پیشنهادهای Shayan (١,٧٥٠)
به واکنش جری در سریال Seinfeld بعد از اینکه جورج بهش خبر نامزدی خودشو میده توجه کنین: I'm Blown away یعنی: پشمام!!!
مترادف: What's the hurry?
خودتان به s آخر کلمه توجه کنید و فراموشش نکنین.
همون "آها" خودمون در فارسی. سعی کنین نوشتارش هم بخاطر بسپارین
put someone on the phone به معنی "گوشی تلفن رو به کسی دادن" هست
دوستان این یک فعل پرکاربرده حتما معنیشو بلد باشین: تموم کردن، بس کردن، دست از کاری کشیدن
نقش بازی کردن
دوستان این کلمه دقیقا معنی "به همراه خود آوردن" میده.
تفاوت I used to و I'm used to در این هست که اولی به معنی "قبلا ( فلان کار رو میکردم ) و دومی به معنی "عادت دارم یا کردم ( که فلان کارو کنم ) هست
مترادف friendly و sociable
fall و drop رو در کنار هم یاد بگیرید: fall یعنی افتادن و drop یعنی انداختن
( جایی رفتن ) برای کار ( مثلا یه سفر کاری، ماموریت و غیره )
وقتی درباره کاری میگن let's give it a shot یا مثلا I gave him a shot یعنی همون "یه فرصتی بهش دادن" یا "ی امتحان کردن تا ببینیم چی میشه" یا "شروع کردن ...
دقت کنید فعلش break out هست و اسمش outbreak
به معنای "برداشتن و با خود آوردن" هم هست مثلا: Could you grab my purse?
یه تعداد تعارف به انگلیسی: Don't be silly Don't mention it No peoblem You bet I insist It's nothing
اگه بعدش یک شخص یا چیزی بیاد و بعد از اون یک صفت بیاد معنی "دانستن" میده. I didn't know you find me so repulsive
معادل همون "استدعا می کنم" خودمون در واقع میشه گفت یه جور تعارف کردنه . چه در پرداخت چه در سوار شدن به تاکسی و سایر موقعیت های تعارف خور
دقیقا در فارسی بهش میگیم "رو" به این اصطلاحات دقت کنید: what a nerve where did you get the nerve to . . . you have some nerve
دارای ۲ معنیه: ۱. راه اندازی کردن set up sth ۲. برای کسی پاپوش دوختن set sb up
معادل "گذاشتن" هست که دقیقا مخالف کلماتی مثل pick up یا take یا grab هست که به معنای "برداشتن" هستند
لباس زیر ( مثل زیرپوش، شرت و غیره )
۲ تا معنی داره: ۱. بعداً ۲. بعدی ( هم معنی next یا after )
۴ تا از مهم ترین معانیش که توی مکالمات زیاد میبینید: ۱. برداشتن ( بلند کردن ) ۲. جواب دادن تلفن ( همون برداشتن تلفن وقتی زنگ میخوره ) ۳. برداشتن شخ ...
lین سه تا همه به یک معنین: I tell you I can telk you I'm telling you
به معنی "دندان پُر کردن" هم هست
hand out فعل هست ولی handout اسمه. فعل hand out معنی ( رایگان ) توزیع/منتشر/تقسیم کردن میده. اسم handout به معنی: ۱. برگه راهنما ( شبیه به جزوه ول ...
برای صحبت کردن درباره گذشته در زبان انگلیسی از لغات مختلفی استفاده میشه که بسته به نوع جمله میتونه لغت مورد نظر متفاوت باشه ولی ما در فارسی بجای اکثر ...
چه مدت؟ چند وقت؟ مثال: How long has she been there? - Three days دوستان فکر میکنم "تا کی؟" رو با how late باید گفت.
به دو صورت معمولا میاد: Catch a glimpse of Get a glimpse of
باحال
۱. حوصله انجام کاری را داشتن ۲. احساسی مثل. . . داشتن ۳. هوس کردن ۴. به نظر رسیدن
توجه کنین: اگر بعد از regret یک فعل یا یک noun clause بیاد به معنی"پشیمان شدن از آن موضوع" هست اگر غیر از حالت بالا باشه معنی "افسوس خوردن" یا "متاسف ...
این سه تارو یادتون باشه: ۱. take care of: مراقب بودن ۲. care for: مراقب بودن ۳. care about: اهمیت دادن
نظر کسی درباره چیزی چی بودن
به معنی دادن، قرض دادن، بخشیدن هست. با یه مثال بهتر میشه توضیحش داد: در سریال seinfeld یه جا Elain توی دستشویی گیر کرده و دستمال توالت نداره، برای هم ...
( کلمه کاربردی ) دستمال توالت
۱. احمق، اسگل ۲. مواد مخدر غیرمجاز ( نه صرفا ماری جوانا ) ۳. خفن، باحال
حالت فعلش به صورت be surprised at هست یعنی تعجب کردن و شگفت زده شدن "از" چیزی. به حرف اضافه at توجه کنید.
معانی پرتکرار: ۱. take noun: هر نوع فعلی که با take ساخته بشه مثل take a shower, take the vow of silence ۲. گرفتن یا برداشتن ۳. بردن یا رساندن ۴. تحم ...
واسه من مهم نیس که! به من ربطی نداره! این چیزا برای من اهمیتی نداره که
جک گفتن ( معمولا از اونا جکا که یکیو توش مسخره میکنن )
معمولا با should، may، will، might و سایر modal verb ها میاد و دقیقا معادل can هست. در واقع جایی که از can نشه استفاده کرد ( جایی که modal verb ها می ...
فعلی که همراهش استفاده میشه walk هست
در رابطه با کتاب و دفتر میشه: ورق زدن در رابطه با سن میشه: به فلان سن رسیدن ( مثلا he turns 21 )
دوستان به یک نکته بسیار مهم توجه کنین: client و customer هر دو در فارسی به عنوان" مشتری" ترجمه شدن. اما، در زبان انگلیسی customer به کسی میگن که "جن ...
جالب بودن، هیجان انگیز بودن
یه معنی پرتکرارش "ترک کردن یک محل" هست معادل همون Leaving مثلا: I'm out of here یا I'm going to be out of town for a few days
مشکل داشتن در انجام کاری ( در معنای نمیتونم انجامش بدم، گیر کردم ) What are you having trouble with?
If you seal something up, you close it completely so that nothing can get in or out.