پیشنهادهای محمد عرب دوست (٥٠٢)
خارج از برنامه یا خارج از زمان بندی مشخص شده. معمولاً وقتی استفاده می شود که کاری، رویدادی یا فعالیتی طبق برنامه ریزی اصلی پیش نرفته یا در زمانی غیر ...
خطاب به آرمان بدیعی، دشمن ما همین جاست
برای مشروب خیلی استفاده میشه ولی این کلمه صرفا در این زمینه کاربرد نداره! برای هر نوشیدنی دیگه ای هم میشه استفاده کرد I'm a kind of heavy coffee drin ...
توجه داشته باشید که این فعل خیلی فراتر از مصرف کردن فارسی هست. شما وقتی اخبار هم نگاه میکنید، دارید مصرف میکنید، وقتی آب می خورید یا از لوازم الکتری ...
از پسش برآمدن، با موفقیت تمام کردن، رسیدن، دوام آوردن تا آخر It was a tough race, but I made it to the end. مسابقه سختی بود، ولی تا پایانش دوام آو ...
صدر جدول
Go hiking پیاده روی کردن ( در دشت یا کوه و حومه شهر و . . . )
یه کاری نکنید به اون موسسه ای که داخلش چند کلمه یاد گرفتید ناسزا بگیم اینجا محل کامنت گذاری جهت یادگیری نکات ثانویه لغوی هست ( اگر که خود دیکشنری قید ...
چنین لغتی در هیچکدوم از منابع رسمی از جمله oxford وجود خارجی نداره. از conflict استفاده کنید
در ورزش و مسابقات: line calls → تصمیم هایی که بر اساس موقعیت توپ نسبت به خطوط زمین گرفته میشن ( داخل یا خارج بودن ) . . judging line calls یعنی تصم ...
در ورزش و مسابقات: line calls → تصمیم هایی که بر اساس موقعیت توپ نسبت به خطوط زمین گرفته میشن ( داخل یا خارج بودن ) . . judging line calls یعنی تصم ...
اسم، خودِ ورزش ژیمناستیک → gymnastics صفت، توصیف چیزی مرتبط با ژیمناستیک → gymnastic Gymnastic exercises
اسم، خودِ ورزش ژیمناستیک → gymnastics صفت، توصیف چیزی مرتبط با ژیمناستیک → gymnastic Gymnastic exercises
در موعدش
محض اطلاع، فقط واسه اینکه در جریان باشی مثال: Just so that you know, the gym will be closed tomorrow. Just so that you know, this exam will be harde ...
حرکات یا ورزشی که روی زمین انجام میشود، نه روی وسیله یا دستگاه
یک معنی مهم دیگر هم داره: آماده، برپا به این مثال ها توجه کنید: The stage is up already. صحنه نمایش آماده و نصب شده. The fence is up now. حصار الان ...
ناپیدا، از قلم افتاده، جا افتاده، گم شده
تغییر چیدمان یا تغییر مکان اشیا . We changed the chairs around یعنی صندلی ها رو جابه جا کردیم ( محل قرار گرفتنشون رو عوض کردیم ) . . I changed my ...
احتمالا به دنبال go straight across میگردید همون go straight ahead ( مستقیم برو ) هست با این تفاوت که قراره از جایی عبور انجام بشه مثلا از عرض خیابان ...
همون go straight ahead ( مستقیم برو ) هست با این تفاوت که قراره از جایی عبور انجام بشه مثلا از عرض خیابان یا فرض کنیم رسیدید به چهارراه یا تقاطع و قر ...
در انگلستان کاربرد داره به معنی آزادراه در امریکن میگیم Highway
جا داره بگم: تماشاچی نباشیم همونجایی که بهمون ظلم میشه و کاری نمیکنیم ( شرکت نداشتن و صرفا تماشا کردن میشه spectate )
به اندازه کافی دوستان کامنت گذاشتن و همگی صحیح هست فقط یک نکته ای که هست اینه که وقتی میگیم ورزش سه گانه، منظور اینه که یک مسابقه واحد هست که درونش ا ...
