تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

اوق کلمه ای تورکی است که از فعل اوگومق به معنی حالت تهوع امدن گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اوق زدن کلمه ای تورکی است که از فعل اوگومق به معنی حالت تهوع امدن گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

اقوشقه کلمه ای تورکی است که در اصل آچوشقا بوده که از فعل آچماق به معنی باز کردن گرفته شده آچیش باز شده بوده وقتی پسوند قا بدان اضافه می شود به شکل آچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ورنی کلمه ای تورکی است که نوعی گلیم قالی مانند بوده و در تورکی باستان به اژدها می گویند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بین کلمه ای تورکی است که از بیین تورکی به معنی مغز گرفته شده از انجا که مغز بین استخوانهای جمجمه است به معنی داخل و وسط وارد عربی و از انجا وارد فارس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

برابر کلمه ای تورکی است که از بیره بیر تورکی به معنی یک به یک گرفته شده است و معنی مساوی را می رساند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

دیلاق کلمه ای تورکی است که به شتر جوان می گویند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

دماغ کلمه ای تورکی است که در اصل داماق می باشد که به معنی کام بوده ودر فارسی به جای بینی به کار می رود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

داغون کلمه ای تورگی است که از فعل داغیماق به معنی پراکندن گرفته شده که ریشه ان داغی بوده وقتی پسوند این بدان اضافه می شود به شکل داغین و به معنی پراک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

تیمار کلمه ای تورکی است که از فعل تومارلاماق گرفته شده است که معنی نوازش به ویژه در حیوانات را می دهد و در اسب با شانه مخصوص انجام می شود به خاطر همی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تیماج کلمه ای تورکی است که در اصل توماج و به معنی پوست دباغی شده بز است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

دود کلمه ای تورکی است که در اصل توت می باشد و ت به د خیلی نزدیک است و به هم تبدیل می شوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

توسن کلمه ای تورکی است که از فعل توساماق به معنی جهیدن گرفته شده که ریشه ان توسا بوده وقتی پسوند ان بدان اضافه می شود به صورت توسان و به معنی جهنده د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تاوان کلمه ای تورکی است که به معنی سقف جریمه می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

توبره کلمه ای تورکی است که در اصل توربا می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تلاش کلمه ای تورکی است که از فعل تالاماق به معنی غارت کردن گرفته شده که ریشه ان تالا بوده وقتی ش پسوند می اید به شکل تالاش و به معنی غارت در امده که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

چالش کلمه ای تورکی است که از فعل چالماق به معنی زدن دزدیدن نواختن گرفته شده که ریشه آن چال بوده وقتی پسوند ش بدان اضافه می شود به شکل چالش و به معنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چخماق کلمه ای تورکی است که به معنی درخشیدن و جرقه زدن می باشد که به همین شکل و به معنی اتش زنه وارد فارسی شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

چپو کلمه ای تورکی است که از فعل چاپماق به معنی تاختن گرفته شده ریشه آن چاپ بوده وقتی پسوند او بدان اضافه می شود به شکل چاپوو و به معنی غارت در می اید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تارومار کلمه ای تورکی است که از تاراماق به معنی جستجو کردن از راه زیروروکردن غارت کردن گرفته شده ریشه آن تارا بوده و به شکل تکراری با میم بکار رفته و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تراش کلمه ای تورکی است که از فعل تاراماق به معنی جستجو کردن با به هم زدن یکجا . غارت کردن. شانه زدن گرفته شده ریشه آن تارا بوده وقتی پسوند ش بدان اضا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

بخش از لغت تورکی پارا و پارچا گرفته شده است para parcha

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

گشن کلمه ای تورکی است در مفهوم انبوه از قشون تورکی گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

قشون کلمه ای تورکی است که از فعل قوشماق به معنی متصل کردن گرفته شده ریشه آن قوش بوده وقتی پسوند اون اضافه می شود به شکل قوشون و به معنی به هم متصل در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

قشو کلمه ای تورکی است که از فعل قاشیماق به معنی خاراندن گرفته شده ریشه ان قاشی بوده که با اضافه شدن پسوند اوو به صورت قاشیوو وبه معنی خاراننده در امد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

