پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)

بازدید
٥,٣٣٩
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دانی که جهان فریبناک است آسودگیش غم و هلاک است ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دل آزرده غمگین افسرده مادر ز نهیب شرم اغیار بنشست به گوشه ای دل افگار ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درستکاری درست عمل نمودن بی غل و غش عمل کردن بی نیرنگ و ریا بودن صاف و صادق بودن چند سالم یتاق دار ی کرد راست باز ی و راست کار ی کرد ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چمن زار سبزه زار دشت و دمن یاران عزیز در چمن گاه بودند نشسته، چشم در راه ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جلوه گاه تجلی گاه محل ظهور محل جلوس رفتند از آن خرابه پویان در جلوه گهٔ نشاط جویان ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوشه گیر شدن عزلت گرفتن به تنهایی نشستن ایشان همه با نشاط هم رنگ او گوشه گرفته با دل تنگ ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گشت و گزار تفریح تفرج سیر و سیاحت گل گشت چمن کنیم چون باد باشیم، به روی یکدگر شاد ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تندرو سریع تیزپا بادپا تیز رفتار باد رفتار بسپرد به قاصد سبک سیر تا بستد و بر پرید چون طیر ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستمگر ظالم بر بیگنه آنگه شد ستم سنج آخر بود از ندامتش رنج ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسوده دل بی خیال آسوده، که با فراغ دل زیست او کی داند که سوز من چیست! ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دل افروز گر بود نظر به دل فروزی دیدار توام مباد روزی ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عشق، از دو صنم بود عنان تاب چون دین ز توجهٔ دو محراب ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشینم خواهم شب تیره با تو شینم تا سایه برابرت نبینم ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بد روزگار روزگار نامهربان سخت روزگار بگذر ز من عتاب روزی، چندم ز عتاب تلخ، سوزی؟ ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غمگین اندوهگین ناراحت افسرده نالان کاین قصهٔ محنت از غمینی بر سیم بری و نازنینی ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوشتن درج کردن یاددلشت نمودن قلم زدن اول بگهٔ قلم گزاری کرد از سر خستگی و زاری ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درد تو رفیق جان من باد هم خوابهٔ خاکدان من باد ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیشرو پیشتاز جلودار گر پیشروان شوی و گر پس دستی نزند به دامنت کس ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو گر چه ز عشق تنگ باری باری قدمی فراخ داری ✏ امیرخسرو دهلوی

پیشنهاد
٥

دل سوخته شدن اندوهگین بودن اندوه زده شدن غم زده بودن ماتم گرفتن کان پیر جگر کباب گشته وز بادهٔ غم خراب گشته ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بی تجربگی نادانی بگرفت عنان مرکبش سخت می سوخت ز خامکاری بخت ✏ �امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نیستی نابودی ناتندرستی چون پیکرش از نشان نستی آمد قدری به تن درستی ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روزی ز زبان راست بازی در گوش پدر رسید رازی ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیراهن پاره پاره چون گل خونابه چکان ز دیده چون مل ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخگو جوابگو می خواست که از درون پر سوز گردد، به خلاف، پاسخ اندوز ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لطیفه گو طناز بدیهه سرا گشتند، دو دل، مبده، بی غم رفتند بسوی خانه خرم ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکیه بدر که می کنی خواست؟ بالینگهِ تو که می کند راست؟ ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شرمندگی شرمساری این دیده درو به چشم پاکی او نیز، ولی به شرمناکی عشق ار چه بود به صدق و پاکی خالی نبود ز شرمناکی ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آشفته سردرگم مضطرب لیلی خود ازو خراب جان تر گشته نفس از نفس گران تر ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیرین دهن ها شیرین سخن ها سلطان شکر لبان آفاق لشکر شکن شکیب عشاق ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گل تازه کنایه از نوباوه کودک هر تازه رخی چو دستهٔ گل بر گل زده جنتهای سنبل ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معلم ریاضی دان محاسبه گر مربی زیرک دلیش چو باز خواندند در پیش معلمش نشاندند دانای رقم ز بهر تعلیم کردش به کنار تخته تسلیم ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوشمندی . باهوشی ذکاوت بهره هوشی زیرک دلیش چو باز خواندند در پیش معلمش نشاندند دانای رقم ز بهر تعلیم کردش به کنار تخته تسلیم ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دانا بشمار خود نظر کرد گفت آنچه سر از شمار بر کرد مادر پدر از چنین شماری ماندند، دمی، به خار خاری ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حساب محاسبه اندازه گیری پیش بینی دانا بشمار خود نظر کرد گفت آنچه سر از شمار بر کرد مادر پدر از چنین شماری ماندند، دمی، به خار خاری ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

طالع بین ستاره شمر پیشگو ستاره شناس جستند حکیم طالع اندیش کاگه کند از حکایت پیش ✏ امیرخسرو دهلوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

زیبا روی حوری وش حور مانند مه حلیه و مشتری حمایل حوری شیَم و پری شمایل ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

خوب زیبا ظاهرنیکو مه حلیه و مشتری حمایل حوری شیَم و پری شمایل ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مه حلیه و مشتری حمایل حوری شیَم و پری شمایل ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهوش شبیه ناه مانند ماه ماهروی مه حلیه و مشتری حمایل حوری شیَم و پری شمایل ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چهار دیواری محوطه منزل گاه گاهی به معنی طویله و جایگاه حیوانات روی همه در حظیره اش بود چشم همه بر ذخیره اش بود شد روضه جان حظیره او رضوان ابد ذخیره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

. . . وانگهی آن قلتشن سیه چرده ای که در آنجا می بینید مرا به مشورت می خواند. کتاب سقوط آلبرکامو ترجمه شورانگیز فرخ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

مستراح حمام فقیری در مُستَحَم تیز بلند می داد. طبلی به پسرکی داد که �چون من به مستحم روم تو طبل بزن تا آواز تیز من نیاید�. پس هرگاه که آواز تیز بلند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

شیاف عمّه را نیز شربتی دَرداد خاله را نیز شافه ای بنهاد ✏ سعدی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

زشتی پلیدی بدی قبح قباحت چند بانگ دُهُل نهان ماند؟ شُنعتی خواست تا جهان ماند ✏ سعدی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

دامگاه محل دام نهادن بر دولت خود ببست ره را معشوقه گرفت دامگه را ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نیندودن مسدود نکردن نبستن دل را به خیال گل میارای وین روزنه را به گل میندای ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

دلخراش دل آزار دل فگار زان پیش کزین کمان کین توز بر سینه خوریم تیر دلدوز ✏ جامی یاران ز چنان جواب دل دوز راندند بسی سرشک جان سوز ✏ امیرخسرو دهلوی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حریم محوطه جایگاه مقام بردندش ازان قبیله بیرون یکسر به حظیره گاه مجنون ✏ جامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رنگ ساز رنگ زن نقاش بنمود هزار رنگ بی قیل صباغ فلک ز یک خم نیل ✏ جامی