پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)
تندرویی سریع السیری بادپایی عجایب ره نوردی تیز گامی بسی از خواب خوشتر خوشخرامی ✏ وحشی بافقی
فلک پیما آسمان نورد هوا نورد کشیدش پیش پیک حق تعالا براقی برق سیر چرخ پیما ✏ وحشی بافقی
سریع السیر تیزرو بادپا کشیدش پیش پیک حق تعالا براقی برق سیر چرخ پیما ✏ وحشی بافقی
جهانتاب عالم تاب روشنی بخش جهان روشن کننده عالم نبودی گر نجوم عالم افروز نکردی فرق آن شب را کس از روز ✏ وحشی بافقی
آفتاب پرست نوعی سوسمار نشسته گوشه ای مرغ مسیحا به هر جانب روان گردیده حربا ✏ وحشی بافقی
خفاش شب پره در بعضی گویش ها شب کوره نشسته گوشه ای مرغ مسیحا به هر جانب روان گردیده حربا ✏ وحشی بافقی
آراینده جهان زینت بخش جهان شبی چون روز شادی عشرت افزای جهان روشن ز ماه عالم آرای ✏ وحشی بافقی
تسبیح الهی سبحه دست آویز من ساز به سلک اهل تحقیقم وطن ساز ✏ وحشی بافقی
رنگارنگ درخشان پرنور که می گرداند این چرخ مرصع که برمی آرد این دلو ملمع ✏ وحشی بافقی
جمع غریب عجیب خارق العاده در این عالی مقام پر غرایب ببین بیداری چشم کواکب ✏ وحشی بافقی
ترازو میزان قپان کپان ز بهر خوشه کردن ساخت چون داس به رخش راندنش بستند قسطاس ✏ وحشی بافقی
واگویه با خود حرف زدن و سخن گفتن نجوای با خود ژکان ژکیدن زکان صنع کردی گوهری ساز وزان گوهر محیط هستی آغاز ✏ وحشی بافقی
مبارک میمون خجسته قتلغ که مرا ز حق تبارک بودست چو نام خود مبارک ✏ امیرخسرو دهلوی
وسیله ای شبیه داس هجرم، ز دو سو، کشید کینه دهرم، بدو دهره، خست سینه ✏ امیرخسرو دهلوی
تصنیف ترانه آواز در جلوهٔ من کند نظاره وز سینه برآورد حراره ✏ امیرخسرو دهلوی
اضطراب اندوه غم سنگین تاسیان در تلوسه ای چنان جگر سوز می دید عقوبتی دو سه روز ✏ امیرخسرو دهلوی
زین نو غزلی که کردی آغاز نو گشت مرا غم کهن باز ✏ امیرخسرو دهلوی
آشنا اقارب نزدیکان دلپذیر دلنشین خوش خلق خوش اخلاق نیکوسرشت نیک سرشت گفت از سر گریه کای نکو خوی بیگانه نمای آشنا روی ✏ امیرخسرو دهلوی
خوش خلق خوش اخلاق نیکوسرشت نیک سرشت گفت از سر گریه کای نکو خوی بیگانه نمای آشنا روی ✏ امیرخسرو دهلوی
با اخلاق خوش خلق خوش اخلاق نیکوسرشت نیک سرشت گفت از سر گریه کای نکو خوی بیگانه نمای آشنا روی ✏ امیرخسرو دهلوی
شاعر خواننده آواز خوان در پیش غزل سرای، شد زود، رخساره به پشت پای او سوز ✏ امیرخسرو دهلوی
زان زمزمهٔ جراحت انگیز می زد به جگر زبانهٔ تیز ✏ امیرخسرو دهلوی
شتر سبک سیر شتر تندرو بر پشت جمازهٔ سبک خیز از حجرهٔ غم برون شدی تیز ✏ امیرخسرو دهلوی
پرنده یا حیوانی که بصورت ناقص ذبح شده و هنوز جان دارد و بالا و پایین می پرد هر کبک، روان به ناز مایل لیلی، چو تذرو نیم بسمل ✏ امیرخسرو دهلوی
پریشانی بهم ریختگی افسرده حالی گفتی غمی از شکسته حالی کردی به سخن درونه خالی ✏ امیرخسرو دهلوی
افراد ناراحت غمگین افسرده چون غم زدگان به درد می بود با ناله و آه سرد می بود ✏ امیرخسرو دهلوی
این گفت و به خیر باد برخاست وز محنت راه عذر او خواست ✏ جامی
جانسوز جانگداز دل گداز جانگزا باز این شب تیرهٔ جگر سوز بر بست بروی من در روز ✏ امیرخسرو دهلوی
راه روش مسیر طریق تن نیز به یک سبیله شد راست نقش دویی از میانه برخاست ✏ امیرخسرو دهلوی
شکارچی صیاد درنده از بوی ددان صید فرسای از کار بشد جمازه را پای ✏ امیرخسرو دهلوی
افرادی که مزاج بدن مردم را بلد هستند در اینجا کنایه از درون کاوان فکرخوانان روان شناسان در خانه همه مزاج دانان بر بسته دهن چو بی زبانان ✏ امیرخسر ...
