پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)

بازدید
٥,٣٤٠
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

رنگ آمیزی کردن رنگ نمودن خزان شدن پاییز شدن گلزار ز هر گل و گیاهی شد رنگرزانه کارگاهی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیباچه دفتر صباحت عنوان صحیفه ملاحت ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

شرح جدایی ها طغراکش این فراقنامه این رشحه برون دهد ز خامه ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

کسی که عنان مرکب را می کشد بعضی اوقات معادل ساربان شد وقت وی از سماع آن خوش وز هم دمیش نشد عنانکش ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

موجب شادی و سرور برخواند طرب فزا نسیبی دادش ز غذای جان نصیبی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رها شده آزاد شده تو بند به نفس و من رهیده تو رام به طبع و من رمیده ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اعرابی کز بر عرب یکی عرابی مقبول خرد به خرده یابی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

موی سیاه موهای سیاه وز سر شده موی تار تارش از شعر سیه به بر شعارش ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آواره سرگردان درپی کسی گشتن دربست میان به گردبادی شد مرحله گرد کوه و وادی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

انسانها آدمیان او نیز ز جنس وحش گشته ست وز انس به انسیان گذشته ست ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمق بیابان از پره بر و عرصه دشت بر عامریان چو باد بگذشت ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آواز خوشش مهیج شوق چاک افکن جیب صاحب ذوق ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نکته بین ریزبین کز بر عرب یکی عرابی مقبول خرد به خرده یابی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کسی که محمل یا کجاوه را بر پشت شتر یا استر می بندد محمل بند عروس این راز آهنگ حدی چنین کند ساز ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محمل بند عروس این راز آهنگ حدی چنین کند ساز ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گلاب دوران فلک به کام ما بود جلاب طرب به جام ما بود ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوگواری عزاداری این گفت و ره وثاق برداشت ماتمگری فراق برداشت ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مانند خورشید شبیه خورشید خورشیدوش خوروش برخاست به وقت نیمروزان خورشید آسا رخی فروزان ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند درخت شبیه درخت در حیرت عشق آن دلارای بنشست درخت وار از پای ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کجاوه قومی همه از بزرگواری ارباب محفه و عماری ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جادوگر حیله گر مکار نیرنگ باز رامشگر این ترانه خوش دستان زن این سرود دلکش ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بی خود شد و میل خاک ره داشت خود را به حیل به پا نگه داشت ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قسمت کننده بخش کننده مالد سر آستین خود باز قسامی آن به خود کند ساز ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قسمت کننده تقسیم کننده بخش کننده مالد سر آستین خود باز قسامی آن به خود کند ساز ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ز اندوه تو شد مرا جگرخون وز درد تو اشک من جگرگون ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مانند جگر شبیه جگر به رنگ جگر پر خون قرمز ز اندوه تو شد مرا جگرخون وز درد تو اشک من جگرگون ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیور زینت پرایه گردن ز حلی بلند آواز ساق از خلخال نغمه پرداز ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاید به حریم ارجمندان گنجم به طفیل گوسفندان ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدبخت تیره بخت سیاه بخت بد روزگار فلک زده گفت ای ز تو در سیه گلیمی روشن شده آتش کلیمی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سیاه بختی بدبختی بدروزگاری شوم سرنوشتی گفت ای ز تو در سیه گلیمی روشن شده آتش کلیمی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشک دان جای عبیر غالیه شد گرد رمه عبیر جیبش کامد ز عبیردان غیبش ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

افتد به حریم او گذارت بخشند بر آن ستانه بارت ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از هم تگی تو گر بماند در پیروی تو رخش راند ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درست کاران افراد نیک و درست در معرکه گاه راستکاران یک موی تو وز عسس هزاران ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

جونده استخوان خواینده استخوان خالیش دهان لقمه فرسای از دندان های استخوان خای ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

جونده لقمه لقمه خواینده خالیش دهان لقمه فرسای از دندان های استخوان خای ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گری گر شدن جرب گال یک نوع بیماری پوستی در اثر یک نوع انگل سخت پوست بنام جرب که باعث خارش فراوان و زخم پوست و ریختن مو میشود داءالثعلب ببرده مویش وز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند اسب بسرعت اسب شبیه توسن چون قوت شوق بارگی وار بردش به دیار آن وفادار ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهربانی رأفت می خواست ز تار مهربافی آن زخم گذشته را تلافی ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

همیشگی دائمی جاودانی تا گنج ابد ز تو ستانند در رنج مؤبدت نشانند ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این یکی آنت به درست زر فریبد وینت به کف گهر فریبد ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیش از این کمی قبل گلنار فسرده برگ گشتش قاروره دلیل مرگ گشتش زین درد کسی کنار گیرد کو پیشترک ز مرگ میرد ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که برای تشخیص مرض نبض را می گیرد پزشک طبیب زان گونه که نبض گیر را دست چون نبض ز نبض او همی جست ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روضه بهشت باغ بستان از دور بهشت عدن دیدن میوه ز ریاض او نچیدن ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بی نظیر بی همتا کان کعبه بی نظیر منظر چون صورت چین بدیع پیکر ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بی همتا بی مانند کان کعبه بی نظیر منظر چون صورت چین بدیع پیکر ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نیرنگ باز حیله گر مکار نیرنگ زن بیاض این راز صورتگری اینچنین کند ساز ✏ جامی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

دودآلود پر از دود آلوده به دود هلند یک رؤیاست؛ رؤیایی ساخته شده از دود و طلا؛ روزها بیشتر دودناک و شب ها بیشتر طلائی کتاب سقوط آلبرکامو ترجمه شوران ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

افرادیکه به بانگ بلند شتران را صدا میزنند برداشت چو حادیان نوایی در کوه فکند ازان صدایی لیلی گویان حدی همی کرد وان دلشده را ندا همی کرد ✏ جامی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

نامه پیام دست نوشته یادداشت دل نوشته ( بقول امروزیها ) لطفی به ازین همی ندانم کین ملطفه را به وی رسانم ✏ جامی