پیشنهادهای شهرزاد رضایی (١,٩٠٦)
بی گناه شناخته شد
زمین گُلکاری شده ( در پارک ها یا جلو و کنار ساختمان مسکونی یا هتل و. . . )
معاهده بین آلمان و متفقین ( در پایان جنگ جهانی ) در شهر ورسای فرانسه
باج دادن
سبیل کسی را چرب کردن، باج
صاحب نام
منجر شد به . . . ختم شد به . . . .
یک مدت طولانی بعد از . . . .
میل و قصد
طراح ، تعبیه کننده
محکوم به فنا بودن
تناقض ، ضد و نقیض
نمونه ی بارز
نامحسوس ترین ، زیرکانه ترین
مورد انتقاد قرار گرفتن
مست پیروزی شدن
غافلگیر کردن
آشوبگر، عامل آشوب
مصون ماندن از. . . ، در امان ماندن از. . . .
خیره شده
جلوه های بصری
حضور ذهنی کامل داشتن بدون هیچ گونه آشفتگی و فکر به گذشته یا آینده
معنی نفوذ هم میدهد
واحه
از دست دادن باور و اعتقاد به وجود چیزی ، سرخوردگی
دخالت، همدستی ، درگیری
سپر بلا کردن ، گناه خود را گردن کسی انداختن
تحمیل شده ، قالب شده
ارضا شدنی
زیر خاکستر به تدریج سوختن
ققنوس
محتاط باشید ، هشیار باش ، حواست باشه
کاملاً پاک شدن ، کاملاً محو شدن
به وقت وداع ، موقع خداحافظی ، در آخر
آنچه قرار است اتفاق بیفتد ، اتفاق خواهد افتاد
کیپ ، تنگاتنگ
از چه نظر
زیر دست قرار دادن ، ثانوی کردن ، فرعی کردن
کبوتر با کبوتر ، باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز
حالت تهاجمی و جبهه گیری
واسطه کارهای غیر اخلاقی شدن ( تن فروشی ) ، عامل شدن ( منفی ) ، میانجی گری کردن ( منفی )
نقب زدن ، منفذ ایجاد کردن
ریشه دوانده
Comprehension میشه درک و فهم Apprehension میشه هراس و ترس این دو تا کلمه خیلی به هم شبیه هستند
استعاره ای از خشم پروردگار است
مجوز ، بلیط
تا ابد
پیش رس ، زودهنگام