تمادی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
ستیهدن در چیزی . لجاج کردن و ادامه دادن در آن .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. دراز شدن، ممتد شدن.
۳. دراز شدن مدت.
پیشنهاد کاربران
تداوم
طول کشیدن
مداومت نمودن
تمادی یافت ایام وصالش
در آن دولت ز چل بگذشت سالش
✏ جامی
طول کشیدن
مداومت نمودن
تمادی یافت ایام وصالش
در آن دولت ز چل بگذشت سالش
✏ جامی
تمادی=طول، تداوم