تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

Do a double take یکه خوردن، جا خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

سوءِاستفادهٔ نژادی بدرفتاری نژادی خشونت نژادی بی عدالتی نژادی توهین نژادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

, کسی را در جریان گذاشتن، کسی را بی خبر نگذاشتن I'll keep you posted on his progress. من تو را در جریان پیشرفت او خواهم گذاشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

آن قدر که ممکن است، تا حد امکان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

اسم مصدر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

مثل خروس جنگی به کسی پریدن به کسی حمله ور شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

نگاهی گذرا انداختن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

۱. راه نورد، پیاده روی کننده ۲. رَهرو ۳. [پزشکی] واکِر، راهبر ۴. روروَک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

pilgrim way، مسیر استانداردی که زائران هنگام رفتن به زیارت برای رسیدن به مقصد خود - معمولاً یک مکان مقدس یا مکان عبادت - طی می کنند.

پیشنهاد
٥٥

هر که تهی کیسه تر، آسوده تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

بودا مجسمهٔ بودا شمایل بودا

پیشنهاد
٥٥

آسوده کسی که خر ندارد، از کاه و جواَش خبر ندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

خیلی، بی اندازه I am angry as hell. خیلی عصبانی هستم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

قاچاقی رد شدن یواشکی گذشتن یواشکی دررفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

نشئه نشئهٔ نشئه He was as high as a kite. او نشئهٔ نشئه بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

۱. 📌 تنفس دهان به دهان، تنفس مصنوعی His friend pulled him out of the water and gave him the kiss of life. دوستش او را از آب بیرون کشید و به او تنف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

مَجیز کسی را کفتن تملق کسی را کفتن برای کسی خوش خدمتی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

شخص مبتلا به جنون دزدی شخص مبتلا به دزدی بیمارگون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

عضو سازمان کوکلوس کلان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

[در بریتانیا] شرکای جرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

در حق کسی لطف کردن It would be doing him a kindness to tell him the truth. گفتن حقیقت به او لطفی است در حق وی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

شاهانه زندگی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

ازخودگذشتگی بافکری باملاحظه گی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

خط شکسته انگلیسی خط پیوسته انگلیسی پیوسته نویسی انگلیسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

مجدد، دوباره، تازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

از چیزی بهت زده شدن/بودن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

Soon after کمی بعد، اندکی پس از آن، اندک زمانی پس از Soon after the wedding, his wife became ill. اندکی پس از عروسی، خانمش بیمار شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

دنیا، دنیای فانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

Bring to justice پای میز محاکمه کشاندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦٦

فحاش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

پلیس راهور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩٠

۱. صحرانورد، پیاده روی کننده ۲. گیاهِ رونده، رُز رونده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

هوای گرگ و میش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

روزگار رویا روزگار رؤیا ( به انگلیسی: Dreamtime ) که چوکورپا ( Tjukurpa ) نیز نامیده می شود مفهومی در اسطوره شناسی بومیان استرالیا است که به دورانی � ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

حافظه های ثبت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

مسیرهای پیاده روی بومیان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

dreaming track مسیر رویایی

پیشنهاد
٥٣

ذخایر آبی جهان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

مایهٔ حیات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

نژادپرستی ساختاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

کتاب تاریخ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

a sense of resilience, duty, and perseverance in the face of challenges احساس مقاومت، وظیفه شناسی و استقامت در برابر چالش ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

۱. عمر، طول زندگی ۲. زمان، دوره ۳. همیشگی، مادام العمر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

ضبط کنندهٔ صدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

همین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

مو به مو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

واو به واو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

حرف به حرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بر اعصاب خود مسلط بودن خونسردی خود را حفظ کردن خود را نباختن