تلخ عمر

لغت نامه دهخدا

تلخ عمر. [ت َ ع ُ ] ( ص مرکب ) تلخ عیش. آنکه به سختی و زحمت زندگانی می کند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

تلخ عیش . آنکه به سختی و زحمت زندگانی می کند .

پیشنهاد کاربران

تلخکام
اوقات تلخ
خلق و خوی تنگ
زلیخا تلخ عمر اندر عماری
رسانده بر فلک فریاد و زاری
✏ جامی