تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

متحیر کردن ( نه شدن ) مترادف shock مثلا: You will be stunned یعنی پشمات میریزه/ سوپرایز خواهی شد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تومه کنین enthuse به معنی "مشتاق کردن" بدون حرف اضافه میاد ولی در معنای "با اشتیاق گفتن" به صورت enthuse over نوشته میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای ۲ معنی: ( اسم ) شرط بندی ( فعل ) شرط بستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

یاد کردن ( خاطرات ) مرور ( خاطرات )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

معمولا با give میاد give a whack

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خدا رحم کرده/کنه که . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

علاوه بر معانی ذکر شده: - آب تنی - آب تنی کردن هم معنی میده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بعضی اوقات به معنی "نمکدون" خودمونه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خدا بخیر کنه ( با یه حالتی که میخواین یه کاری که احتمال اتفاق افتادنش هست رو از خودتون دفع کنین )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

یعنی با وجود اینکه لایق ستایش یا قدردانی بابت چیزی نباشین اما اون تعریف و تمجید رو از شخص قبول کنین میشه "به نام خود ثبت کردن" به نوعی معنیش کرد مثال ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوستان دقت کنید این کلمه صفت هست و خودش به خودی خود معنای "خبر آبدار" نمیده. بجاش از همون "آبدار" استفاده کنین. مثلا juicy gossip یا juicy news یا ju ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوستان دقت کنین اگر میخواین enter رو برای ورود به مکانی به کار ببرین بعدش نباید into بیاد. یه راست بعد enter اسم مکان رو بیارین. مثلا: He entered the ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

این دو لغت رو در کنار هم به خاطر بسپارین: Sue میشه شکایت کردن lawsuit میشه شکایت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در واقع حالت کامل این اصطلاح Nothing Wrong with sth هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

توقف در مسیر ( نه صرفا در سفر ) مثلا دارین میرین فیلم ببینین سر راه وایمیسین یه چیپس و پفک میخرین به اون کار هم میگن stop off

پیشنهاد
٢

به گوش کسی رسیدن، متوجه شدن و فهمیدن ( چون کسی از بیرون خبرشو گفته )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان اگه میخواین به کسی تبریک بگین از Congratulations استفاده کنین و به s انتهاش توجه کنین چون Congratulation معمولا برای اشاره به تبریکاتی که به ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به نظر رسیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

دوستان اینکه توجه کنید این کلمه "صفت" هست در به کار بردنش بهتون خیلی کمک میکنه. معانی مهمش "متخاصم" و "خصمانه" هست.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

afterward و afterwards دقیقا و عینا هر به یک معنی هستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

۸ تا از پرکاربردترین معانی: ۱. برای اشاره به مکان over there, over here ۲. تمام شده، خاتمه یافته party is over ۳. درباره ی، بر سر you can't punish me ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

used to indicate that the speaker emphatically agrees with a statement or sentiment example: Do you think they can win? You/You'd better believe it! ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

در صحبت های عامیانه و نه تخصصی به معنای "شتاب" یا "سرعت" یا در موارد کمی "اهمیت" است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

۳ معنی پرتکرار: ۱. علاقه شدید به کسی داشتن یکم جمله نامعمولیه ولی مثلا: I long for you یعنی میخوامت ۲. دراز ، بلند ( از نظر طول ) ۳. طولانی ( از ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

متلاشی شدن، پاچیدن، جمع شدن ( مچالگی ) ، خراب شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در رابطه با ماشین میشه: ماشین رو روشن گذاشتن ( خاموش نکردن مثلا وقتی کارتون زود تموم میشه و دوباره میخواین راه بیفتین )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

to have an important effect or influence on something or someone ولی اگه همون "تفاوت کردن" یا "فرق کردن" هم ترجمه کنین اوکیه چون توی فارسی هم مثلا وق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پایه بودن برای انجام کار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

به واکنش جری در سریال Seinfeld بعد از اینکه جورج بهش خبر نامزدی خودشو میده توجه کنین: I'm Blown away یعنی: پشمام!!!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف: What's the hurry?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خودتان به s آخر کلمه توجه کنید و فراموشش نکنین.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

همون "آها" خودمون در فارسی. سعی کنین نوشتارش هم بخاطر بسپارین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

put someone on the phone به معنی "گوشی تلفن رو به کسی دادن" هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

دوستان این یک فعل پرکاربرده حتما معنیشو بلد باشین: تموم کردن، بس کردن، دست از کاری کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقش بازی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

دوستان این کلمه دقیقا معنی "به همراه خود آوردن" میده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت I used to و I'm used to در این هست که اولی به معنی "قبلا ( فلان کار رو میکردم ) و دومی به معنی "عادت دارم یا کردم ( که فلان کارو کنم ) هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مترادف friendly و sociable

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

fall و drop رو در کنار هم یاد بگیرید: fall یعنی افتادن و drop یعنی انداختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( جایی رفتن ) برای کار ( مثلا یه سفر کاری، ماموریت و غیره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

وقتی درباره کاری میگن let's give it a shot یا مثلا I gave him a shot یعنی همون "یه فرصتی بهش دادن" یا "ی امتحان کردن تا ببینیم چی میشه" یا "شروع کردن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

دقت کنید فعلش break out هست و اسمش outbreak

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

به معنای "برداشتن و با خود آوردن" هم هست مثلا: Could you grab my purse?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یه تعداد تعارف به انگلیسی: Don't be silly Don't mention it No peoblem You bet I insist It's nothing

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اگه بعدش یک شخص یا چیزی بیاد و بعد از اون یک صفت بیاد معنی "دانستن" میده. I didn't know you find me so repulsive

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

معادل همون "استدعا می کنم" خودمون در واقع میشه گفت یه جور تعارف کردنه . چه در پرداخت چه در سوار شدن به تاکسی و سایر موقعیت های تعارف خور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دقیقا در فارسی بهش میگیم "رو" به این اصطلاحات دقت کنید: what a nerve where did you get the nerve to . . . you have some nerve

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

دارای ۲ معنیه: ۱. راه اندازی کردن set up sth ۲. برای کسی پاپوش دوختن set sb up

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

معادل "گذاشتن" هست که دقیقا مخالف کلماتی مثل pick up یا take یا grab هست که به معنای "برداشتن" هستند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لباس زیر ( مثل زیرپوش، شرت و غیره )