پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٤٩
پیشنهاد
٢

درود تمام حیوانات نشخوارکننده مانند گوسفند و بز و گاو و گاومیش و گوزن و آهو و شتر و بزکوهی و. . . . همین مشخصه را دارند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

با خرس در جوال رفتن کنایه از کاری بسیار ناهنجار انجام دادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

بلند رفیع بلندمرتبه سربه فلک کشیده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

شجاعانه دلیرانه متهورانه جسورانه مردانه بی باکانه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فرش بی فراش پیچیده شود خانه بی مکناس روبیده شود ✏ مولانا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

قدغن درست است معنی قرق کردن و منع کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

می ترکیدند می شکفتند هر روز که صبح بردمیدی یوسف رخ مشرقی رسیدی کردی فلک ترنج پیکر ریحانی او ترنجی از زر لیلی ز سر ترنج بازی کردی ز زنخ ترنج سازی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

هر روز که صبح بردمیدی یوسف رخ مشرقی رسیدی کردی فلک ترنج پیکر ریحانی او ترنجی از زر لیلی ز سر ترنج بازی کردی ز زنخ ترنج سازی زان تازه ترنج نو رسیده ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نکته دان نکته پرداز دقیق نکته سنج ز روز و شام گشتی نکته انگیز شدی از ذکر مصر اندر شکر ریز ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فتاد از زخم آن در سینه اش چاک چو صید زخمناک افتاد بر خاک ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نکته دانی سخن دانی زلیخا چون بدید آن مهربانی ز لعل او شنید آن نکته رانی ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای نشانه دارای علامت دست نشان مرا هم دل به دام توست در بند ز داغ عشق تو هستم نشانمند ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قدت را گلبن بستان جان ساخت لبت را مایه قوت روان ساخت ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

شبیه هلال مانند هلال هلال آسا شبی پشت خمیده نشسته در شفق از خون دیده ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

صداقت راستی کنون هم در همان کارم که بودم بدان صدقت پرستارم که بودم ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خوابیدی چو بنشستی به خدمت ایستادم چو خسپیدی به پایت سر نهادم ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چو بنشستی به خدمت ایستادم چو خسپیدی به پایت سر نهادم ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قنداق نوزاد قماط از پرده دل کردمت ساز ز جانش رشته پیچیدم به صد ناز ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رفع قضا و بلا ولی روشن نشد کان را سبب چیست قضا جنبان آن حال عجب کیست ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حرف دل را زدن راز دل را بیرون ریختن ز تار اشک بست اوتار بر چنگ به دل پردازی خود ساخت آهنگ ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لبخند تبسم دهانش با رفیقان در شکرخند دلش چون نیشکر در صد گره بند به کام خویش می کردم شکر خند کنون در بندم از تو چون نی قند زده درج عقیقش خنده بر د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

براق نورانی پر نور روز آن باشد که او شارق شود شب نماند شب چو او بارق شود ✏ مولانا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عندلیب ها بلبلان عنادل لحن دلکش بر کشیدند لحاف غنچه ازگل درکشیدند ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

بنامیزد چه زیبا صورتی بود که صورت کاست و اندر معنی افزود ✏جامی پی تسبیح هر برگش زبانی بنامیزد عجب تسبیح خوانی ✏ جامی بنامیزد چه فرخ کاروانی کز ا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

محافظ کاخ مراقب قلعه ز کنگردار کاخ شهریاری چو حارس دیده شکل کوکناری ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

حاسدان حسودان بدخواهان بد نیت ها افراد تنگ نظر چنان زگریه غم بازدار چشم دلم که خنده ریز توانم گذشت بر حساد ✏ عرفی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

چوب سرمه سرمه کشیده سرمه سا مکحل نرگسش از سرمه ناز ز مژگان بر جگرها ناوک انداز ✏ جامی مکحل ساخت چشم از سرمه ناز سیهکاری به مردم کرد آغاز ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

