پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٥٧)

بازدید
٤,٦٠٦
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کان عاشق عامری نسب را مجنون لقب لبیب ادب را ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

محل قرق بگریست که آن حمای لیلی ست چون کعبه حرامسرای لیلی ست ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چراگاه مرتع محل چرای علفخواران گشته رمه آهوان بسیار از سبزه و گل مه چراخوار ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیاه نبات با من نه طعام نی شراب است نانم گیه آب من سراب است ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گفتا که بخوان نسیبی امروز از آتش عزه مجلس افروز در فرقت او نسیب می خواند وز هر مژه سیل اشک می راند ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گفتا که بخوان نسیبی امروز از آتش عزه مجلس افروز در فرقت او نسیب می خواند وز هر مژه سیل اشک می راند ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اینک سر و گوششان نشانمند از داغ و دروش آن خداوند جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیالواریش اهل و عیال داشتن لیکن ز غم عیالمندیش می بود آهو هنوز بندیش ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صیاد شکارچی آورد و به صید پیشه بسپرد پا در ره عذر خواهی افشرد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زن و بچه دار عیالوار لیکن ز غم عیالمندیش می بود آهو هنوز بندیش ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرمه کشیدن سرمه سودن به سرمه آغشتن چشمش که ز سرمه خدایی آسوده بود ز سرمه سایی ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند خاشاک شبیه خس و خاشاک چون خاک رهم به کوی او بر خاشاک آسا به سوی او بر ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشمش که ز سرمه خدایی آسوده بود ز سرمه سایی ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

زلف چون صبحدم از غزاله خور پوشید زمین غلاله زر ✏ �جامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

زلف طلایی چون صبحدم از غزاله خور پوشید زمین غلاله زر ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

کوه خارا کوه سنگی جا قله کوه خاره می کرد در هر طرفی نظاره می کرد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

کشاورزان زارعان برزگران بر کشتوران درین نشیمن ویران ز تو صد هزار خرمن ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

محفوظ در حصار قلعه بودن لیلی و چو مه به قلعه داری مجنون و به غار غم حصاری ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

جغد بوم لیلی و ترانه گو به هر کس مجنون و صفیر کوف و کرکس ✏ جامی باغی تهی از گل و شکوفه بغداد بدل شده به کوفه بغداد به کوفگی نشانمند با کرگس و کوف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

به سنگینی کوه کنایه از وقار داشتن لیلی و سکون به کوه وزنان مجنون و به کوه با گوزنان ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

اشتیاق داشتن مشتاق بودن لیلی و سریر عشرت و ناز مجنون و نفیر شوق پرداز ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چاک کردن سینه چاک نمودن یقه دریدن خلقی ز پیش به دل زنان سنگ واو چاک فکن به سینه تنگ ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مانند شکوفه شبیه شکوفه انداخت شکوفه سان عمامه چون شاخ خزان رسیده جامه ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

غمخانه محنت سرا سرای غم و اندوه دراین بیت کنایه از دنیا ور هستی ازین حیات دلگیر در غمکده فراق می میر ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

بد صدا بد آواز بگشاد زبان سحر پرداز کای بد سخنان ناخوش آواز ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

غم کده غم خانه ماتم سرا وآسوده زیم درین غم آباد از نام عروس و ننگ داماد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ارزش نهادن سربر آستان نهادن کایند شب عروسی او حوران به بساط بوسی او ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

بیهوده گوی یاوه گویی سخنان بی ارزش زن کای هرزه درای این بیابان بر بانگ درای خود شتابان ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که سخنان بسیارگوید پرحرف حراف از بس که به عذر شد سخن کوش زد سینه نوفل از غضب جوش ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی کینه بی غل وغش یکرنگ یک دل باشیم من و تو خویش با هم صافی دل و مهرکیش با هم ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنگاه وانگهی تا در نظرت به پای ریزم وانهات به زیر پای ریزم ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهربان مهرورز باشیم من و تو خویش با هم صافی دل و مهرکیش با هم ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاص گردانیدن اهلیت پذیرفتن خواهم که بدین شرف تو هم نیز ممتاز کنیش ز اهل تمییز ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وصف شده برتر باشد ز هر که گویی موصوف به هر هنر که گویی ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سخنوری سخن گفتن چون خوان بکشید و سفره بگشاد نوبت به سخن گزاری افتاد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وفادار فرمود که قیس نیک پیوند کامروز بود مرا چو فرزند ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانند عرب ها شبیه اعراب بربست عمامه را عرب وار آورد شکوفه سرو او بار ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روسباهی رسوایی بی آبرویی حرفی که نه دانشش نگارد در نامه سیاه رویی آرد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سحرآمیز بگشاد زبان سحر پرداز کای بد سخنان ناخوش آواز ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنرمندی قیس هنری هنروری کرد در معرکه شان دلاوری کرد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تهیدستی نداری تنگدستی تندخویی ترسم که بدین تهی درایی چون بی شتران ز پا درآیی ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که سخنان تند و تیز گوید تندگفتار سخنان آتشین گفتن شد تیز سخن به سان شمشیر تهدید ده از زبان شمشیر ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که سخنان درشت و تلخ گوید آن سخت جواب تلخ گفتار بگشاد در سخن دگر بار ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که پاسخ های سخت و ناگوار گوید آن سخت جواب تلخ گفتار بگشاد در سخن دگر بار ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که شیشه بشکند آشفتگی از سرش به در شد نی شیشه شکن که شیشه گر شد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیشه ساز کسی که شغل شیشه گری داند فردی که مصنوعات شبشه ای بسازد آشفتگی از سرش به در شد بین شیشه شکن که شیشه گر شد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسندیده قابل تحسین مدح شده عاقل پسند سر در ره هوشمندی آورد خاطر به خردپسندی آورد ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراد دلتنگ افراد غمگین اندوهگین ها ناکامان با نوش لبان به عشقبازی با تنگدلان به دلنوازی ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ینان افکن تیرافکن تیرانداز نیزه انداز دیگر به سران کعبه مسکن از جعبه کعبه ناوک افکن ✏ جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساکنان کعبه ساکنان مکه کنایه از افراد مقدس مأب دیگر به سران کعبه مسکن از جعبه کعبه ناوک افکن ✏ جامی