پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٤٩
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

صیقل دهنده صاف کننده براق کننده مصفا شو ز مهر و کینه خویش مصیقل کن رخ آیینه خویش ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

محل محراب محرابگاه محل نیایش به کنج آن عبادتخانه ره کرد ز عالم رو در آن محرابگه کرد ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیایش دعا نماز چو در طاعتگری عمرش سرآمد به جان دادن چو مردان خوش برآمد ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به دست وی چو گوهر دار یاره سفالین سبحه آمد در شماره جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوعی دیبای سیاه فاخر تن خود ز اطلس و اکسون بپرداخت لباس آیینه آسا از نمد ساخت جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به جای بستن زرین عصابه به سر بربست پشمین پای تابه جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جوراب پوششی که به پای بندند به جای بستن زرین عصابه به سر بربست پشمین پای تابه جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقنعه پوشش سر بانوان به جای تاج از گوهر مرصع قناعت کرد با فرسوده مقنع جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نقاش صورتگر تصویر نگار کدامین خامه زن نقش تو پرداخت کدامین باغبان سرو تو افراخت ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

گرم تفتیده چه بودم ماهیی در ماتم آب طپان بر ریگ تفسان از غم آب ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خوش بو معطر خوش رایحه بتی تن از زر و چشمش ز گوهر درونش طبله ای پر مشک اذفر ✏ جامی بر آن افزود دولتمند دیگر به قدر وزن یوسف مشک اذفر ✏ جامی به پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کساد بی رونق بی رواج همین بس گرچه بس کاسد قماشم که در سلک خریدارانش باشم ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حیله گری نیرنگ بازی حقه بازی ترفند سازی نمی دانست کان شوق از کجا خاست به حیلت سازیش تسکین همی خواست ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دل صاف و بی کینه زلیخا بود ازین صورت تهی دل کزو تا یوسف آمد یک دو منزل ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرش دار لباس دار جامه دار ز مفرش دار مالک پیرهن خواست به جلباب سمن گل را بیاراست ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنج تنهایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیم گون

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آب شور ز لعل بی گدازش شکر آیین شد آن شورابه همچون شهد شیرین ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سنگین ارزش مند. قیمتی چه دولت یافت آخر بنگر آن سنگ که کان گوهری شد بس گرانسنگ ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ولی آن ساز تیزآهنگ تر شد دل چون سنگ ایشان سنگ تر شد ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی بهره بی فایده ناسودمند چو ایشان دفع آن گلچهره مه را پسندیدند آن نابهره چه را ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

محل بازی ز فرش سبزه بازیگاه سازیم به هر لاله به بازی راه سازیم ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خرد سالی کودکی برادر یوسف آن نور دو دیده ز کمسالی به صحرا کم رسیده ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نه در کجرو حریفان کج اندیش که گردد از دو کجرو کجروی بیش ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

حیله گری شیادی کلاهبرداری بجز حیلتگری از وی چه دیده ست کز اینسان بر سر ما برگزیده ست ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

ز شیرین خنده آن لعل شکرخند به دل یعقوب را شوری در افکند بدو گفت ای شکر شرمنده تو چه موجب داشت شکر خنده تو ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ناپایدار فانی رفتنی گذشتنی بپوشیده ز ناپاینده دیده ولی پوشیده آینده دیده ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساحران شعبده بازان جادوگران خوش آن کز بند صورت باز رسته ز سحر چشمبندان چشم بسته ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جمع صومعه کلیساها عبادتگاه مسیحیان چو سکان صوامع سبزپوشی ز جنبش تیز وجدی پر خروشی ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

دیروز به آن صافی دلان پاک سینه بجای آورد رسم و راه دینه ✏ جامی حسد ورزان یوسف بامدادان به فکر دینه خرم طبع و شادان ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بتخانه به صحرای ختن نه از کرم گام به صورتخانه چین گیر آرام ✏ جامی ندیده با هزاران دیده افلاک چو او نقشی به صورتخانه خاک ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تکاپو بود بر طرف جویی زین تک و پوی به چشم آید تو را آن سرو دلجوی ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یاران همنشین ها دوستان همپالگی ها ازان یاریگران در شادی و غم نبودش با کسی پیوند محکم ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیه فامانی از عنبر سرشته ز شهوت پاکدامن چون فرشته ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خوشبو با بوی گل پرستاران گلبوی گل اندام پرستاریش را بی صبر و آرام ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مانند گهر مانند جواهر به پای تخت زر مهدش رساندند گهروارش به تخت زر نشاندند ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راه دانان راه بلدان برآمد بانگ رهدانان به تعجیل که اینک شهر مصر و ساحل نیل ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تلخکام اوقات تلخ خلق و خوی تنگ زلیخا تلخ عمر اندر عماری رسانده بر فلک فریاد و زاری ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شد از بانگ حدی و غلغل لحن فلک ها را طبق پر دشت را صحن ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آوازی که شتررانان برای تندتر رفتن شتران میخوانند طرب سازان نواها ساز کردند شتررانان حدی آغاز کردند ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکافی زد به صد افسون و نیرنگ در آن خیمه چو چشم خیمگی تنگ ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خنجرکشی خنجر افکن خنجر گزار چو باشد آستین از دست خالی نیاید ز آستین خنجر سگالی ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گورخر وحشی چو وحشی گور در صحرا تکاور چو آبی مرغ در دریا شناور ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

هنگام تاخت زمان تاختن هزار اسب نکو شکل خوش اندام به گاه پویه تند و وقت زین رام ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غلامان خواجه غلامان اخته شده خواجه های حرمسرا در گذشته پسران نورس را اسیر یا خریداری کرده و از مردی انداخته و در دربار و حرمسرا می گماشتند هزار امر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زلف گیسو نغوله بسته بر لاله ز عنبر ز گوش آویزه کرده لؤلؤ تر ✏ جامی نغوله بست موی عنبرین را گره در یکدگر زد مشک چین را ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرخاب چو برگ گل به وقت صبح تازه ز ننگ وسمه پاک و عار غازه ✏ جامی ز بس کز دل فشاندی خون تازه نگشتی چهره اش محتاج غازه ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لایق خوردن مناسب خوردن همه شاهان هواخواهان اویند خراب لطف ناگاهان اویند چو آن میوه خورای خوانت افتاد به زودی پیش تو خواهد فرستاد ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناگهانی بی خبر یکدفعه سرزده غفلتا دفعتا همه شاهان هواخواهان اویند خراب لطف ناگاهان اویند ✏ جامی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شرابخواره می نوشنده عرق خور ز نرگس حسن او پوشیده رخسار که نرگس خیره چشم است و قدح خوار ✏ جامی