نهبه. [ ن َ ب َ / ن ُ ب َ ] ( ع اِمص ) غارت. ( غیاث اللغات ). نهبة. رجوع به نهبة شود. - نهبه کردن ؛ غارت کردن. تاراج کردن : می رود با تو که یابد عقبه ای که تواند کردت آنجا نهبه ای.
مولوی.
|| دریافت. ادراک. فهم. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
غارت، غارتگری.
پیشنهاد کاربران
غارت تارج چپو تا خبر دادش یکی روزی که شد ملک و مالت نهبه ی این قوم لد ✏ �ملا احمد نراقی