پای تابه
لغت نامه دهخدا
|| جورَب. ( منتهی الارب ). جوراب.
- پای تابه گشادن ؛ بجائی مقیم شدن. ( رشیدی ). کنایه از، از سفر بازماندن و اقامت کردن باشد و کنایه از، از سفر آمدن و مقیم شدن هم هست. ( برهان ).
- پای تابه اش در هند باز شدن ؛ به سفری دور رفتن.
فرهنگ فارسی
( اسم )۱- پاتابه ۲- جوراب . یا پایتاب. کسی در هند باز شدن . بسفر دور رفتن وی .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
جوراب
پوششی که به پای بندند
به جای بستن زرین عصابه
به سر بربست پشمین پای تابه
جامی
پوششی که به پای بندند
به جای بستن زرین عصابه
به سر بربست پشمین پای تابه
جامی