وفا پیشه نیک ضمیر خیرخواه نیکخواه نی یار و نه آن وفا سگالی بستر تهی و کنار خالی ✏ امیرخسرو دهلوی
_ستمگر ظالم _غمخوار اندوهگین هر گه جگریت بخشد آن یار یادی نکنی ازین جگر خوار ✏ امیرخسرو دهلوی
پاسبان نگهبان ایمن ز تو پاسبان بهر سوی معزول ز تو عسس بهر کوی ✏ امیرخسرو دهلوی
صرف کردن رزق حلال کرده ز رهٔ حلال خواری با منعم خویش حق گزاری ✏ امیرخسرو دهلوی
مهربانی مدارا ملاطفت بگرفت به رفق در کنارش می شست به گریه های زارش ✏ امیرخسرو دهلوی
اشک ریختن گریه کردن مجنون چو بحال او نظر کرد در پیش دوید و دیده تر کرد ✏ امیرخسرو دهلوی
شستن سر تا قدمش جراحت و ریش شویان به زبان جراحت خویش ✏ امیرخسرو دهلوی
افراد پست انسانهای فرومایه دونان در دشت سرابهای کین توز چون وعدهٔ سفلگان، جگر سوز ✏ امیرخسرو دهلوی
تفتیده تافته گداخته برشته آتش زده گشت کون و کان هم تفسیده زمین و آسمان هم ✏ امیرخسرو دهلوی
بیعاری از بی ننگی فتاده در ننگ وز بی سنگی بخوردن سنگ ✏ امیرخسرو دهلوی
بی اعتباری دست خالی بودن دست تنگی از بی ننگی فتاده در ننگ وز بی سنگی بخوردن سنگ ✏ امیرخسرو دهلوی
نیرومند قوی زورمند نتوان ستدن، ز پنجه ور، رخت الا که، به زور بازوی سخت ✏ امیرخسرو دهلوی
زاری لابه تضرع مویه کردن ناله نمودن زین لابه گری چو باز پرداخت گرمی به سوی مطبخ خورش تاخت ✏ امیرخسرو دهلوی
جانگزا جانگداز غم انگیز غمناک می گفت دران فراق خون ریز با خود غزلی جراحت انگیز ✏ امیرخسرو دهلوی
روسری حجاب برقع موی از دل ناامید می کند پیچه ز سر سپید می کند ✏ امیرخسرو دهلوی
مویه کنان نالان گریان شیون کنان غلطید به خاک تیره مویان آن گمشده را به خاک جویان ✏ امیرخسرو دهلوی
1_شهر مراغه 2_محل غلت زدن ستوران گریان به زمین فتاد بی تاب بر خاک، مراغه کرد چون آب ✏ امیرخسرو دهلوی
مادر به حدیث نیک خواهی لیلی به هلاک و سینه گاهی امیرخسرو دهلوی
افراد: بدطینت حسود مغرض بدذات گر دم نزنند کاردانان چون باز رهی ز بد گمانان؟ ✏ امیرخسرو دهلوی