تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

به واکنش جری در سریال Seinfeld بعد از اینکه جورج بهش خبر نامزدی خودشو میده توجه کنین: I'm Blown away یعنی: پشمام!!!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف: What's the hurry?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خودتان به s آخر کلمه توجه کنید و فراموشش نکنین.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

همون "آها" خودمون در فارسی. سعی کنین نوشتارش هم بخاطر بسپارین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

put someone on the phone به معنی "گوشی تلفن رو به کسی دادن" هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

دوستان این یک فعل پرکاربرده حتما معنیشو بلد باشین: تموم کردن، بس کردن، دست از کاری کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقش بازی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

دوستان این کلمه دقیقا معنی "به همراه خود آوردن" میده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت I used to و I'm used to در این هست که اولی به معنی "قبلا ( فلان کار رو میکردم ) و دومی به معنی "عادت دارم یا کردم ( که فلان کارو کنم ) هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مترادف friendly و sociable

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

fall و drop رو در کنار هم یاد بگیرید: fall یعنی افتادن و drop یعنی انداختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( جایی رفتن ) برای کار ( مثلا یه سفر کاری، ماموریت و غیره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

وقتی درباره کاری میگن let's give it a shot یا مثلا I gave him a shot یعنی همون "یه فرصتی بهش دادن" یا "ی امتحان کردن تا ببینیم چی میشه" یا "شروع کردن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

دقت کنید فعلش break out هست و اسمش outbreak

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

به معنای "برداشتن و با خود آوردن" هم هست مثلا: Could you grab my purse?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یه تعداد تعارف به انگلیسی: Don't be silly Don't mention it No peoblem You bet I insist It's nothing

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اگه بعدش یک شخص یا چیزی بیاد و بعد از اون یک صفت بیاد معنی "دانستن" میده. I didn't know you find me so repulsive

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

معادل همون "استدعا می کنم" خودمون در واقع میشه گفت یه جور تعارف کردنه . چه در پرداخت چه در سوار شدن به تاکسی و سایر موقعیت های تعارف خور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دقیقا در فارسی بهش میگیم "رو" به این اصطلاحات دقت کنید: what a nerve where did you get the nerve to . . . you have some nerve

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

دارای ۲ معنیه: ۱. راه اندازی کردن set up sth ۲. برای کسی پاپوش دوختن set sb up

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

معادل "گذاشتن" هست که دقیقا مخالف کلماتی مثل pick up یا take یا grab هست که به معنای "برداشتن" هستند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لباس زیر ( مثل زیرپوش، شرت و غیره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

۲ تا معنی داره: ۱. بعداً ۲. بعدی ( هم معنی next یا after )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

۴ تا از مهم ترین معانیش که توی مکالمات زیاد میبینید: ۱. برداشتن ( بلند کردن ) ۲. جواب دادن تلفن ( همون برداشتن تلفن وقتی زنگ میخوره ) ۳. برداشتن شخ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

lین سه تا همه به یک معنین: I tell you I can telk you I'm telling you

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنی "دندان پُر کردن" هم هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

hand out فعل هست ولی handout اسمه. فعل hand out معنی ( رایگان ) توزیع/منتشر/تقسیم کردن میده. اسم handout به معنی: ۱. برگه راهنما ( شبیه به جزوه ول ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

برای صحبت کردن درباره گذشته در زبان انگلیسی از لغات مختلفی استفاده میشه که بسته به نوع جمله میتونه لغت مورد نظر متفاوت باشه ولی ما در فارسی بجای اکثر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

چه مدت؟ چند وقت؟ مثال: How long has she been there? - Three days دوستان فکر میکنم "تا کی؟" رو با how late باید گفت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

به دو صورت معمولا میاد: Catch a glimpse of Get a glimpse of

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

باحال

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

۱. حوصله انجام کاری را داشتن ۲. احساسی مثل. . . داشتن ۳. هوس کردن ۴. به نظر رسیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

توجه کنین: اگر بعد از regret یک فعل یا یک noun clause بیاد به معنی"پشیمان شدن از آن موضوع" هست اگر غیر از حالت بالا باشه معنی "افسوس خوردن" یا "متاسف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

این سه تارو یادتون باشه: ۱. take care of: مراقب بودن ۲. care for: مراقب بودن ۳. care about: اهمیت دادن

پیشنهاد
٠

نظر کسی درباره چیزی چی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

به معنی دادن، قرض دادن، بخشیدن هست. با یه مثال بهتر میشه توضیحش داد: در سریال seinfeld یه جا Elain توی دستشویی گیر کرده و دستمال توالت نداره، برای هم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( کلمه کاربردی ) دستمال توالت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱. احمق، اسگل ۲. مواد مخدر غیرمجاز ( نه صرفا ماری جوانا ) ۳. خفن، باحال

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حالت فعلش به صورت be surprised at هست یعنی تعجب کردن و شگفت زده شدن "از" چیزی. به حرف اضافه at توجه کنید.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

معانی پرتکرار: ۱. take noun: هر نوع فعلی که با take ساخته بشه مثل take a shower, take the vow of silence ۲. گرفتن یا برداشتن ۳. بردن یا رساندن ۴. تحم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واسه من مهم نیس که! به من ربطی نداره! این چیزا برای من اهمیتی نداره که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جک گفتن ( معمولا از اونا جکا که یکیو توش مسخره میکنن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

معمولا با should، may، will، might و سایر modal verb ها میاد و دقیقا معادل can هست. در واقع جایی که از can نشه استفاده کرد ( جایی که modal verb ها می ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

فعلی که همراهش استفاده میشه walk هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

در رابطه با کتاب و دفتر میشه: ورق زدن در رابطه با سن میشه: به فلان سن رسیدن ( مثلا he turns 21 )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

دوستان به یک نکته بسیار مهم توجه کنین: client و customer هر دو در فارسی به عنوان" مشتری" ترجمه شدن. اما، در زبان انگلیسی customer به کسی میگن که "جن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جالب بودن، هیجان انگیز بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

یه معنی پرتکرارش "ترک کردن یک محل" هست معادل همون Leaving مثلا: I'm out of here یا I'm going to be out of town for a few days

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشکل داشتن در انجام کاری ( در معنای نمیتونم انجامش بدم، گیر کردم ) What are you having trouble with?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

If you seal something up, you close it completely so that nothing can get in or out.