پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
کشاندن کسی تا مسافت طولانی
کَت بسته
سرزمین طلا ( خیالی )
دوره ی کاری
جاده ابریشم
طبقه ( اجتماعی ) مقام ، رده ، رتبه
هجدهم ( اعداد رومی )
شجره نامه
درز دادن به بیرون، بروز دادن، بیرون آوردن
توجه کردن به. . . ، مراقبت کردن tend گرایش داشتن، روند، تمایل trend
گروه، دسته
پایان یافت
سوق داده شده
پوشانده شده، استتار یافته
فرزند نامشروع
پادو، صفحه
شکاف
غاز
rot ( فاسد شدن و گندیدن ) rout ( تار و مار کردن ، قلع و قمع کردن )
rot ( فاسد شدن، گندیدن ) rout ( تار و مار کردن ، قلع و قمح کردن )
یک طرفه کردن ( راه ) ، ذوب کردن، مصمم شدن
سنگین
طاعون
نشانه و علامت
افزایش یافته
نوشتاری
از دل مردم، از دل جمعیت
آماده به توپ و نشر بستن، زود خشم
خواجه دربار
دو دل بودن، مردد بودن
فرض شده
کاملاً از پا در آوردن
آرمیدن
روشن فکر
اتحادیه جنوبی ( با C بزرگ )
اقلیت، جزو اقلیت
ردیف کردن، راست و ریس کردن
آینده نگر
متعادل بودن، آرام بودن در شرایط سخت
Unraveling ( یه دونه ال داره )
نئشه آور
مشاوره کادری، مشاوره پرسنلی
بعد از این
همدستی
تق و توق راه انداختن، سر و صدا ی بیخودی کردن
در شُرف نابودی
گردهم آمده
از دست دادن، محروم شدن از . . .