می کفیدند

پیشنهاد کاربران

می ترکیدند
می شکفتند
هر روز که صبح بردمیدی
یوسف رخ مشرقی رسیدی
کردی فلک ترنج پیکر
ریحانی او ترنجی از زر
لیلی ز سر ترنج بازی
کردی ز زنخ ترنج سازی
زان تازه ترنج نو رسیده
...
[مشاهده متن کامل]

نظاره ترنج و کف بریده
چون بر کف او ترنج دیدند
از عشق چو نار می کفیدند
شد قیس به جلوه گاه غنجش
نارنج رخ از غم ترنجش
برده ز دماغ دوستان رنج
خوشبویی آن ترنج و نارنج
✏ �نظامی