پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)

بازدید
٢,٩٢٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدی راهزنی جیب بری غارت شهر پر دزدست و پر جامه کنی خواه شحنه باش گو و خواه نی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میازار نیازار اذیت نکن دوست را مازار از ما و منت تا نگردد دوست خصم و دشمنت ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگهبانی پاسبانی حراست کردن حارسی از گرگ جستن شرط نیست جستن از غیر محل ناجستنیست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی شک به یقین بی گمان مطمئنا رو کسی جو که ترا او هست دوست دوست بهر دوست لاشک خیرجوست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوشیدن آب از چشمه بر آمدن آب از چاه جوشش علم و کمال از فرد عالم ور ره نبعش بود بسته چه غم کو همی جوشد ز خانه دم به دم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخشندگی ام دست و دلبازیم عقل دشنامم دهد من راضیم زانک فیضی دارد از فیاضیم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسوایی فضاحت مفتضح شدن رسوا شدن از گر آن احمقان طوفان نوح کرد ویران عالمی را در فضوح ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناعت کردن بد گفتن ناسزا گفتن سرزنش کردن زشتی نمودن نامهٔ دیگر نوشت آن بدگمان پر ز تشنیع و نفیر و پر فغان ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب رو زیبا رخسا زیبا چهره خوشگل آن دگر را خواند هم آن خوب خد هم نداد او را جواب و تن بزد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برآمده شده قلمبیده شده ورآمده شده توی بر تو برف ها هم چون علَم قُبّه قُبّه دید و شد جانش به غم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کودکان اطفال بچه ها هم چو فرعونی که موسی هشته بود طفلکان خلق را سر می ربود ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یار باوفا یار همراه یار مهربان دوست خوب ظن مبر بر دیگری ای دوستکام آن مکن که می سگالید آن غلام ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرو مشو حرکت نکن باد بر تخت سلیمان رفت کژ پس سلیمان گفت بادا کژ مغژ هشت بارش راست کرد و گشت کژ گفت تاجا چیست آخر کژ مغژ ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامه رسان نامه بر پیک پیام رسان کای عجب چونم نداد آن شه جواب یا خیانت کرد رقعه بر ز تاب ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیراهن جامه لباس پیرهن در مصر رهن یک حریص پر شده کنعان ز بوی آن قمیص ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادت نداریم دوست نداریم خو نداریم ای جمال مهتری که لب ما خشک و تو تنها خوری ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب یخ آب سرد یخ آب کوزه ای کو از یخابه پر بود چون عرق بر ظاهرش پیدا شود ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام یک مکان است بوی خوش آمد مر او را ناگهان در سواد ری ز سوی خارقان ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مورد سرزنش قرار گرفته طعنه زده شده رانده شده دیو دزدانه سوی گردون رود از شهاب محرق او مطعون شود ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقد کنندگان منتقدین انتقاد کنندگان در میان ناقدان زرقی متن با محک ای قلب دون لافی مزن ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یاوه بیهوده سخن بی ارزش چرت گویی چرند گفتن گل شکر خوردم همی گویی و بوی می زند از سیر که یافه مگوی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دروغ نگو لاف نزن تو ملاف از مشک کان بوی پیاز از دم تو می کند مکشوف راز ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دروغزن دروغگو لاف زن بوی سر بد بیاید از دمت وز سر و رو تابد ای لافی غمت ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لاف زدن بیهوده دروغ گفتن ادعای نادرست کو نشان پاک بازی ای ترش بوی لاف کژ همی آید خمش ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بشارت دادن مژده دادن صد کراهت در درون تو چو خار کی بود انده نشان ابتشار ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام درختی خوش بو است که صندل هم گفته میشود هر هلاک امت پیشین که بود زانک چندل را گمان بردند عود ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شعبده بازی گیج کردن سرگشته نمودن گفت موسی سحر هم حیران کنیست چون کنم کین خلق را تمییز نیست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جویدن نیشکر کنایه از کار کم اهمیت بعد شکر کلک خایی چون کند بعد سلطانی گدایی چون کند ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جذب نمودن بخود کشیدن طلب کردن معدهٔ خر که کشد در اجتذاب معدهٔ آدم جذوب گندم آب ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکوهیده بد ناپسند زشت هست موسی پیش قبطی بس ذمیم هست هامان پیش سبطی بس رجیم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاقبت نگر عاقبت اندیش عاقبت بین فضل مردان بر زن ای حالی پرست زان بود که مرد پایان بین ترست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک چشم کور یک چشم تا نباشی هم چو ابلیس اعوری نیم بیند نیم نی چون ابتری ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صاحب حرفه فن ورز پیشه ور استاد کار طبع تیز دوربین محترف چون خر پیرش ببین آخر خرف ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سر انگشتان نوک انگشتان بس انامل رشک استادان شده در صناعت عاقبت لرزان شده ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نابایسته ناشایسته نامناسب غیر ضروری زان عمامهٔ زفت نابایست او ماند یک گز کهنه ای در دست او ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزد جیب بر راهزن در ره تاریک مردی جامه کن منتظر استاده بود از بهر فن ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابقا کردن برجای گذاشتن زنده گذشتن بهر استبقای حیوان چند روز نام آن کردند این گیجان رموز ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقوق نفقه معاش مقرری گفت شاهنشه جرااش کم کنید ور بجنگد نامش از خط بر زنید عقل او کم بود و حرص او فزون چون جرا کم دید شد تند و حرون ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رهبر قائد زعیم امام پیشوا بزرگ نه تو گفتی قاید اعمی به راه ؟ صد ثواب و اجر یابد از اله ؟ ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مگذار نگذار هین بمگذار ای شفا رنجور را تو ز خشم کر عصای کور را ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خالص بدون هر آلایشی بدون هر ناخالصی ره شناسی می بباید با لُباب هر رهی را خاصه اندر راه آب ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشعشع تابان پرنور درخشان هین مشو پنهان ز ننگ مدعی که تو داری شمع وحی شعشعی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسوایی بدنامی آنچ منصب می کند با جاهلان از فضیحت کی کند صد ارسلان ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خلاصی رهایی آراستگی خویش ابله کن تبع می رو سپس رستگی زین ابلهی یابی و بس ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غره مغرور غفلت زده غافل مغفول تو چه دانی ای غرارهٔ پر حسد منت او را خدا هم می کشد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلند استوار محکم قوی که برآیم بر سر کوه مشید منت نوحم چرا باید کشید ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناگری بلد بودن فن شنا زیرکی سباحی آمد در بحار کم رهد غرقست او پایان کار ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکروهی چیزی مورد اکراه آن چنان خوش کس رود در مکرهی کس چنان رقصان دود در گم رهی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگرز هستم رنگ ساز هستم روشنی بخش رنگ رنگ تست صباغم توی اصل جرم و آفت و داغم توی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر افراخت برپا کرد نه بهانه کرد و نه تزویر ساخت نه لوای مکر و حیلت بر فراخت ✏ مولانا وز آنجا به رفتن علم برفراخت که آن خاک با باد پایان نساخت ✏ � ...