تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

اخراج کردن Need to fire this guy. No customer service skills. باید اخراجش کنم. اصلا کار بلد نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

Fire: اخراج کردن Need to fire this guy. No customer service skills. باید اخراجش کنم. اصلا کار بلد نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

TGs: تری گلیسیرید ( چربی ای که باعث رسوب در رگ ها و عروق می شوند. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

رنگ، PH ( تجزیه کامل ادرار ) بو، توده های متراکم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

پهنای گلبول قرمز در منحنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

M/E در پزشکی به معنای نسبت سلول های زاینده گلبول سفید به قرمز است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

وزن متوسط هموگلوبین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

حجم متوسط هموگلوبین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

درصد پلاکت ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

حجم متوسط پلاکت ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

مقدار متوسط هموگلوبین در گلبول های قرمز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

شمارش پلاکت ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

حجم متوسط گلبول های قرمز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

هماتوکریت ( درصد گلبول های قرمز در خون )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

ریتای محصل؛ فیلمی به کارگردانی لوئیس گیلبرت است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

واقعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

۱. موّاج، پرپیچ و تاب ۲. لباس چین دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

( خاک و مانند آن ) تورب دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

اردک ماهی خوار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

۱. محاصره کردن ۲. دور ( کسی ) حلقه زدن، دور ( کسی ) جمع شدن ۳. به ستوه آوردن، دست از سر ( کسی ) برنداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

زار زار گریه کردن مثل ابر بهار گریه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

( قیمت و مانند آن ) سقوط کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

حق صحبت داشتن Only members would be given the floor. فقط اعضا حق صحبت دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

تقلید ناقصی از The wine that is made and sold here is a pale imitation of the original wine. شرابی که اینجا می سازند و می فروشند تقلید ناقصی است از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

چوب مصنوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

خود را غرق کاری کردن خود را وقف کاری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

به سرعت Her health has improved in leaps and bounds. وضع سلامتش به سرعت رو به بهبود است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

( اسب ) از روی مانع پراندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

قلب کسی ریختن My heart leaped when I saw Sami at the airport. وقتی سامی را در فرودگاه دیدم، قلبم ریخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

به طرف کسی خم شدن به طرف کسی دولا شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

به چیزی تکیه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

۱. تیغه کردن ( پنجره و مانند آن ) ، تیغه کشیدن، دیوار کشیدن ۲. گرفتن ( سوراخ و مانند آن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

( با تیغه کشیدن ) جدا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

در توان انسان در حد مقدورات انسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

سلطه گر سلطه جو توسعه طلب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

درّه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

( برای کاری ) پول جمع کردن بودجهٔ ( چیزی را ) تأمین کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

گربهٔ بی دُم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

عادت کردن، جا افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

Take a ( hard / nasty ) knock بد آوردن، بدشانسی آوردن، ضربه خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

شادروان، خدابیامرز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

پسر، جوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

به کسی پریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

نردبان ترقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مسابقهٔ دوره ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دورهٔ ویکتوریا یا دورهٔ ویکتوریایی ( به انگلیسی: Victorian era ) ، دورهٔ اوج انقلاب صنعتی در بریتانیا و اوج امپراتوری بریتانیا بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بیش از حد متمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

۱. عمیق، ریشه دار ۲. پنهانی، ناآشکار، نهفته