نحوه گفتار، نحوه بیان، فن بیان ( شیوه کنار هم چیدن واژگان ) Do not copy the wording of your teacher. Try to paraphrase
ارائه دلیل، ارائه شواهد عنوان کردن علت
اولین ( در تاریخ ) The first ever women's World Cup was held in 1996
دوستان معنی رو اشاره کردن اما لازمه بگم که این عبارت صرفا در انگلستان استفاده میشه و در بقیه جاها میگیم Public school
در ورزش و مسابقات به خصوص فوتبال: سرمربی توجه داشته باشید که خودِ مربی یا همون Coach نقش آموزشی داره اما سرمربی نقش رهبر و رئیس رو داره
دارنده مدال Gold medallist Silver medallist
متولد شدن با نامِ . . . Muhammad Ali Clay was born as Cassius Clay
ستاره ورزشی ورزشکار سوپر حرفه ای که خیلی معروف و موفق شده باشه
توجه داشته باشید که در انگیسی بریتانیایی کاربرد داره
Check, review
ارائه پیشنهاد این پیشنهاد به لحاظ کلی نیست و منظور، ارائه قیمت، شرایط خرید و فروش و غیره ست
مشکلی نداشتن با. . . اوکی بودن با. . . Maybe my parents would be fine with the local markets! I can't spend my money on the old - fashioned styles ...
همزمان با. . . At the same time as you همزمان با تو At the same time as when he was alive همزمان با دوره ای که او زنده بود
به قطار رسیدن ( به موقع ) دقیقا متضاد عبارت miss the train این فعل میتونه برای وسایل نقلیه دیگر هم استفاده بشه catch the bus catch a flight catch an ...
به پرواز رسیدن ( به موقع ) دقیقا متضاد عبارت miss the flight این فعل میتونه برای وسایل نقلیه دیگر هم استفاده بشه catch the train catch a flight catc ...
به اتوبوس رسیدن ( به موقع ) دقیقا متضاد عبارت miss the bus این فعل میتونه برای وسایل نقلیه دیگر هم استفاده بشه catch the train catch a flight catch ...
در انگلیسی محاوره بریتانیایی، وقتی کسی می گوید “in the week” ( به خصوص بدون اشاره به عدد یا مقدار ) معمولاً منظورش روزهای وسط هفته است؛ یعنی دوشنبه ت ...
خواهشا نگید: مُرتْگِیج! ت و همینطور ی تلفظ نمیشن مُرْگِج صحیح هست
به اطلاع کسی رساندن پیام یا پیشنهاد کسی را به کس دیگری رساندن I'll put your offer to the owners
دست یافتن To arrive at the correct answer To arrive at a deal To arrive at an agreement
اصطلاح ملکی: ارائه پیشنهاد قیمتی رسمی برای خرید ملک
سردوش سیستم تخلیه آب و محل دوش گرفتن یک حمام رو در نظر بگیرید که بدون سرویس بهداشتی و وان باشه و فقط شیر و سردوش باشه
در رابطه با تبدیل شدن: Turn into: تبدیلی که با تغییر نقش باشد ( مثلا تبدیل یک اتاق خواب به اتاق مطالعه ) To turn a bedroom into study Turn to: تبدیل ...
در رابطه با تبدیل شدن: Turn into: تبدیلی که با تغییر نقش باشد ( مثلا تبدیل یک اتاق خواب به اتاق مطالعه ) To turn a bedroom into study Turn to: تبدیل ...
Equipped : وقتی صحبت از مجهز کردن با تجهیزات و ابزار و . . . باشه . Fitted: وقتی مجهز با چیزی غیر از تجهیزات باشه. مثلا شما برای آشپزخانه نمیتونی بگ ...
همچین لغتی وجود خارجی نداره عزیزان اون چیزی که مد نظرتون هست، لغت dramatically هست