تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

چغل واژه ای تورکی است که از دو بخش چوو به چم شایعه و پسوند غل درست شده و با هم به ریخت چغل و به چم خبرچینی در می اید واژه نامه دهخدا و شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

اردو واژه ای تورکی است که به جم قشون می باشد در واژه نامه های معین دهخدا شاهمرسی تورکی گفته شده است زبان اردو هم از زبانهای تورکی هندی عربی و انگلیسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

جادویی از واژه تورکی مغ که نام یکی از طوایف مادار است گرفته شده نام دشت مغان هم از مغ گرفته شده است mogh

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مچوس واژه ای تورکی است که از نام مغها که طایفه ای از مادارها هستند گرفته شده آنها در سرزمین مغان که نزدیک اردبیل هست زندگی می کردند هنگامیکه زرتشت نخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

بی بی واژه ای تورکی است به چم عمه و بانوی بزرگ واژه نامه های دهخدا معین شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

ننه واژه ای تورکی است به چم مادر بزرگ که از آنا ی تورکی به چم مادر گرفته شده که نخست آنا آنا بوده به چم مادر مادر یا همان مادر بزرگ که با گذشت زمان آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

چاق واژه ای تورکی است که به چم فربه می باشد در واژه نامه های دهخدا معین و شاهمرسی تورکی گفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

داش واژه ای تورکی است در زبان پارسی در چند چم بکار می رود یکی کوتاه شده داداش مانند داش رضا دومی در چم کوره آجرپزی که از داش تورکی یعنی سنگ گرفته شده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

چالش کلمه ای تورکی است که از فعل چالیشماق گرفته شده و به معنی تلاش و سعی و جهد می باشد و کلمه challenge هم از تورکی وارد انگلیسی شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

قرقی واژه ای تورکی است که یک گونه باز شکاری کوچک به اندازه کبوترمی باشد دهخدا معین شاهمرسی تورکی گفته اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

کماج واژه ای تورکی است که به چم نانی باشد که در درون خاکستر داغ پخته شود واژه نامه شاهمرسی و دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کی به چم چه کسی واژه ای تورکی است که از کیم گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

جیران واژه ای تورکی است که به چم آهو میباشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

عثمانی از واژه تورکی آتامان گرفته شده که از دو بخش آتا به چم پدر و پسوند مان به چم بزرگ درست شده و با هم به چم پدر والا می باشد این شاهنشاهی در 1299 ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

قمه واژه ای تورکی است که به چم شمشیر کوتاه دو لبه بوده در واژه نامه های دهخدا معین و شاهمرسی نیز تورکی گفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چارق واژه ای تورکی است که به ریخت چاریق بکار می رود در گذشته جروق بوده و به چم کفش است در واژه نامه های دهخدا معین شاهمرسی دیوان الغات تورک نیز تورکی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

آزربایجان واژه ای تورکی است که از چهار بخش آز به چم تورکهای آز ار به چم مرد بای یا همان بوی به چم طایفه جان نیز تازی شده قان پسوند جا و سرزمین درست ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

خان واژه ای تورکی است که به چم شاه می باشد و نخست به بزرگانی گفته می شد که از نوادگان آلپ ارتونقا یا همان افراسیاب باشند دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

دگنک واژه ای تورکی است که از کار واژه دویمک به چم زدن گرفته شده ریشه آن دوی بوده هنگامیکه پسوند نک بدان افزوده می شود به ریخت دوینک وبه چم چماق در ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

خان دایی واژه ای تورکی است که از دو بخش خان به چم بزرگ و زمامدار و دایی به چم برادر مادر درست شده و با هم دایی بزرگ می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

شبیخون واژه ای تورکی است که در پایه شاپقین بوده و به چم یورش ناگهانی است واژه نامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شام واژه ای تورکی است که از آخشام تورکی به چم شبانگاه گرفته شده و خورراکی است که در شبانگاه می خورند واژه نامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اردوان واژه ای تورکی است که در پایه اردوغان بوده که از دو بخش ار به چم قهرمان و دوغان نام یک پرنده شکاری درست شده است مانند ارطغرل ارآسلان یا ارسلان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

اجاق واژه ای تورکی است که از دو بخش اوت به چم آتش و پسوند جایی جاق درست شده که با هم به ریخت اوتجاق و به چم آتشدان در آمده که با گذشت گاه ت آن ریخته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

آقاسی واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و سی علامت مضاف علیه درست شده و به چم بزرگ یکجا بکار می رود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

آقا دایی واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و دایی به چم برادر مادر درست شده و با هم به چم دایی بزرگ است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

