پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
دلپسند
غول، کله گنده، سلطان ( نفت، . . . ) سرمایه دار خفن
خشک، جسد ، بی حرکت
بازم بهتره که . . . . از اونم بهتر اینکه . . . .
به بعد موکول کردن، بی میل بودن
غیر شرافتمندانه
مگر. . . .
حکومتی
به طور واقع بینانه، عملگرایانه
ناچیز ترین، حداقل ها ، محض ترین
خواه . . . چه . . .
با اکراه و بی میلی ( دو دلی ) پولی را به کسی دادن
خم شدن به سمت . . . .
نقش بازی کردن
از آب در اومد
سقوط کرد
هیچ کدام از دو طرف، هیچ یک از دو طرف
بروز دادن
نسنجیده، عاری از سیاست
امپراتوری چین باستان
خلاص شدن
از دست دادن، ضرر کردن
پیش خدمت بار
کنترل سهام داران، کنترل صاحبان شرکت و افراد ذی نفع
مقدار زیادی
بدبین، بی اعتماد، خودخواهانه، سودجو، منفعت طلبانه
نه همه ، شامل همه کس نمیشود
شیاد
بی محابا، نترس
رایگان دادن چیزی
به طرز شیک و باکلاس
Trojan horse اسب تروا ( خدعه ، نیرنگ )
ایضاً، مضاف بر اینکه ، علاوه بر این ، همچنین
تعدیل نیرو
مورد تأیید قرار گرفت
جزءلاینفک
طلسم، به بار آوردن ( فاجعه )
حرف زدن، از هر دری سخن گفتن، گپ زدن
شراب انگور
یازدهم ( اعداد رومی )
ترک کردن، گذاشتن و برای همیشه رفتن
پرزور
به طور یکپارچه و منسجم
راست ، درست
طلوع کردن، ظاهر شدن، برخاستن، بالا آمدن
به من چه؟ چه ربطی به من داره؟
از دست کسی چیزی را کشیدن، با زرنگی به دست آوردن
در حاشیه قرار دادن، دور نگهداشتن