تیز دو

لغت نامه دهخدا

تیزدو. [ دَ / دُو ] ( نف مرکب ) تیزتگ.تندرو: اضریج ؛ اسب نیکورو و تیزدو. ( منتهی الارب ).
هایل هیونی تیزدو، اندک خور و بسیاررو
از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن.
معزی ( از سندبادنامه ).

فرهنگ فارسی

تیز تک تند رو اسب نیکو رو و تیز دو

پیشنهاد کاربران

تندرو
سریع
پرشتاب
پرسرعت
از زرده مهر گرم روتر
وز خنگ سپهر تیزدو تر
✏ جامی
نی باد و ز باد گرم روتر
نی سیل و ز سیل تیزدوتر
✏ جامی