پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
بلوف، خالی بندی، چاخان، لاف زنی
اضافه کردن
طاقت فرسا، کلافه کننده
غیر ممکن، نشدنی ، امکان ناپذیر
مردگی
با بیشترین احتمال
شکاف ایجاد کردن
مردمان ماد ، اهل سرزمین ماد ( ایران باستان )
دلالت کردن ، دلالت دارد بر. . . .
توبه، کفاره
عمیقاً
همین است و بس
بی درنگ خوردن، بی وقفه خوردن، با عجله خوردن، بلعیدن
سازمان دهی شده، تدوین شده
قاعده کلی
نه حتی. . . .
قوم بنی اسرائیل
مورد تهاجم واقع شده
صبر کردن تا وقتش برسه
تیراندازی ، تیر ، داغون کردن ، داغون ، نابود شدن
به پایان رساندن
کمی بعد
ستوده شده
قصر ، کاخ ( ایتالیا )
غروب کردن، افول کردن، در تاریخ ثبت شدن
تاجگذاری کرد
تعلل
برخورد کرد
تلخ، کینه ای
چابک تر ، چالاک تر، سریع تر
آتش زیر خاکستر
غول یک چشم
خاموش کردن آتش, در آوردن ، خارج کردن
به همراه داشتن، با خود حمل کردن و آوردن
متقاعد کردن، ارائه دادن ، به ارمغان آوردن
وانمود کن انگار. . . . .
از هر دری سخن گفتن
ناآگاهانه، غیر متوجه، سهوی
تزریق کردن، شناساندن ( چیزی )
Trans ( گذر و انتقال ) parent ( منبع ) شفاف ( مثل پنجره )
رسوخ کردن به . . . نفوذ کردن ( مثل کرم، لولیدن ) ، به اطلاعات مهم دست یافتن، جاسوسی کردن
ظاهر دوستانه
بستگی دارد به. . . . . . . در صدد کاری بودن
خیلی خوب
نفوذ کردن، رسوخ کردن
بارها، به دفعات
شکارها
پرو بال دادن به موضوعی