سودا کلمه ای تورکی است که از فعل سومق به معنی دوست داشتن گرفته شده ریشه آن سو بوده وقتی پسوند دا بدان اضافه می شود به شکل سودا و به معنی عشق در می آی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

زیلو کلمه ای تورکی است که در اصل زیلی می باشد و با نخ پنبه و به اشکال رنگی بافته می شود لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

زگیل کلمه ای تورکی است که در اصل به شکل زیگیل می باشد لغتنامه شاهمرسی و به ریخت سنگیل در دیوان الغات تورک آمده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرنا کلمه ایی تورکی است که در اصل زیرنا می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

گلیم کلمه ای تورکی است که از فعل کیلمک به معنی بافتن گرفته شده ریشه آن کیل بوده ووقتی پسوند ایم بدان اضافه می شود به شکل کیلیم و به معنی بافته در می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کرخت کلمه ای تورکی است که از فعل کیریخماق به معنی اشتباه کردن گرفته شده ریشه آن کیریخ بوده و کیریختی به معنی اشتباه کرد ا ست وبه معنی احساس اشتباه و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

کمک کلمه ای تورکی است که از دو جزو کوم به معنی دسته و گرروه و پسوند اک درست شده که به معنی با گروه و با جمع می باشد و معنی هم کاری و یاری را می رساند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

کلوچه کلمه ای تورکی است در اصل کوکچه است که از کوکه به معنی فطیر گرفته شده که در فارسی به صورت کوکی بکار می رود و چه نیز علامت مصغر در تورکی می باشد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

کورگان کلمه ای تورکی است که از دو جزو کور به معنی بلند و گان یا قان به معنی مکان تشکیل یافته و به معنی جای بلند است در میان تورکان رسم بود که بر روی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کرک کلمه ای تورکی است که در اصل کورک بوده و به معنی پوستین و پشم و موی گوسفند و بز است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کوچ کلمه ای تورکی است که از فعل کوچمق به معنی از جایی به جای دیگر نقل مکان کردن گرفته شده لغات زیادی از همین ریشه در تورکی است کوچری کوچگون کوچه کوچم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کتک کلمه ای تورکی است که به معنی چماق و دسته هاون می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلک با فتحه کاف و لام کلمه ای تورگی است که به سنگ چین مرز اراضی کشاورزی می گویند چون برخی زارعین این سنگ چینها را به نفع خود جابجا می کنند فلذا اصطلا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

کل به فتحه کاف کلمه ای تورکی است که به معنی گاومیش نر است وبه معنی تنومند و قوی بکار می رود در اصطلاح کل اوغلان به معنی پسر قوی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کاکل کلمه ای تورکی است و در اصل به صورت ککیل می باشد وعبارت از مقداری مو است که بعد تراشیدن بر سر میماند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

چاخان کلمه ای تورکی است که از فعل چاخماق به معنی درخشیدن و جرقه زدن گرفته شده ریشه آن چاخ بوده وقتی پسوند فاعلی آن بدان اضافه می شود به شکل چاخان و ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

دوشیدن کلمه ای تورکی است که از دوش به معنی پستان گرفته شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

یاغی کلمه ای تورکی است که به معنی نافرمان سرکش می باشد از ریشه ییغما یا یغما نیست چون در معنی و ساختار فرق می کند از یاغماق به معنی باریدن نیز نمی تو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یغلق کلمه ای تورکی است و به معنی نوعی تیر پیکان دار است لغتنامه شاهمرسی و دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

یاشماق کلمه ای تورکی است که به معنی روبند می باشد و به همین صورت وارد فارسی و انگلیسی شده است yashmak

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

ینگی دنیا کله ای تورکی عربی است که ینگی به معنی جدید بوده و منظور از دنیای جدید قاره آمریکاست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

یغمور کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت یاغمور و به معنی باران است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

یخه یا یقه کلمه ای تورکی است که در اصل یاخا به معنی گریبان می باشد لغتنامه شاهمرسی لغتنامه دهخدا هم گفته تورکیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یاتاغان کلمه ای تورکی است که از دو جزو یات به معنی خوابیدن و اغان پسوند کثرت درست شده و به معنی بسیار خوابنده است در فارسی به محل اتصال میل لنگ و دست ...