قنادیل
لغت نامه دهخدا
- قنادیل چرخ ؛ کنایه از ستارگان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
قندیل ها
قنادیل گهر پیوندش آویخت
ریاحین بهر عطرش در هم آمیخت
✏ جامی
قنادیل گهر پیوندش آویخت
ریاحین بهر عطرش در هم آمیخت
✏ جامی
فانوس هایی که راه رابرای ره گم کردگان نشان می دهند P p P p مثل باندفرودگاه ونشستن هواپیماهاو. . . ورسیدن به آشیانه