پیشنهاد‌های محمد عرب دوست (٥١٢)

بازدید
٧٩٣
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود را با شرایط سخت وفق دادن، انعطاف نشان دادن I've learned to roll with the punches, rather than fight them

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

املای صحیح این واژه detrimental هست

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یعنی فریبکاری یا نمایشی که چیزی را بزرگتر/بهتر از آنچه هست نشان دهد. . مثال: His success is just smoke and mirrors.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر در انگلیسی بریتانیایی کاربرد داره. معادلش در امریکن میشه Trucking ترابری، حمل و نقل ( نه انسان، بلکه کالا و مواد و اشیا )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

be respectful of sth احترام گذاشتن به کسی یا چیزی He taught his children to be respectful of other cultures. او به فرزندان خود یاد داد که به فرهنگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک معنای پرکاربرد دیگر هم داره: حاشیه ( به لحاظ تعارض و جنجال ) مثلا در خانواده و رابطه و دوستی و . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت صحیح این عبارت، بدون the هست Some Indigent people have to borrow money to make ends meet

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اونی که میفرمایید معنی خانم رو میده ( به صورت مودبانه ) در واقع ma'am هست و نه mam!!! دقیقا معادل sir که برای آقایون هست استفاده میشه Yes sir Yes ma' ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

excessive use of drugs

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Indoor plant

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Houseplants

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهی برای بروز خلاقیت یا احساسات Painting is a creative outlet for me. Music is his main creative outlet.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سودجو Profiteering : سودجویی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Exotic, strange, unusual, weird

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Manifest, clear, obvious

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بردن از چیزی، هیجان زده شدن از انجام کاری، یا به دست آوردن لذت و هیجان . I get kicks from helping people She gets her kicks from extreme sports. او ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Have parallels with به معنی شباهت داشتن به / مشابه بودن با . The situation in our country has parallels with what happened in Europe a few years ago ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شباهت داشتن به / مشابه بودن با The situation in our country has parallels with what happened in Europe a few years ago. Her story has many parallel ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با احترام به همه عزیزان، تمامی معانی غلط هستن وقتی که x رو میشورید چون به y آلوده شده و y باید جدا بشه و از بین بره میگیم مثلا: I washed off Y به این ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Favor sth over sth یعنی چیزی رو به چیز دیگر ترجیح دادن/ فرق گذاشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه کنید که تلفظ این لغت با مفهوم نوشیدنی ساکه هست و با مفهوم دلیل و منظور و . . . سِیک هست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این فعل بیشتر برای مدرسه و دانشگاه استفاده میشه. نه اخراج از محل کار!! برای محل کار از dismiss یا losing job یا fire استفاده کنید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلفظ این لغت در حالت اسم و فعل متفاوته کانسِرو: کنسرو ( اسم ) کِنسِرو: نگهداری کردن، محافظت کردن و . . . ( فعل )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Shortness of breath

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احتراما بیشتر معانی دوستان غلط هستن عبارات ( میخوره به ) ( منتهی میشه به ) با lead to بیان میشه اما lead off یعنی منشعب شدن ، شروع شدن ( مسیر ) . م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگارش صحیح این لغت across هست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فردی، یک به یک One - on - one tuition = کلاس خصوصی، آموزش انفرادی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزمین اصلی یک کشور و نه جزیره های وابسته. Mainland China → چینِ اصلی ( غیر از هنگ کنگ، ماکائو، تایوان ) Mainland UK → بریتانیای اصلی ( غیر از جزای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دقت کنید که این واژه برای انسان کاربرد نداره!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

توجه بفرمایید که تلفظ این لغت در دو معنای مختلفی که داره، متفاوته کِنتَنت: راضی، خشنود کانتِنت: محتوا، ظرفیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غلطه نگارش صحیح این عبارت، smartphone هست و فاصله نداره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

توجه کنید که تلفظ این لغت در حالت صفت و فعل فرق داره دِلِبِرِت ( صفت ) دِلِبِرِیت ( فعل )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Lay waste to= destroy, ruin

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطرح کردن ( سوال، مشکل و معضل، خطر و تهدید )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانم نیرومند، احتراما معنی دوم و سوم رو جابجا نوشتید، به این ترتیب اصلاح میشه : distinction:وجه تمایز distinctive: واضح، روشن distinct: متمایز کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هیچ یک از دیکشنری های معتبر از جمله Oxford و Cambridge این لغت وجود خارجی نداره در واقع لغتی که دنبالش هستید Moist هست که به نوبه خود Adj هم محسوب ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Frontier city

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر مرزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Bury= دفن کردن Burial = خاکسپاری Burial urn= ظرف یا کوزه خاکستر مردگان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Less often Occasionally

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگفته از اصل و سنت، اصیل مثلا وقتی میگیم authentic method یعنی یه روش و متد اصیل ( و نه مدرن ) فرض کنید که نحوه پخت نان لواش اگه با دستگاه و ماشین ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

منسوخ، بی اعتبار، بد نام

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

چنین لغتی وجود نداره شکل noun عبارت مورد نظر upbringing هست و شکل verb به صورت bring up هست هرچیزی که دیدید ing آخرش داره قرار نیست حذفش کنید و ازش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روانه کردن به مسیر ِ . . . قرار دادن در مسیرِ. . . This game might launch the child on a path of anti - social behavior

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

با لغت instinct به معنی غریزه، اشتباه نگیرید

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Extroverted Gregarious

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

سرکار خانم مریم مزدایی تو خوبی! جمهوری اسلامیت خوبه نه پس میخوای دید خوبی به مهاجر غیر قانونی داشته باشن؟ الان شما دید خوبی به مهاجران افغانستانی غی ...