پیشنهاد‌های محمد عرب دوست (٥٠٢)

بازدید
٧٤٤
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

املای صحیح این واژه، Specifically هست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

املای صحیح این واژه، undoubtedly هست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

undoubtedly, certainly

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک کاربرد رایج از این فعل: I really don't see how/what/why . واقعا درک نمیکنم که چطور. . . واقعا نمیفهمم که چطور. . . . I don’t see how we can so ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

I really don't see how/what/why . واقعا درک نمیکنم که چطور. . . واقعا نمیفهمم که چطور. . . . I don’t see how we can solve this problem. I really ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تصمیم نهایی The final decision is yours تصمیم نهایی با توعه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقتی گوینده داره چیزی رو از حافظه به زور به یاد میاره، از ساختار “Isn’t there something I heard about…” استفاده می کنه. مثل 👇 Isn’t there someth ...

پیشنهاد
١

وقتی گوینده داره چیزی رو از حافظه به زور به یاد میاره، از ساختار “Isn’t there something I heard about…” استفاده می کنه. مثل 👇 Isn’t there someth ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقتی نظرتون راجع به چیزی عوض میشه به کار میره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Due to Because of In order to/that

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

استفاده به عنوان adverb : In depth استفاده به عنوان adjective : In - depth

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

have been going for   مدت زمان = مدتیه که یه پروژه، فعالیت، یا رویداد در حال انجامه. This project has already been going for ten years

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مدت زمانی در حال انجام بودن ) have been going for   مدت زمان = مدتیه که یه پروژه، فعالیت، یا رویداد در حال انجامه. This project has already been ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مدت زمانی در حال انجام بودن ) have been going for   مدت زمان = مدتیه که یه پروژه، فعالیت، یا رویداد در حال انجامه. This project has already been ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مدت زمانی در حال انجام بودن ) have been going for   مدت زمان = مدتیه که یه پروژه، فعالیت، یا رویداد در حال انجامه. This project has already been ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آقای اشکان شما خودت توی معنی جمله ت عبارت ( شرکت کردن ) رو به کار بردی ولی بازم معنی خود لغت رو اشتباه نوشتی به ارمغان آوردن توی جمله شما از لغت brin ...

پیشنهاد
٠

عبارت بسیار پرکاربرد مخصوصا در محاوره ( نه در نگارش رسمی ) در آخر کلام استفاده میشه. معنی: موضع/نظر فعلی من این هست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هواشناس کارشناس هواشناسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی زوده که تصمیم بگیریم/بگیم ( گفتن مَجاز از دانستن )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

I just wish. . . ای کاش. . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکی از معانیش که کمتر مورد توجه عزیزان قرار گرفته، شواهد علمی هست. All the science shows that it’s going to get out of control if we fail to act.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت رایج و عامیانه انتقادی بچه منم میتونست اینکارو بکنه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دقیقا مشابه زمان فارسی که لغت مسخره دو معنی داره یکی از جهت خنده دار و مضحک بودن و دیگری به جهت چرند و بی اساس بودن، این واژه هم همین دو معنی رو داره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

حاضر بودن برای انجام کاری/چیزی Then you also have people with too much money and too little sense who are prepared to waste their money on this stuf ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاضر به انجام کاری/چیزی

پیشنهاد
٠

پول زیاد و عقل کم ( عبارت طعنه آمیز )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا جایی که من میبینم. . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت much of an opinion معمولاً در ساختار منفی یا شبه منفی می آید ( مثل don’t have much of an opinion، haven’t formed much of an opinion yet ) تا بگ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

از طرف دیگر، در مقابل، در عوض، دقیقا معنای On the other hand رو میده اما در رسمی تر و جدی تر در اسپیکینگ از on the other hand استفاده کنید اما در را ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در سیاست، یک معنی دیگر هم داره به قدرت رسیدن، پیروز انتخابات شدن If the other party gets in, they might change the tax rules

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل غیر رسمی برای Attention - grabbing جلب کننده توجه، توجه برانگیز، خیره کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

توجه کنید که تلفظ شکل اسم و شکل فعل این لغت متفاوته کِنداکت: فعل کُنداکت: اسم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Clarity وضوح ( به لحاظ روان و قابل فهم بودن ) Your statement doesn't have the required readability

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوانا، واضح

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Accompany: همراهی کردن Accompany with: همراه کردن ( یک مفعول رو با چیزی همراه کردن ) ، ضمیمه کردن چیزی با چیزی Accompany your story with a picture

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسبت به، بسته به، بر اساس معادل سطح بالا و رسمی برای این عبارات: Depending on, based on, according to

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Typically

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Importance

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این لغت، large هست!

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برخلاف انتظار، املای درست این لغت، Largely هست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Catch attention

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Seek: دنبال چیزی بودن، طلبیدن، جویا شدن، جستجو کردن Seek out: با زحمت و تلاش دنبال چیزی بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

صرفا به خاطر اینکه، فقط به خاطر اینکه. . . صرف اینکه. . . Perhaps what some of the older generation fail to understand is that just because the you ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور از واقعیت It couldn't be further from the truth

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سانحه هوایی فاجعه هوایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطوط خاصی از مترو که آخر هفته ها در طول شب ( تا صبح ) بدون توقف فعالیت می کنند، به جای اینکه نیمه شب تعطیل شوند. در لندن است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

در متون رسمی یا خبری، معنی "آغاز کردن" میده She opened her speech with a joke. → او سخنرانی خود را با یک شوخی آغاز کرد. The president opened the eve ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استقبال رسمی و با شکوه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای این لغت اشتباه است اسپل صحیح sore throat هست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ببخشید وسط بحث و جنگ و دعواتون چنین لغتی کلا در هیچ مرجعی وجود خارجی نداره هر لغتی که دیدید، قرار نیست یه Ly آخرش بذارید و ازش adverb بسازید.