پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٤٩
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه کرد نزاع نمود لجاجت کرد همان طوس نوذر بدان بستهید کجا: پیش اسپ من اینجا رسید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نخچیر گوران به دشت دغوی ابا باز و یوزانِ نخچیرجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگ جو جنگ طلب جنگاور جنگی مبارز به شبگیر چون من به آوردگاه روم پیش آن ترک آوردخواه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ابروها ابروان دو ابرو بفرمود تا رخش را زین کنند سواران بروها پر از چین کنند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیزه داران پیاده سپردار و نیزه وران شده انجمن لشکری بی کران ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لباس ترکی جامه ترکان پوشش شبیه ترکها تهمتن یکی جامهٔ تُرکوار بپوشید و آمد دوان تا حصار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سپردار و جوشنوران صد هزار شمرده به لشکر گه آمد سوار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

باج گیر باج خواه خراج ستان ساو گیر مگر شهر و دختر بماند بدوی نباشدش بر سر یکی باژجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به شهری کجا سست پایان بدند سواران پولادخایان بدند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برون کرد ببر بیان از برش به خوی اندرون غرقه بد مغفرش سبک دشتبان گوش را برگرفت غریوان و مانده ز رستم شگفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دشت بان نگهبان دشت ناطور دشت نگهبان کشتزار برون کرد ببر بیان از برش به خوی اندرون غرقه بد مغفرش چو در سبزه دید اسپ را دشتوان گشاده زبان سوی او شد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

عصا چوب دستی زن و کودک و مرد با دستوار نیافت از سر تیغ او زینهار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بگسترد زربفت بر میش سار هوا پر ز بوی از می خوشگوار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آغاز مکن شروع نکن اگر شاخ بد خیزد از بیخ نیک تو با شاخ تندی میاغاز ریک ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاوش کند بشکافد پاره کند بدرد بکافد تهیگاه سرو سهی نباشد مر او را ز درد آگهی ✏ فردوسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل جشن جای سرور به هر سو یکی جشنگه ساختند دل از کین و نفرین بپرداختند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشکید خشک شد شماساس را خواست کاید برون نیامد برون کش بخوشید خون ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان دژ فرمانده قلعه بدین روی دژدار بد گژدهم دلیران بیدار با او بهم ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دم دنبال به ننگ اندرون سر شود ناپدید به دنب کروخان بباید کشید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوشن داران زره پوشان زمین کوه تا کوه جوشن وران برفتند با گرزهای گران ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر از چین و چروک پرآژنگ شد روی پور پشنگ ز گفتار اغریرث آمدش ننگ ✏ فردوسی پر آژنگ رویی بی آیین و زشت بدان تیرگی جادویها نوشت ✏ فردوسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانند شیر همانند شیر مثل شیر به دستوریِ شاه من شیروار بجویم ازان انجمن کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل درد جای زخم محل آزردگی همان دردگاهش فرو دوختند به دارو همه درد بسپوختند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استاد ماهر زبردست بیامد یکی موبدی چرب دست مر آن ماه رخ را به می کرد مست ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکافت باز کرد پاره کرد بکافید بی رنج پهلوی ماه بتابید مر بچه را سر ز راه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسای از مصدر سائیدن بساو و برآلای بر خستگیش ببینی همان روز پیوستگیش ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاوش کردن شکافتن پاره کردن دریدن بکافد تهیگاه سرو سهی نباشد مر او را ز درد آگهی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه کرد جنگید رو در رو شد به کابل که با سام یارد چخید ازان زخم گرزش که یارد چشید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوان دوان آمدن بدو آمدن پوئیدن و پوئیدن همه پیش من جنگ جوی آمدند چنان خیره و پوی پوی آمدند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی زرد چهره به رنگ زعفران کنایه از روی زرد سوی خانه شد دختر دل شده رخان معصفر بزر آژده ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوابانیدن خواباندن سیه مژه بر نرگسان دژم فرو خوابنید و نزد هیچ دم ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهره گشاده چهره بشاش بر دختر آمد پر از خنده لب گشاده رخ روزگون زیر شب ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آورنده فرستاده آرندهٔ نامه بود مرا پاسخ نامه این جامه بود ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسیل کردن فرستادن روانه کردن چو بشنید گفتار اخترشناس بخندید و پذرفت ازیشان سپاس ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

او را فرستاد روانه کرد گسیل نمود چو بشنید گفتار اخترشناس بخندید و پذرفت ازیشان سپاس ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پذیرفت قبول کرد وعده داد پیمان نهاد چو بشنید گفتار اخترشناس بخندید و پذرفت ازیشان سپاس ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر وزن رهش و خزش به معنی سرنوشت و طالع چو یزدان چنین راند اندر بوش بران بود چرخ روان را روش ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت دهنده به تاخت برنده چمانندهٔ دیزه هنگام گرد چرانندهٔ کرگس اندر نبرد ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل پری داشتن غمگین بودن سپهبد نویسنده را پیش خواند دل آگنده بودش همه برفشاند ✏ �فردوسی�

پیشنهاد
٠

دلش پر بود دل پری داشت سپهبد نویسنده را پیش خواند دل آگنده بودش همه برفشاند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1_سخنور فصیح 2_سخن آشکار سخن غیر پنهان گشاده سخن کس نیارست گفت که نشنید کس نوش با نیش جفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غمگین اندوهگین ناراحت افسرده فسرده نگفتم من این تا نگشتم غمی به مغز و خرد در نیامد کمی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درختان انگور بهار آرد و تیرماه و خزان برآرد پر از میوه دار رزان ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از اوست از سوی اوست از طرف ادست بواسطه اوست بدویست گیهان خرم به پای همو داد و داور به هر دو سرای ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماه تمام ماه شب چهارده برآمد سیه چشم گلرخ به بام چو سرو سهی بر سرش ماه تام ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهان نیست پنهان نیست آشکار است مگر آنکه باشد میان دو تن سه تن نانهانست و چار انجمن ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غلام بچه خواجه چنین گفت با ریدک ماه روی که رو مر پرستندگان را بگوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع مرغابی پیاده همی رفت جویان شکار خشیشار دید اندر آن رودبار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جه کسی هستند کیستند نگه کرد دستان ز تخت بلند بپرسید کاین گل پرستان کیند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1_زرد رنگ 2_سرخ رنگ لب سرخ رودابه پرخنده کرد رخان معصفر سوی بنده کرد ✏ �فردوسی