پیشنهادهای محمد عزیزی (١,٢٨١)
تکه تکه کردن ریز ریز کردن
تکه پاره کردن جر دادن
با شکست روبرو شدن به شکست انجامیدن The project may well fall through because of a lack of funds پروژه ممکن است به علت یک فقدان سرمایه با شکست روبرو ...
حلوا حلوا ارده
حلوا حلوا ارده
خونه ماندن
کشیده شدن گسترده شدن fields and woods stretched away to the horizon مزارع و جنگل ها تا افق گسترده شده بودند
جای دنجی قرار گرفتن/داشتن we stayed in a lovely hotel which was tucked away in a little village ما در هتلی دوست داشتنی که جای دنجی در یک روستایی کوچ ...
برگشتن به دوران ( خاصی ) The song dates back to my childhood ( قدمت ) این آهنگ برمی گردد به دوران بچگی من. The college dates back to medieval t ...
( خیلی ) کش پیدا کردن طولانی شدن the meeting dragged on and everyone got irritable جلسه خیلی کش پیدا کرد و همه کج خلق شدند my friend felt that the ...
بیش از حد طول کشیدن بیش از حد طولانی شدن به درازا کشیدن I'm sorry I'm late. my French lesson ran on, so I didn't leave school till 4. 30 p. m ببخش ...
یکسره ادامه دادن مصرانه ادامه دادن if we press on after lunch, we can probably finish the report by 5 p. m. اگر بعد از ناهار یکسره ادامه بدیم، احتم ...
دست دراز کردن ( با دست دنبال چیزی گشتن ) I reached out for the light switch but couldn't find it in the dark دستمو دراز کردم به سمت کلید برق اما ...
فضای دلنشین محیط جذاب
با موفقیت به سرانجام رساندن
پیشرفت کردن بر مبنایِ پیشرفت کردن با اتکا به we hope you will build on what you have learnt here ما امیدواریم شما پیشرفت کنید بر مبنایِ چیزی که اینج ...
از سختی ها عبور کردن
سرچشمه گرفتن از نشأت گرفتن از آب خوردن از
causing arguments or bad feeling between people, usually on purpose
پشت پرده یِ ( چیزی بدون )
بیشتر ماندن مدت بیشتری ماندن
بعد از رفتن بقیه ماندن بعد از رفتن دیگران ماندن
به خوبیِ
دور کمر My new skirt was far too loose, so I reduced the waistband by three centimeters دامن جدیدم خیلی زیاد گشاد بود بنا بر این تا سه سانتیمتر دور ...
( قیافه ) گرفتن وانمود کردن
helping, especially by doing work or giving money my husband's business is so busy at the moment that I'm helping out in the office کسب و کار شوهرم ...
مشایعت کزدن
راه خروچ را نشان دادن Let me show you out - it's quite hard to find the exit from here اجازه بدید به شما راه خروج را نشان بدم - پیدا کردن خروج از ای ...
خو گرفتن
از همون اولش از همون اول از اول
سر در آوردن فهمیدن I couldn't make out a word he was saying نتونستم یک کلمه از حرفاش سر در بیارم I can't make out why my computer won't let me save ...
طول شب She wandered aimlessly all night long through the deserted streets او تمام طول شب را بی هدف در خیابان های خلوت پرسه می زد
خیابان متروک
نقشه با جزئیات
بیماری لاعلاج His uncle has been diagnosed with a terminal disease and has been given only six months to live. عمویش به یک بیماری لاعلاج مبتلا شده ...
پیشنهاد بی شرمانه پیشنهاد غیر اخلاقی She was disgusted and enraged by his indecent proposal او از پیشنهاد بی شرمانه او منزجر و خشمگین شد
کمک با ارزش کمک ارزشمند
به موقع The timely evacuation of the village - - just before the tsunami struck - - saved many lives تخلیه به موقع روستا - - درست قبل از وقوع سونامی ...
تخصیصی
سلول انفرادی زتدان انفرادی The prisoner was put in solitary confinement زندانی به سلول انفرادی منتقل شد
خدمات پِیک پِیک ( خدمات پستی Postal service ) I don't think that was a very wise decision. You should've sent the documents through a courier ser ...
شرایط نامطلوب
جمعی It needed the collective genius of mankind to invent the wheel اختراع چرخ به نبوغ جمعی بشر نیاز داشت
سر میز Don't give your nose a blow at the table سر میز بینی ات را نگیر
خبر دادن The Foreign Secretary gave the good news that the negotiations could be launched later this year. وزیر امور خارجه این خبر خوب را داد که مذ ...
تهدید کردن How dare you threaten me! Who do you think you are? چطور جرات می کنی منو تهدید کنی! فکر کردی کی هستی؟
تازه فهمیدن تازه متوجه شدن If a fact dawns on you, you understand it after a period of not understanding it I was about to pay for the shopping w ...
نقض آتش بس
حساس به نور First of all, we'll need some chemical that is not sensitive to light اول از همه، به مقداری ماده شیمیایی نیاز داریم که به نور حساس نباشد