ناپاینده. [ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) فانی. عارضی. ( ناظم الاطباء ). گذران. فناپذیر. ناپایدار. که پاینده و پایدار نیست. بی دوام.زوال پذیر. ناپایا. نامستدام. غیرمستمر. مقابل پاینده به معنی دائم و جاودان و مخّلد. || نااستوار. سست. غیرمحکم. که قائم و استوار و ثابت نیست.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ناپایدار.
پیشنهاد کاربران
ناپایدار فانی رفتنی گذشتنی بپوشیده ز ناپاینده دیده ولی پوشیده آینده دیده ✏ جامی