لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع نایبه ( نائبه ) سختیها مصیبتها:... و نوایب زمان از این درگه با جاه مصروف دارادا .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
مصایب
شداید
گرفتاری
سختی
به جز ایزد نماند او را پناهی
که باشد در نوایب تکیه گاهی
جامی
شداید
گرفتاری
سختی
به جز ایزد نماند او را پناهی
که باشد در نوایب تکیه گاهی
جامی
علایق ِ روزگار ؛ گرفتاری و بستگی به امور معیشت. ( ناظم الاطباء ) : بسبب نوازل محن و عوارض فتن و عوایق ایام و علایق روزگار تیر تمنی ایشان بهدف مراد نمیرسید. ( ترجمه تاریخ یمینی ) .