پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٤٩
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرز دار بدانست هومان که آمد سوار همه گرزور بود و شمشیردار ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تار و مار تهمتن به زاولستانست و زال شود کار ایران کنون تال و مال ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درنگ کردن تاخیر کردن با تانی عمل کردن آهسته بودن باید پی دشمن اندر گرفت ز مولش سزد گر بمانی شگفت بدو گفت کاموس کین رای نیست بدین مولش اندر مرا جای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرا مرگ نامی تر از سرزنش بهر جای بیغارهٔ بدکنش برو بازگردان سپه را ز راه ز بیغارهٔ دشمن و شرم شاه ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادو گر افسونگر چنین گفت پیران بافسون پژوه کز ایدر برو تا سر تیغ کوه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنان دار زوبین دار نیزه دار صفی برکشیدند پیش سوار سپردار و ژوپین ور و نیزه دار ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عناب کنایه از رنگ سرخ هوا تیره گشت از فروغ درفش طبر خون و شبگون و زرد و بنفش ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سردار سپهبد فرمانده سپاه بدست سواری که دارد هنر سپهبدسر و گرد و پرخاشخر ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازیانه شلاق گر ایدونک تازانه بازآورم وگر سر ز کوشش بگاز آورم ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان گور پاسبان قبر یکی بنده باشم روان ترا پرستش کنم گوربان ترا ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میاسای آسوده نباش استراحت نکن درنگ نکن ز رفتن شب و روز ماسای هیچ بهر منزلی اسپ دیگر بسیچ ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن بدرود کردن خداحافظی کردن چنان خوار برگشت زو رودبان که جان را همی گفت پدرودمان ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میان سرخس است نزدیک طوس ز باورد برخاست آوای کوس ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چکاوک برآمد خروش خروس و چکاو کبوده نیامد بنزد تژاو بدان سان که شاهین رباید چکاو ربود آن گرانمایه تاج تژاو ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سپهبد چو لشکر برو گرد شد ز آتش براه گروگرد شد گروگرد بودی نشست تژاو سواری که بودیش با شیر تاو پرستار وز مادیانان گله بدشت گروگرد کرده یله ✏ �فردوس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرنا نوعی ساز بادی غو کوس با نالهٔ کرنای دم نای سرغین و هندی درای ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلیران دژدار مردی هزار ز سوی کلات اندر آمد سوار ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گواژه همی زد پس او فرود که این نامور پهلوان را چه بود ز بام سپد کوه خنده بخاست همی مغز گیو از گواژه بکاست ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کزان گونه بتگر بپرگار چین نداند نگارید کس بر زمین ✏ فردوسی دل بتگر به مهر خود خراشی وز آتش افکنی بر بت تراشی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیزه دار سوار و پیاده بزرین کمر همه تیغ دار و همه نیزه ور ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپردار با نیزه ور سی هزار همه رزمجوی از در کارزار سپردار با نیزه ور سی هزار همه رزمجوی از در کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاه وش شبیه شاه سیمای شاهانه تو پور چنان نامور مهتری ز تخم کیانی و کی منظری ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقام جو کسی که کین خواهی کند به پیش سپاه برادر برو تو کینخواه نو باش و او شاه نو ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غمخوار غمگسار ببین نیک تا دوستدار تو کیست خردمند و انده گسار تو کیست ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سربازان که اینت بهای سر بی بها پلاشان دژخیم نر اژدها ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نصیحت آمیز پندآموز بدو گفت کاین نامهٔ پندمند ببر سوی دیوار حصن بلند ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تندخو آتشین مزاج عصبانی ازان کار گودرز شد تیز مغز برِ او پیامی فرستاد نغز ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مالیات ستان مامور اخذ خراج خراج گزار چنین داد پاسخ که ای شهریار پدر باژبان بود و من باژدار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محافظ رودخانه نگهبان رودخانه چنان خوار برگشت زو رودبان که جان را همی گفت پدرودمان ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهاران و جیحون و آب روان سه جوشنور و اسپ و برگستوان ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باج گیر خراج گیر مالیات ستان مستوفی گرفتند پیگار با باژخواه که کشتی کدامست بر باژگاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل گرفتن باج گمرک محل ورود کالا به کشور گرفتند پیگار با باژخواه که کشتی کدامست بر باژگاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گواژه بسی باشدت با فسوس نه مرد نبردی و گوپال و کوس ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان نافهٔ مشک و موی سمور ز در سپید و ز کیمال بور ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوندی برافگن هم اندر زمان بر شوم پی زادهٔ بدگمان ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدانست سرخه که پایاب اوی ندارد غمی گشت و برگاشت روی ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غم ناک غمگین سوزناک نباشد بشویم سرم را ز خاک همه بر تن غم بود سوگناک ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشمناک عصبانیت تندخویی که ناید بدین کودک از من ستم نه هرگز برو بر زنم تیزدم ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرم خو که آهسته دل کم پشیمان شود هم آشفته را هوش درمان شود ✏ �فردوسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چو بنمود خورشید تابان درفش معصفر شد آن پرنیان بنفش ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب آبنوس چوب سیاه و تیره ز بهرام گودرز وز ریونیز دلم تیر تر گشت برسان شیز ✏ فردوسی یکی دخمه کردندش از شیز و عاج برآویختند از بر گاه تاج ✏ �فردوسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنشاندند نشاندند نشستند خوان و می آراستند کسی کاو سزا بود بنشاستند ✏ فردوسی گرانمایه جایی بیاراستند فرستاده را شاد بنشاستند ✏ فردوسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانه دوباره به یک تاختن مغربل بکرد اندر انداختن ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نزدیکان خونی فامیل نسبی ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی ببین تا کدامند صد نامجوی ✏ فردوسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نزدیکان خوتی فامیل نسبی ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی ببین تا کدامند صد نامجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغرور پر از نخوت با تکبر مرا پیش کاووس بردی دوان یکی بادسر نامور پهلوان ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستیزه کرد نزاع نمود لجاجت کرد همان طوس نوذر بدان بستهید کجا: پیش اسپ من اینجا رسید ✏ �فردوسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپر دار مرد جنگی سپرور پیاده ده و دو هزار گزین کرد شاه از در کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشش لباس حجاب به پاسخ سیاوش چو بگشاد لب پری چهره برداشت از رخ قصب ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاوش چو نزدیک ایوان رسید یکی تخت زرین درفشنده دید ✏ �فردوسی