خواب آلودگان بخواب رفتگان مقوس ابرویش محراب پاکان معنبر سایه بان بر خوابناکان ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خشخاش افیون ز کنگردار کاخ شهریاری چو حارس دیده شکل کوکناری ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تابان منور درخشنده صفای او نمود آیینه را رو درآمد از ادب پیشش به زانو ازان آیینه همزانوی او شد که فیض نوریاب از روی او شد به وی هر کس که هم زانو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بدان نرمی که گر افشردیش مشت برون رفتی خمیر آیین ز انگشت ز دست افشار زرین پس خمش شو بیا وین سیم دست افشار بشنو ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مانند خمیر شبیه خمیر عین خمیر بدان نرمی که گر افشردیش مشت برون رفتی خمیر آیین ز انگشت ز دست افشار زرین پس خمش شو بیا وین سیم دست افشار بشنو ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ترشحاتی قطراتی به زیر غبغب ار دانا برد راه بود گرد آمده رشحی ازان چاه ✏ جامی بگفتا صنعت آن صانعم من که از بحرش به رشحی قانعم من ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خوشبخت نیک بخت خوش اقبال ز فرقش تاج را اقبالمندی ز پایش تخت را پایه بلندی ✏ جامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ابر بارنده ابر بارش زا محیطی چه گویم چو بارنده میغ به یک دست گوهر به یک دست تیغ ✏ �نظامی� برانگیخت رزمی چو بارنده میغ تگرگش ز پیکان و باران ز تیغ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرا به هر مژه ای اشک بی اثر چسبد چو غرقه ای که به هر موج خطر چسبد ✏ �صائب�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسیر دربند زندانی محبوس به فرمان شاه آن گرفتار بند به رامشگه آمد چو کوه بلند ✏ �نظامی� تطاول سر زلف تو و شبان دراز چه داند، آنکه گرفتار بند و سودا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حال پرواز گفت: با من عندلیبی پرفشان اینک از آن بوستان آید همی ✏ �آذر بیگدلی� به دشت آمد از کوه دامن کشان بر آن، خیل مرغابیان پرفشان ✏ �آذر بی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خندان خنده رو چنان زگریه غم بازدار چشم دلم که خنده ریز توانم گذشت بر حساد ✏ �عرفی� جنونها خنده ریزد بر سر و برگ شعور ما اگر دل پرده بردارد که هشیا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عجز و ناله کردن آه و فغان کشیدن همه گر عجزنالی هاست بویی دارد از جرأت نفس در سینه خونین عاشق زار اینچنین باید ✏ �بیدل دهلوی� ندیدم مهربان دلهای ا ...

پیشنهاد
١

درود بر شما کلا کارهایی که در قدیم بعنوان کارهای روزمره انجام میشده ممنوع بوده هیچ ذکری از کارهایی که مربوط به دوران جدید است در آن لیست نیست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناله کردن از ضعف و ناتوانی ضجه زدن ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی را زحیرت برشکست رنگ بستم عجزنالی را همه گر عجزنالی هاست بویی دارد از جرأت نفس ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دانشمند عالم خردمند باعلم و فضیلت زدم بوسه بر دستش آنگه به پای که ای دانش آرای فرخنده رای ✏ آذر بیگدلی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به فرمان شاه آن گرفتار بند به رامشگه آمد چو کوه بلند ✏ نظامی باشد امروز گرفتار بند تا چه زمان رای به قتلش دهند ✏ ملک الشعرا بهار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خندان لبخند به لب پرخنده خنده رو کوه غم بر خاطر آزاده ما بار نیست خنده رو چون کبک در دامان کهساریم ما ✏ صائب خنده رو سر ز دل خاک برآرد چون صبح غنچ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درحال پرواز پرواز کنان به دشت آمد از کوه دامن کشان بر آن، خیل مرغابیان پرفشان ✏ آذر بیگدلی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگ سگان سگ کوچک گله رانده از خاندان شعیب به دنبال از اصحاب کهفش کلیب ✏ آذر بیگدلی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درحال پرواز پران هم آنجا عیان شد یکی پهن دشت پرنده پر افشان، چرنده به گشت ✏ آذر بیگدلی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غرق شده ای مغروقی مگر ناخدای خدا ناشناس نپذرفت از غرقه ای التماس ✏ آذر بیگدلی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غرور خودپسندی تکبر همه سرگرانی به هم داشتند مگر یونس اندر شکم داشتند؟! ✏ آذر بیگدلی