پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٤٩
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاو روی گاوچهر شبیه کله گاو زره دار با گُرزهٔ گاوروی برفتند گردان پرخاشجوی ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تیره و تار وخیم ناگوار بسیار بد به منذر چنین گفت بهرام گور که اکنون چو شد روز ما تار و تور ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاردانان کاربلدان ز هر سو برفتند کاریگران شدند انجمن چون سپاهی گران ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مزرعه کشتزار محل زراعت همان مرغ و گاو و خر و گوسفند یکایک برافزود بر کشتمند نگه کرد فرخنده بهرام گور جهان دید پر کشتمند و ستور ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخت جوز درخت گردو درخت گردکان بیامد بران گوزبن بر نشست بیاید هم اکنون به بختت به دست ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقاص رقصنده یکی پای کوب و دگر چنگ زن سه دیگر خوش آواز لشکر شکن یکی چامه گوی و یکی چنگ زن سیم پای کوبد شکن بر شکن ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاعر مدیحه سرا ترانه سرا تصنیف گوی هلا چامه پیش آور ای چامه گوی تو چنگ آور ای دختر ماه روی یکی چامه گوی و یکی چنگ زن سیم پای کوبد شکن بر شکن ✏ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاعر مدیحه سرا ترانه سرا تصنیف گوی هلا چامه پیش آور ای چامه گوی تو چنگ آور ای دختر ماه روی یکی چامه گوی و یکی چنگ زن سیم پای کوبد شکن بر شکن ✏ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولیدمثل زادآوری فرزندآوری ز کار زهشتان بپرسم نهان که بی مرد زن چون بود در جهان ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروهشته لفچ و برآورده کفچ به کردار قیر و شبه کفچ و لفچ ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چو تنین ازان موج بردارد ابر هوا برخروشد بسان هژبر فرود افگند ابر تنین چو کوه بیایند زیشان گروها گروه ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنا ساختمان ساز عمله ز دیوارگر هم ز آهنگران هرانکس که استاد بود اندران ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بپرسید زو گفت شب چون بدی که بیرون شدی دوش میگون بدی ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنبال نکردن پیگیر نبودن بدنبال نرفتن دوری گزیدن چو نامه بخوانی بیارای ساو مرنجان تن خویش و با بد مکاو ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برجای گذاشتن پر کردن جای دادن مرا مرده در خاک مصر آگنید ز گفتار من هیچ مپراگنید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشاورز زارع باغبان به سالی ز دینار من صدهزار ببخشید بر مردم خیش کار فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چرب زبان زبان آور فصیح خوش گو خوش کلام رسید این فرستادهٔ چرب گوی هم آن نامهٔ شاه فرهنگ جوی ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

گران پربها بهادار گرانبها ارزشمند با ارزش قیمتی بسی هدیه ها کز یمن برگزید بهاگیر و زیبا چنانچون سزید ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر کرد اندیشید تدارک نمود تعامل نمود سکندر سگالید زین گونه رای که تا روم آباد ماند بجای کسی کو بود شهریار زمین نه بازی ست با او سگالید کین پشیمان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکندر سگالید زین گونه رای که تا روم آباد ماند بجای کسی کو بود شهریار زمین نه بازی ست با او سگالید کین پشیمانی آمدش زان کار خویش که چون بد سگالید بر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر نکردن اندیشه ننمودن بیخیال شدن اهمیت ندادن بفکر نبودن تدارک ندیدن چو آید بدین باش و مسگال جنگ چو خواهی که ایدر نسازد درنگ ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رختشو فردی که رخت و لباس دیگران را می شوید به گازرگهی کاندرو بود سنگ سر جوی را کارگه کرده تنگ یکی گازر آن خرد صندوق دید بپویید وز کارگه برکشید چو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوست عزیزی که دیس لایک داده منت گذاشته و معنی درست کلمه برای یادگیری من ارسال نمایند. با سپاس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دلیر نترس بی باک شجاع چو شد جادوی زشت ناباکدار سوی آن خردمند گرد سوار ✏ فردوسی چنین داد پاسخ ورا گرگسار که ای نامور مرد ناباک دار ✏ فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دلاوران پهلوانان نامداران بزرگان بفرمود تا جهن رزم آزمای رود با تگینان لشکر ز جای ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

انتقام جو جنگجو جنگاور بپیش نیاکانت بسته کمر بهر کینه گه با یکی کینه ور ✏ فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

سریع رفتن تند راندن با سرعت طی طریق کردن اگر همچنین تیزرانی کنند به یک روز دیگر بدینجا رسند ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کینه گاه محل جنگ محل نبرد بپیش نیاکانت بسته کمر بهر کینه گه با یکی کینه ور ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

میراث ارثیه بجای مانده از مرده تو این مرده ری اسب چون یافتی ز بیژن کجا روی برتافتی ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رزمنده جنگاور پس آگاهی آمد همانگه بگیو ز گم بودن رزم زن پور نیو ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نیزه بفرمود شاه جهان تا سلیح بیارند تیغ و سنان و رمیح ✏ فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

همه دامن قرطه را کرد چاک ابر خستگیهاش بر بست پاک ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکارچی پیاده ببود و سپر برگرفت چو نخچیربانان که اندر گرفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکارچیان پیاده ببود و سپر برگرفت چو نخچیربانان که اندر گرفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ببارید تیر از کمان سران به روی اندر آورده کرگ اسپران همی تیر بارید همچون تگرگ بر آن اسپر کرگ و بر ترک و ترگ ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ببارید تیر از کمان سران به روی اندر آورده کرگ اسپران همی تیر بارید همچون تگرگ بر آن اسپر کرگ و بر ترک و ترگ ✏ �فردوسی�

پیشنهاد
١

فرزندان قارن نوادگان قارن سوی راست جای فریبرز بود به کتمارهٔ قارنان داد زود ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسترش بستر او تشک او خوابگاه او بالین او نهالیش بد خاک و بالینش سنگ خورش گوشت نخچیر و پوشش پلنگ ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل استقرار فرمانده جایگاه سپهدار محل قرار بزرگ و رئیس سپهدار پیران ز سالارگاه بیامد بیاراست قلب سپاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزمند حریص خساست برفتند هر دو به راه دراز یکی آز پیشه دگر کینه ساز ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند جوان ها شبیه جوانان گهی نام جست اندران گاه کام جوان بد جوانوار برداشت گام ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل جشن جای سرور یکی جشنگاهست ز ایدر نه دور به دو روزه راه اندر آید بتور ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شنا شنا کردن بدست چپ و پای کرد آشناه بدیگر ز دشمن همی جست راه ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنان شاد شد زان سخن تاجور که گفتی ز ایوان برآورد سر ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگستوان پوشیده تهمتن بفرمود تا سه هزار زره دار برگستوان ور سوار ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دلیر پهلوان جنگاور بغرید شنگل ز پیش سپاه منم گفت گرداوژن رزم خواه ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سر و صدای ادوات جنگی چرنگیدن گُرزهٔ گاوچهر تو گفتی همی سنگ بارد سپهر ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غمناک غصه دار افسرده به پیروزگر بر تو ای پهلوان که از من نباشی خلیده روان ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بپوشید رستم سلیح نبرد به آوردگه رفت با دارو برد برانگیخت کاموس اسپ نبرد هم آورد را دید با دارو برد ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل شکسته سوی گرد تاریک بنهاد روی همی شد خلیده دل و راه جوی ✏ �فردوسی