پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)

بازدید
٥,٣٤٥
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دریافت کننده هوشمند عاقل دو صد جان خاک دریابنده شاهی که دریابد به آهی یا نگاهی ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بت سازان بت تراشان سازندگان بت پرستندگان بت ستایشگران بت که ای عشق تو را از زیر دستان بتان و بتگران و بت پرستان ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بت سازان که ای عشق تو را از زیر دستان بتان و بتگران و بت پرستان ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ز بس بر آسمان می شد ز هر سوی نفیری چاوشان طرقوا گوی ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

میخ زده شده با میخ استوار شده به هر سمش هلالی بسته از زر ز سیم اختر رخشان مسمر ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی ساز دهنی ساخته شده از نی بدو کردند نی بستی حواله چو موسیقار پر فریاد و ناله ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لخت عریان برهنه بدون پوشش معطل گردن از طوق مرصع معرا عارض از زربفت برقع ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگون وارونه نه سر نی پای بود از بخت واژون ز بزم وصل همچون حلقه بیرون ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جرم خویش کرد اقرار مطلق برآمد زو صدای حصحص الحق جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سرای پر از غم و ماتم به یادش روی در ویرانه ای کرد وطن در کنج محنتخانه ای کرد ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غم سرا غم آهنگ غمگین نوا صدای پر از غصه صوت پر از ماتم زلیخا بود مرغ محنت آهنگ جهان چون خانه مرغان بر او تنگ ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

محل حرمان محل یاس و نا امیدی کنایه از دنیا فلک کو دیر مهر و زود کین است درین حرمانسرا کار وی این است ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

ظاهر شدن به جرم خویش کرد اقرار مطلق برآمد زو صدای حصحص الحق جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جفاکار ستمکار ظالم جفایی گر رسد او را ز جافی کنون واجب بود آن را تلافی جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

اشارت کرد کز زندانش آرند بدان خرم سرابستانش آرند جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مصایب شداید گرفتاری سختی به جز ایزد نماند او را پناهی که باشد در نوایب تکیه گاهی جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

وصف کننده. بیان کننده توصیف کننده بگفتا گاو و خوشه هر دو سالند به اوصاف خودش وصاف حالند ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بگفتا باید ایام فراخی که ابرو نم نیفتد در تراخی ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با شرف شرفمند شرافت مند باشرافت ز یوسف ما به جز پاکی ندیدیم به جز عز و شرفناکی ندیدیم ✏ جامی پیام آورد کای شاه شرفناک سلامت می رساند ایزد پاک ✏ ج ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بفکر گناه بودن درفکر گناه بودن درصدد گناه بودن در اندیشه گناه بودن مرا پیشه گناه اندیشگی نیست در اندیشه خیانت پیشگی نیست ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماتم سرا محنت سرا ماتم کده اگر خواهد ز من بیرون نهم پای ازین غمخانه اول گو بفرمای ✏ جامی ز دلتنگی در آن غمخانهٔ تنگ سرود بینوایی کرد آهنگ ✏ وحشی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حاکم شاه پادشاه صاحب مقام چو رو سوی شه مسندنشین کرد به وی یوسف وصیت اینچنین کرد ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جایگاه سریر تخت گاه جوانمردی که سوی شاه می رفت به مسندگاه عز و جاه می رفت ✏ جامی یکی را بهر ماتم کاه پاشند یکی را زر به مسندگاه پاشند ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خوش طالع خوشبخت نیکبخت به روزگار بپرسیدی ازان پس حال او را جمال روی فرخ فال او را ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شب آمد عاشقان را پرده راز شب آمد بی دلان را غصه پرداز ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گمان میکند فکر میکند تصور می نماید گماند کزو بگذری راه نیست و گر در زمانه جز او شاه نیست ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

وگر فام خواهی بیاید ز راه درم خواهد از مرد بی دستگاه نباید که یابد تهیدست رنج که گنجور فامش بتوزد ز گنج ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشاورز برزگر باغبان زارعت کار ببارید برگل به هنگام نم نبد کشتورزی ز باران دژم فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خلق و خو سرشت طبیعت رفتار وگر خود بود آنک خوانیم خیم که با او ندارد دل از دیو بیم ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بایسته شایسته ارجمند سخنهای باینده گویم کنون که دل را به شادی بود رهنمون ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوشنودی شادکامی وزین گوهران گوهر استوار تن خشندی دیدم از روزگار ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

همان خوش منش مردم خویش دار نباشد به چشم خردمند خوار ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدو گفت کاندر جهان مستمند کدامست بد روز و ناسودمند ✏ فردوسی

پیشنهاد
١

سقوط

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بشوریده آشفته کرده پریشان نموده نبرده آن هوا آب و گلش را بشولیده نکرده سنبلش را ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرمز کم رنگ رنگ صورتی نهادی بند بر دل از دوالش ز خون دیده دادی رنگ آلش ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سرسختی یکدندگی لجاجت ولی سوهان نگیرد آهن او نباشد غیر رو سختی فن او جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زلیخا را غبارانگیز کردند به زندان کردن او تیز کردند ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

موجب باعث دلیل هوایش مایه بخش هر وبایی زمینش کشتزار هر بلایی ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

در او ضیق النفس هر زنده ای را نشیمن هر به مرگ ارزنده ای را ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خطرناک خطیر گرانبها چو از لب بگذرد سیل خطرمند نهد مادر به زیر پای فرزند ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حاجت داران نیازمندان به بی حاجت تو را گر حاجتی هست مکش از حاجت حاجتوران دست ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بد نهاد. بد طینت زشت نهاد . . . او نمی دانست که این بانو نیک سرشت یا سیاه نهاد است. شیطان لئوتولستوی ترجمه سروش حبیبی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

منسوب به دم خونی . . مزاجی دموی و رویی سرخ و درخشان و دندانهایی سفید و لب هایی سرخ و زنده و موهایی نه چندان پرپشت. . . . شیطان لئوتولستوی ترجمه سرو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

واحدی در سطح برابر با 1/09هکتار یا 10900 متر مربع که در روسیه استفاده میشود کافی بود که جنگل و چند قطعه زمین بایرشان را بفروشند و ملک اصلی سمیونوفسکا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

چاقو کارد چو خوان برداشتند از پیش آنان زلیخا شکرگویان مدح خوانان نهاد از طبع حیلت ساز پر فن ترنج و گزلکی بر دست هر تن ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بسا زیبا رخ نیکو شمایل که سویش طبع مردم نیست مایل بسا لولی وش شیرین کرشمه که ریزد خون ز دل ها چشمه چشمه ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جای محنت کنایه از دنیا زندان چو یوسف را گرفت آن مرد سرهنگ به محنتگاه زندان کرد آهنگ ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تب و تاب چو یوسف از عزیز این تاب و تف دید چو موی از گرمی آتش بپیچید ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وفادار غلامان حلقه در گوش تو گشتند صفاکیش و وفاکوش تو گشتند ✏ جامی