پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٤٩
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

محل طبخ غذا آشپزخانه خورش خانه در خان او داشتی تن خویش مهمان او داشتی ✏ فردوسی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

شعبده باز تردست حقه باز جادوگر فرستاد نزد مشعبد جهود دواسبه سواری به کردار دود ✏ فردوسی کهن چرخ مشعبد حقه بازیست پی آزار مردم حیله سازیست ✏ جامی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

استخوان فیل عاج فیل یکی گنبد از آبنوس وز عاج به پیکر ز پیلسته و شیز و ساج ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به قلب اندر اورند مهران به پای که در کینه گه داشتی دل به جای ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرستاده ای ما کنون چرب گوی فرستیم با نامه ای نزد اوی ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نخسبد کسی با دلی دردمند که از درد او بر من آید گزند ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چنین مانند این اینگونه که بدگو برین کار ننگ آورد که چونین بهانه بچنگ آورد ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1_نیزه زننده 2_طعن زننده کنایه زننده خربطی ناگاه از خرخانه ای سر برون آورد چون طعانه ای ✏ مولانا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانگ زدن فریاد زدن سوت زدن سوت زدن برای آب خوردن حیوانات فریاد زدن برای آب خوردن حیوانات صداکردن برای آب خوردن حیوانات می شخولیدند هر دم آن نفر بهر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخلوط بودن درهم بودن آمیخته بودن متصل نبود سفال دو چراغ نورشان ممزوج باشد در مساغ ✏ مولانا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

که ما بی نیازیم ازین خواسته که گردد به نفرین روان کاسته ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

منادی گر جارچی گری کسی که جارمیزند یا حرف و پیامی را با صدای بلند به اطلاع عموم می رساند چو برخاستی نالهٔ کرنای منادیگری پیش کردی به پای ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ندا کننده جارچی جار زننده چو برخاستی نالهٔ کرنای منادیگری پیش کردی به پای ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خالی بودن تهی بودن مبادا ز تو تخت پردخت و گاه مه این نامور خسروانی کلاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نخلستان گزیت رز بارور شش درم به خرما ستان بر همین بد رقم ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشاورزان باغبانان کسانیکه کشت و کار انجام میدهند ز تخم پراگنده و مزد رنج ببخشید کارندگانرا ز گنج ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دریغ داشتن خساست بخیلی تنگ چشمی تا شبی بنمود او را جنتی باقیی سبزی خوشی بی ضنتی ✏ مولانا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دانشمند خردمند هوشیار تیزبین عاقل ورا موبدی بود بابک بنام هشیوار و دانادل و شادکام ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

محل گذر محل عبور محل عزیمت که از کوچگه هرک یابید خرد وگر تیغ دارند مردان گرد ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیزبین دوربین ژرف بین اندیشمند صاحب نظر ز هر کشوری مردم بیش بین که استاد بینی برین برگزین ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقاش تصویرگر صورتگر چو دست و عنان تو ای شهریار به ایوان ندیدست پیکرنگار ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

ازان لوریان برگزین ده هزار نر و ماده بر زخم بربط سوار چو برخواند آن نامه شنگل تمام گزین کرد زان لوریان به نام چو لوری بیامد به درگاه شاه بفرمود ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گردنکش قوی زورمند جهاندیده از شهر شیراز بود سپهبددل و گردن افراز بود ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزمند حریص طماع زیاده خواه چو داننده مردم بود آزوِر همی دانش او نیاید به بر ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لوچ کسی که چشمش چپ است احول آن خبیث از شیخ می لایید ژاژ کژنگر باشد همیشه عقل کاژ ✏ مولانا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به رنگ فیل ز پیلان زمین سربه سر پیلگون ز گرد سواران هوا نیلگون ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفرین کرد بمالید رستم بر آن خاک روی بنفرید بر جان ناکس گروی همه چیز دادند درویش را بنفریده کردند بدکیش را ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسیر دربند زندانی بندی همان جهن و گرسیوز بندسای که او برد پای سیاوش ز جای ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آشفته شد سرگردان شد مدهوش شد چو کیخسرو آن گفت ایشان شنید زمانی بیاسود و اندر شمید ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ببردند پس نامداران شاه دبیقی و دیبای رومی سیاه ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسته مجروح آزرده رنجور ز کار بزرگان چو پردخته شد شهنشاه زآن رنجها رخته شد ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایکاش کاشکی همی گفت کاجی من این انجمن توانستمی برد با خویشتن ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشه ور کاسب به دکانش بنشست گشتاسپ دیر شد آن پیشه کار از نشستنش سیر ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گل رخسار صورت مانند گل گل وش بدو گفت گشتاسپ کای ماهروی سمن خد و سیمین بر و مشکبوی ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارابه ایکه با گاو کشیده میشود ببردند گاوان گردون کشان بران بیشه کز گرگ بودی نشان چو بیرون کشیدندش از مرغزار به گاوان گردون کش تاودار بفرمود تا گاو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شوم زو بپرسم بگوید مگر سخن با من از بی پی چاره گر ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویران خراب مخالف آباد همه بومتان پاک ویران کنم ز ایران به شمشیر بیران کنم ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبادت گاه محل نیایش محل پرستش پرستش گاه ببست آن در آفرین خانه را نماند اندرو خویش و بیگانه را ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ستبر قوی چو چندی برآمد برین سالیان مران سرو استبر گشتش میان ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیامبری رسالت یکی جادو آمد به دین آوری به ایران به دعوی پیغمبری ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماننده بنده شبیه زیردستان نوشتند پس نامه ای بنده وار از ایران به نزدیک آن شهریار ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهوش ماه وش شبیه ماه چو شاپور را سال شد بیست و شش مهی وش کیی گشت خورشیدفش ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهتر چوپانان بزرگ شبانان مسئول چوپان ها بپذرفت بدبخت را سرشبان همی داشت با رنج روز و شبان بفرمود تا سرشبان از رمه بر بابک آید به روز دمه چو شد کار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طالب اجازه ورود کسی که اجازه ورود می طلبد چو آمد به نزدیکی بارگاه بگفتند با شاه زان بارخواه ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چو باشید با من بدین یارمند نمانم به کس نام و تخت بلند ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگجویان رزمندگان رزم جویان یکی باد برخاست از انجمن دل جنگیان گشت زان پرشکن ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکل دشوار سخت ناگوار یکی کار بدخوار دشوار گشت ابا کرد کشور همه یار گشت ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلنگ تیشه ببردند میتین و مردان کار وزان کوه ببرید صد جویبار ✏ �فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیراکه بدلیل اینکه بعلت اینکه چونکه برین گونه بر نام او از چه رفت ازیراک او را پسر بود هفت ✏ فردوسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرکچی ها. چاروادارها صاحبان خرها چو خربندگان جامه های گلیم بپوشید و بارش همه زر و سیم ✏ فردوسی