پیشنهاد‌های سلطان امیرحسین (١٧٤)

بازدید
٢٨٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از اون ور بوم افتاده، بیش از حد اصلاح شده what we’ve done is overcorrected از اونور بوم افتادیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شلواری که قدش تا جایی بین زانو و قوزکه ( یعنی تا ساق میاد پایین نه بیشتر و زن و مرد هم نداره ) ( Oxford Dictionary ) a style of trousers ending bet ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

( به چیزی ) قناعت کردن، تن دادن، ( با اکراه ) پذیرفتن، کنار آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قمپز در کردن، لاف زدن، الدرم بلدرم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( مجازاً، وقتی کسی از نادیده گرفته شدن از طرف دیگران ناراحت و دلخور شده ) برگ چغندر I am not a potted plant here

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با شدت بیشتر، به میزانِ ( به مراتب ) بیشتر، در مقیاس بزرگتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

join at the hip with someone یعنی رابطه نزدیک و تنگاتنگی با کسی داشتن

پیشنهاد
٠

( کسی را یا اعصاب کسی را ) به هم ریختن، To make someone feel annoyef, anxious or upset

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( خانم، دختر ) هرزه، بی بند و بار، بی قید و بند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( همین کار، اندازه یا مقدار ) باید کافی باشه، باید جواب بده، باید کار کنه "That ought to do it" is a colloquial expression meaning that whatever acti ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باشعور، فهمیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خیلی از معانی rule رو دوستان نوشتن و اضافه گویی نمی کنم فقط خواستم یه اصطلاح بگم اینجا. Knicks rules all یعنی نیکز ( تیم بسکتبال نیویورک ) سَروَره. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دخمه، جای داغون، an unpleasant place to live in or be in SYN: dump

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در بدترین شکلش، در بدترین نوعش، در بدترین حالتش ( از این بدتر نمیشه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بریتیش fuck off یا bite me هست به معنای بزن به چاک، گمشو، گورتو گم کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

that's beside the point یعنی مساله چیز دیگه ایه، مساله اصلی این نیست، نکته این نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در فارسی یه جورایی نمیشه معنای معادلی براش پیدا کرد ولی از لحاظ مفهومی به کسی می گن که به خاطر دست و پا چلفتی بودن یا دلایل دیگه، به طور ناخواسته باع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نشست و برخواست کردن، در ارتباط بودن، حشر و نشر داشتن ( معمولاً با افراد مهم و از طبقات سیاسی و اجتماعی بالا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی اعصاب، بد اخلاق، گند دماغ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

یُبس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( کله ) به جایی خوردن don't tell your mom about our little bonking incident درباره اینکه کله هامون خورد به هم به مامانت چیزی نگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمایل عاطفی، عشقی یا جنسی به فردی از نژاد دیگر ( به خصوص تمایل فردی سفیدپوست ( کاکِیژِن ) به فردی از نژاد آفریقایی ) ( این اصطلاح در حال منسوخ شدنه و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

با حال، هیجان انگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

انتخاب دوم از روی ناچاری This phrase is often used informally to refer to a situation where someone is involved with a person romantically or sexuall ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودتو ( برای حمله من ) آماده کن، آماده حمله ( من ) باش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دو تا معنی داره طبق دیکشنری های لانگمن و آکسفورد: 1. همون شهر فرنگ خودمون 2. یه برنامه که در آن مشتری پولی می پردازه و یک خانم در اتاق یا باکسی لباسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادرار کردن، شاشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هدیه یا چیزی که برای دلجویی و رفع کدورت و به منظور آشتی با کسی که باهاش دعوا یا مشاجره داشتی به او داده می شود. دوستان توجه کنن که پیشنهاد نیست ( با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کودن، احمق، کله پوک، مغز فندقی، اسمی که دانلد ترامپ روی Nikki Haley نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا گذاشته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دوستان all around تا جایی که من فهمیدم معنای "همه جوره" و "از هر نظر" میده نه "روی هم رفته". مثلا مثال زیر معنیش اینه که من از هر نظر آدم خوبیم نه ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قدغن، ممنوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بچه ریقو، بچه قرتی ( هنگام خطاب تحقیرآمیز ) give me your money, punk

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خنده تصنعی و زورکی ( برای ضایع نشدن طرف مقابل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

جل الخالق!، عجب!، پشمام!، یا للعجب!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

استاد، اوستا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مظلوم نمایی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینو خوب اومدی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشعوری ( با عرض معذرت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خداوکیلی straight up, I’ve never seen him before

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در آغاز فیلم یا سریال ) پرداختن به داستان قبل از تیتراژ یا موسیقی ابتدایی A "cold open" is a term commonly used in television and film production. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

حجم زیاد، حجم انبوه، انبوهِ . . . ، یه عالمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

عجب . . . ( لحن کنایه آمیز ) So much for the loyalty عجب وفاداری ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیان کردن مشاهدات I'm just making an observation فقط دارم مشاهداتمو ( چیزی که می بینمو ) بیان می کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به درد ( چیزی ) خوردن، ( به چیزی ) کمک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خونه تکونی کردن ( به معنای تغییرات اساسی اعمال کردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بِبُرش، بِبُر صداتو، خفه خون بگیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

( کار، مساله، . . . ) واجب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

( پول یا . . . ) دست و پا کردن، جمع کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خالی بستن