پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)

بازدید
٥,٣٤٧
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گمان برد فکر کرد تصور نمود گمان زد شد که خواهد کام او داد به وصل خویشتن آرام او داد ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بگفت این و کشید از زیر بستر چو برگ بید سبزارنگ خنجر ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بی ذاتی بدگهری ناپاکی بدسرشتی عزیز این کج نهادی گر بداند به من صد محنت و خواری رساند ✏ جامی آن کجرو کج نهاد کج دل در دایره کجیش منزل ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بی مثل و مانند کنایه از خداوند به آن بیچون که چونها صورت اوست برونها چون درونها صورت اوست ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

زلیخا بر درش قفلی دگر زد دگر سان قصه اش از سینه سر زد ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل اقامت محل نزول آمدن محل فرود آمدن در آن خانه سخن کوتاه کردند به دیگر خانه منزلگاه کردند ✏ جامی بر او پیر از تعجب دیده بگشاد به منزلگاه خویشش ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اطاعت کردن پیروی نمودن تسلیم گشتن بگفتا در گنه فرمانبری نیست به عصیان زیستن طاعتوری نیست ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایحه بو تو کان آتشی من پنبه خشک تو باد صرصری من نفحه مشک ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1_بی حیایی بی شرمی 2_کم رویی بی توجهی کم توجهی کنون کز دیدن روی تو شادم ز بی رویی تو بس نامرادم ز بی رویی گذر رویی به من کن ز روی مهر با من یک سخن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1_بی شرمی بی حیایی 2_بی محلی کم رویی کم توجهی کنون کز دیدن روی تو شادم ز بی رویی تو بس نامرادم ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دستبند امضا ز دستینه دو ساعد دیده رونق ز زر کرده دو ماهی را مطوق ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندیل ها قنادیل گهر پیوندش آویخت ریاحین بهر عطرش در هم آمیخت ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست در گردن یار انداختن به هم بنشسته چون معشوق و عاشق ز مهر جان و دل با هم معانق ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صیقل کردن صاف کردن مرتب هر یک از لون دگر سنگ صقالت دیده و صافی و خوشرنگ ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممهد فرش مرمر در ممرهاش موصل زآبنوس و عاج درهاش ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زندگی بخش جان بخش به نقش آفرینش چون زدی رای شدی از خامه لوح هستی آرای ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گسترده شده ممهد فرش مرمر در ممرهاش موصل زآبنوس و عاج درهاش ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممهد فرش مرمر در ممرهاش موصل زآبنوس و عاج درهاش ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سقف گچبری شده بجستی بر شدی بر طاق اطلس بر ایوان زحل بستی مقرنس ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خط کش ابزار معماری چو بهر خط ز طبعش سر زدی خواست بر او آن کار بی مسطر شدی راست ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ز تشکیلش مجسطی سخت آسان ز تشکیک وی اقلیدس هراسان ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

باز کردن حجاب از صورت رخ نمودن چهره نمودن بسازم چون ارم دلکش بنایی بگویم تا در او صورت گشایی ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

هر آن معشوق کز عاشق نفور است به صورت گرچه نزدیک است دور است ✏ جامی عجب تر کان غلام از وی نفور است ز دمسازی و همرازیش دور است ✏ جامی بر هر ضرری صبو ...

پیشنهاد
٢

بدان هر مرغک انجیر خواره دهان برده چو طفل شیر خواره جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جدول کشیده طراز ازان لوح مجدول خرده دانان رموز صنع حی پاک خوانان ✏ جامی آمد قد او به لطف اول شد برگ گلش ز خط مجدول ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

عنادل زان جلاجل نغمه پرداز درین فیروزه کاخ افکنده آواز ✏ جامی به رنگ چشم آهو مهره گل فلک بر صورت بال عنادل ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنگوله های زرین جرس های طلایی ز جنبش لمعه های نور در ظل دف گل را شده زرین جلاجل ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ز حلوا خرمنی هر خوشه از وی گرفته خسته جانان توشه از وی ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که چون یوسف ز لبهای شکر خا فشاند این تازه شکر بر زلیخا ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخت نارنج درختانش کشیده شاخ در شاخ به تنگ آغوشی هم نیک گستاخ چمن نارنج بن را صحن میدان به کف نارنج و شاخش گوی و چوگان ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

چتر داشتن کسی که چتر را برای حفاظت از صاحب مقامی در دست دارد درختانش کشیده شاخ در شاخ به تنگ آغوشی هم نیک گستاخ نشسته گل ز غنچه در عماری به فرقش نا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آغوش تنگ داشتن درختانش کشیده شاخ در شاخ به تنگ آغوشی هم نیک گستاخ ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گل سرخ به گردش ز آب و گل سوری کشیده گل سوری ز اطرافش دمیده ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهنسالان پیران سالمندان چمن پیرای باغ این حکایت چنین کرد از کهن پیران روایت ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

باغبان کسی که به امورات باغ و چمن بپردازد چمن پیرای باغ این حکایت چنین کرد از کهن پیران روایت ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیراینده پیرایش کننده چمن پیرای باغ این حکایت چنین کرد از کهن پیران روایت ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ز من فصاد هر رگ را که کاود به جای خون غمت بیرون تراود ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

ز نزدیک پدر دورم فکندند به خاک مصر معجورم فکندند ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چنان در لجه عشق توام غرق کزو خالی نیم از پای تا فرق ✏ جامی در لجه فیض نیست امساک لیکن قحط است خاطر پاک ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بوالهوس ناپاک بی عفت که من دارم ز فضل ایزد پاک امید عصمت از نفس هوسناک ✏ جامی پس از کشتن به زیر پرده خاک به تو پیوندد این جان هوسناک ✏ جامی از س ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دستور بد امر ناپسند وسوسه ز بدفرمای نفس معصیت زای نهم در تنگنای معصیت پای ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوشبخت نیک بخت توانگر خوش آن بیدل که دولتیار گردد به گرد خاطر دلدار گردد ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

صیقل دهنده صاف کننده براق کننده مصفا شو ز مهر و کینه خویش مصیقل کن رخ آیینه خویش ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل محراب محرابگاه محل نیایش به کنج آن عبادتخانه ره کرد ز عالم رو در آن محرابگه کرد ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیایش دعا نماز چو در طاعتگری عمرش سرآمد به جان دادن چو مردان خوش برآمد ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به دست وی چو گوهر دار یاره سفالین سبحه آمد در شماره جامی بود کاین سبحه گردانیدن من برد آلودگی از دامن من ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی دیبای سیاه فاخر تن خود ز اطلس و اکسون بپرداخت لباس آیینه آسا از نمد ساخت جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جای بستن زرین عصابه به سر بربست پشمین پای تابه جامی بر بند عصابه نیازم زان ساز به عشق سرفرازم ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوراب پوششی که به پای بندند به جای بستن زرین عصابه به سر بربست پشمین پای تابه جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقنعه پوشش سر بانوان به جای تاج از گوهر مرصع قناعت کرد با فرسوده مقنع جامی