پیشنهاد‌های محمد عرب دوست (٥٠٢)

بازدید
٧٥٥
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان معنای لغوی رو اشاره کردن. برای اینکه مفهومش رو هم بفهمید یک مثال میزنم همانطور که یک پزشک، تخصص میگیره بعد از دوره عمومی، پرستار هم تخصص میگیر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اینکه شما صرفا یک معنی از چندین معنی رو بلدید، دلیل بر غلط بودن نظر دیگران نیست دوست عزیزمون Figure درست گفتن در محاوره و به حالت Informal، این عبارت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این لغت، Noun هست و معادل رسمی برای Spanish man/woman استفاده میشه و Countable هست. . Spaniards celebrate their festivals with music

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معادل رسمی برای عبارات: Rude, impolite

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

اهل جر و بحث، فردِ بگو مگو کن دائم المخالف ( بسیار رایج ) ستیزه جویانه، ستیزه جو argumentative tone • become argumentative

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حالت گفتار، لحن Tone of respect Argumentative tone Friendly tone

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمل گرا، واقع بین، عملگرایانه ، غیر تئوری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Brainless Simple mind

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خطاب به پوسیده مغزهای ناگرامی انقدر از کلمه ایران و ایرانی و آریایی مایه نذارید. بگید اسلام! نگو صهیونیسم، ضد ایرانیه. بگو ضد اسلامیه. جدا از فکت و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آقای سرباز ، شما مگه فکر هم میکنید؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرباز جان شما باید مختارنامه نگاه کنی. استفاده از ساخته های کفار روی ذهن شما اثر میذاره و قبیحه. البته ببخشیدا، چون داخل بایو خودتون گفتید نهی از من ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحت تعقیب He's wanted for armed robbery

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوش اندام ( عموما برای خانم ها استفاده میشه )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پهن و محکم ( دارای بدن قوی و پرعضله و چهارشانه )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

To stay at home

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Strong wind

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکل اسم این مفهوم، downpour هست ( باران شدید )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Torrential rain: باران بسیار شدید و سیل آسا Downpour : باران شدید ( صرفا شدید، و نه سیل آسا ) Heavy rain: بارش زیاد باران ( بیشتر از بارش نم نم اما ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه، کاربرد ( اسم ) داره شکل فعل این مفهوم: pour down It was pouring down during the night

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Torrential rain: باران بسیار شدید و سیل آسا Downpour : باران شدید ( صرفا شدید، و نه سیل آسا ) Heavy rain: بارش زیاد باران ( بیشتر از بارش نم نم اما ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Torrential rain: باران بسیار شدید و سیل آسا Downpour : باران شدید ( صرفا شدید، و نه سیل آسا ) Heavy rain: بارش زیاد باران ( بیشتر از بارش نم نم اما ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Torrential rain: باران بسیار شدید و سیل آسا Downpour : باران شدید ( صرفا شدید، و نه سیل آسا ) Heavy rain: بارش زیاد باران ( بیشتر از بارش نم نم اما ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Torrential rain: باران بسیار شدید و سیل آسا Downpour : باران شدید ( صرفا شدید، و نه سیل آسا ) Heavy rain: بارش زیاد باران ( بیشتر از بارش نم نم اما ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

در صورت استفاده برای بیان نوع باران: نم نم This rain won't last long, it's only a shower

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به زبان ساده، heatwave دوره ایه ( معمولاً چند روز تا چند هفته ) که دمای هوا خیلی بالاتر از میانگین معمول همون منطقه در اون زمان از ساله. Europe is ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Change from hard and frozen state to softer state

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالاخره نفهمیدیم ریشه این لغت از تورکی هست یا لکی یا عربی و . . . اما اینو میدونیم که خیلی از این ریشه یابی ها به زور معده ست. به جای این حواشی و ش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمستان سخت Winter season with extermely wet, cold or wild weather

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اگر که تصاویر این لغت رو سرچ کنید متوجه میشید هیچ معادلی برای این لغت در فارسی وجود نداره اما توصیف این لغت به شرح زیر هست: در آب و هوای سرد و یخبند ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Misty مه آلود ( مه رقیق و سبک ) Foggy مه آلود ( مه غلیظ و غیر قابل دید ) Smoggy مه آلود ( آلودگی، دوده، تیرگی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Misty مه آلود ( مه رقیق و سبک ) Foggy مه آلود ( مه غلیظ و غیر قابل دید ) Smoggy مه آلود ( آلودگی، دوده، تیرگی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Misty مه آلود ( مه رقیق و سبک ) Foggy مه آلود ( مه غلیظ و غیر قابل دید ) Smoggy مه آلود ( آلودگی، دوده، تیرگی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بعضی از دوستان احتمالا پدر یا مادر زبان انگلیسی هستند که بیشتر از منابع رسمی اطلاعات دارن نظر دوستمون jay em عینا معنی ذکر شده در Cambridge هست ولی ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برخلاف نظر دوستان، لغت Holland فقط اشاره به دو استان غربی هلند شمالی و جنوبی داره و شامل کل کشور هلند نمیشه و البته حالت غیر رسمی هم داره در صورتی ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خانم زهرا این لغت ربطی به فنلاند نداره این مربوط به منطقه فلاندر هست، و نه فنلاند در شمال بلژیک هست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

توجه داشته باشید که حالت فعل این واژه تلفظ کاملا متفاوتی از حالت اسم داره اِنترانس! برای فعل ( مجذوب کردن، شیفته خوردن، مفتون کردن ) اینترِنس! برای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Economic : مربوط به اقتصاد Economical: کم مصرف، صرفه جو، مقرون به صرفه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Economic : مربوط به اقتصاد Economical: کم مصرف، صرفه جو، اقتصادی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به هییییچ عنوان معنی سریع به خواب رفتن نمیده. لطفا با حدس و گمان و استدلال شخصی معنی اضافه نکنید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

معادل محاوره ای برای furthermore, in addition

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Chef: سرآشپز Chief: ارشد، رئیس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در مجموع، با همه این اوصاف، در نهایت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تعداد زیادی از دوستان گفتن بهترین استفاده را از چیزی بردن! اینی که شما میفرمایید میشه: Get the best from sth ولی عبارتی که اینجا داریم، بیشتر معنی دو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

I hope it's nothing serious ابراز نگرانی مودبانه: امیدوارم چیز جدی نباشه His mother's ill? That's a pity. I hope it's nothing serious

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیمار شدن این اصطلاح در انگلیسی بریتانیایی کاربرد داره و نه امریکن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Take somebody's place به معنای جای کسی را گرفتن یا جای کسی بودن هست مثال: When the manager was sick, I took his place No one can take your place in m ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جای کسی را گرفتن، جای کسی بودن When the manager was sick, I took his place No one can take your place in my heart. A robot may take people’s place i ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جای کسی را گرفتن، جای کسی بودن When the manager was sick, I took his place No one can take your place in my heart. A robot may take people’s place i ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جای کسی را گرفتن، جای کسی بودن When the manager was sick, I took his place No one can take your place in my heart. A robot may take people’s place i ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

قصد داشتن. برنامه داشتن برای انجام کاری The bus companies are planning to reduce fares. The government is planning to increase taxes.