آقا داداش واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و داداش به چم برادر درست شده و با هم به چم برادر بزرگ می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

آقاخان واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و سرور و نیز خان به چم شاه وحاکم درست شده و با هم به چم حاکم بزرگوار می باشد و عنوان پیشوایان اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گنج واژه ای تورکی است که به ریخت گمج بوده دیوان الغات تورک

پیشنهاد
١٦

جیک وبوک واژه ای تورکی است که به چم چگونه نشستن قاپ بر روی تخته است که در گفتگو ی کوچه و بازار به چم اطلاعات شخصی می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

سرکه واژه ای تورکی است که در پایه سیرکا می باشد و مایعی ترش می باشد که از تخمیر هوازی انگور خرما و مانند آنها بدست می آید دیوان الغات تورک درست سازی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

برداشتن سنگ کلیه از سه بخش nephro به چم کلیه litho به چم سنگ وtomy به چم بریدن و برداشتن درست شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

تکه با کسره ت و تشدید کاف واژه ای تورکی است که در پایه تیکو و تیکه می باشد و به چم پاره و بخش بوده تیکو در دیوان الغات تورک و تیکه در واژه نامه شاهمر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

ترکمان واژه ای تورکی است که در پایه تورکمان بوده و از دو بخش تورک و پسوند مان به چم بزرگ و بالا درست شده و با هم به چم تورک بزرگ است پیشتر به تورکهای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دلقک کلمه ای تورکی است که در اصل دلخک بوده و از لغت دلی به معنی دیوانه گرفته شده است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

درب و داغون کلمه ای تورکی است که در اصل داربا داغین بوده که از دو جزو دارب به معنی ضربه و داغین از فعل داغیلماق به معنی فرو ریختن تشکیل یافته وباهم ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

اوماج کلمه ای تورکی است که از فعل اووماق به معنی پودر کردن و خرد کردن گرفته شده که ریشه آن اوو بوده وقتی پسوند ماج بدان اضافه می شود به شکل اووماج و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

اوغور کلمه ای تورکی است که به معنی اقبال شانس ویمن می باشد در لغتنامه دهخدا و شاهمرسی تورکی قید شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

گذر کلمه ای تورکی است که از گزمق تورکی به معنی گشتن گرفته شده ریشه آن گز بوده وقتی پسوند ار بدان اضافه می شود به شکل گزر و به معنی گردش کننده در می ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پاشا کلمه ای تورکی است که در اصل باش شاد می باشد که از دو جزو باش به معنی سر و شاد فرمانده سپاه تشکیل یافته و به تدرج ب به پ تبدیل شده و د نیز حذف گر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

چک به فتحه چ کلمه ای تورکی است که از فعل چکمق به معنی کشیدن گرفته شده چک یعنی بکش و به معنی کشیده وارد فارسی شده است چکش هم از همان ریشه می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پولاد کلمه ای تورکی است که عبارت از ترکیب آهن با کربن می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

آغشته کلمه ای تورکی است که از فعل آغولاشماق به معنی مسموم شدن گرفته شده ریشه آن آغولاش بوده که به شکل آغشته وبه معنی آلوده وارد فارسی شده است لغتنامه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

آغوش کلمه ای تورکی است که به معنی بر غلام ونیز سفیدسان است لغتنامه شاهمرسی و عمید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آق سقال کلمه ای تورکی هست که در اصل ]ق ساقال بوده و از دو جزو آق به معنی سفید و ساقال به معنی ریش گرفته شده و با هم به معنی ریش سفید است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

باسدیرما کلمه ای تورکی است که از فعل باستیرماق یعنی چال کردن گرفته شده و نوعی خوراکی هست که معمولا اردک جوجه یا تکه های گوشت گوسفندی را داخل پلو می گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برات کلمه ای تورکی است که در اصل بارات بوده و به معنی حواله می باشد ریشه انهم به لاشه گوسفند بر می گردد که توسط گرگ خورده شده و انر ا چوپان برای برائ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

باروت کلمه ای تورکی است که در اصل باریت بوده و گرده سیاه و ماده منفجره ای است که از گوگرد شوره و زغال درست میشود درلغتنامه معین و شاهمرسی تورکی قید ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

ابگرم معدنی واقع در سرعین اردبیل می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

قوتور سو کلمه ای تورکی است که از دو جزو قوتور به معنی جرب و سو به معنی آب تشکیل یافته و اسم آبگرمی می باشد که در استان اردبیل شهرستان خیو و دامنه ساو ...