد و به معنی ماده ای لزج وچسبناک است دیوان الغات تورکی لغتنامه شاهمرسی لغتنامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

شیشلیک کلمه ای تورکی است که از دو جزو شیش به معنی سیخ و پسوند لیک تشکیل یافته و به معنی تکه های گوشت سیخ شده ای است که بر روی اتش کباب می شود وعینا ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

سنجر کلمه ای تورکی است که از فعل سانجماق به معنی سوراخ کردن نیش زدن گرفته شده ریشه ان سانج بوده وقتی پسوند فاعلی آر می اید به شکل سانجار و به معنی سو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

طاس کلمه ای تورکی است که در تورکی به صورت داز و به معنی سر کاملا بدون مو است ودر دیوان الغت تورک به شکل تاز ثبت شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دوش کلمه ای تورکی است در معنی دیشب در اصل رویا و خواب است نه دیشب در معنی دوشیدن و دوش آب از دوش تورکی به معنی پستان گرفته شده است دیوان الغات تورک ص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

توش کلمه ای تورکی است به معنی حس و حرکت که به مفهوم توان وارد فارسی شده است توشه هم یعنی جیزی که برای حس و حرکت لازم است دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

تغار کلمه ای تورکی است که به جوال گندم و جو گویند دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

توتک کلمهای تورکی است که در اصل به معنی لوله آفتابه می باشد و به معنی نوعی ساز دهنی لوله مانند بکار می رود دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یارا کلمه ای تورکی است که به معنی زخم می باشد و منظور از یارا نداشتن یعنی تاب نداشتن و هردو معنی زخم می دهند ومنظور تحمل زخم را نداری ودر کل در فارسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تاب کلمه ای تورکی است که به معنی محل زخم در اثر ضربه است دیوان اللغات تور ک و به شکل تاب نیاوردن وارد فارسی شده و منظور اینست که یارای زخمی در اثر چن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

چلاق کلمه ای تورکی است که در اصل جولق بوده و به معنی دست بریده است به صورت چلاق و به معنی دست یا پای فلج و معیوب وارد فارسی شده است لغتنامه های شاهمر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بطری کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت بوتیق وبه معنی مشک کوچک است دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سال از لغت تورکی ییل گرفته شده است yil

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

من کلمه ای تورکی است که در تمام زبانهای تورکی بکار می رود سن به معنی تو با من هم وزن است ولی تو با من نمی خواند بیز نیز همان جمع قدیمی بن یا من است ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

ایلچی کلمه ای تورکی است که از دو جزو ایل به معنی طایفه و پسوند چی شغلی تشکیل یافته و با هم به معنی شخصی است که مابین طوایف رفت و امد کرده و پیامها را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

ایل کلمه ای تورکی است که به معنی طایفه و عشایر بکار می رود و در اصل به صورت ال می باشد کلماتی مثل المان الخان الدنیز السون الدار الچی وغیره از همین ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

جر کلمه ای تورکی است که از فعل جیرماق به معنی پاره کردن گرفته شده ریشه ان جیر بوده وبه همین معنی وارد فارسی شده است دیوان الغات تورک ص271 سطر16ج 1

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تنبان کلمه ای تورکی است که در اصل تومان به معنی لباس زیر است و از تون به معنی لباس گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

باشلق کلمه ای تورکی است که از دو جزو باش به معنی سر و پسوند لق تشکیل یافته و منظور کلاه باشد به معنی شیر بها هم است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

یراق کلمه ای تورکی است که از فعل یارماق یعنی شکافتن گرفته شده است یار ریشه ان بوده وقتی پسوند آق بدان اضافه می شود به شکل یاراق و به معنی شکافنده در ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

غلام کلمه ای تورکی است که از قولوق به معنی خدمت گرفته شده است قول معنی بنده و نوکر می دهد به صورت غول در فارسی معنی دیو می دهد و قولام یعنی بنده هستم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قال کلمه ای تورکی است که از فعل قالماق به معنی ماندن گرفته شده و قال گذاشتن یعنی کسی را بدون اطلاع در میانه راه و کار ترک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

قلدر کلمه ای تورکی است که از دو جزو قول به معنی بازو و دور از فعل دورماق به معنی بلند شدن درست شده و با هم به شکل قولدور و به معنی دست بلند در امده و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

چماق واژه ای تورکی است که در پایه جومق بوده و به چم گرز و چوب دستی می باشد دیوان الغات تورک