صورتخانه. [ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) بتخانه. بُدّ : گفتگوی گشت صورتخانه هرکه بازداشت صورت چین چشم بر در گوش بر دیوار داشت.خواجه آصفی ( از آنندراج ).
[عربی. فارسی]۱. [منسوخ] اتاقی که بازیگران و نوازندگان تئاتر برای تغییر لباس یا گریم به آنجا می رفتند.۲. [قدیمی، مجاز] بتخانه، بتکده.
بتخانهبه صحرای ختن نه از کرم گامبه صورتخانه چین گیر آرام✏ جامیندیده با هزاران دیده افلاکچو او نقشی به صورتخانه خاک✏ جامی+ عکس و لینک