پیشنهاد
٥٥

در آستانهٔ چیزی قرار داشتن، در آغاز چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

صدای خود را صاف کردن سینهٔ خود را صاف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خشکی گلو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

باحال بودن، حال دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

۱. در دههٔ بیست ۲. [درج حرارت و مانند آن] بین بیست تا سی، بالای بیست، بیست و چند، بیش از بیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

( آدم ) بیست و چند ساله، بیست سی ساله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بیست سؤالی بازی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

۱. ـــِـ ( =کسرهٔ اضافه که در خط فارسی معمولاً نوشته نمی شود. ) ۲. از ۳. با ۴. به ۵. اهلِ ۶. [در آمریکا، موقع گفتن ساعت] به، مانده به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

۱. مزاحم، آزارنده، اعصاب خرد کن ۲. بیماری زا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

محور اصلی چیزی رکن چیزی رُکنِ رَکین چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

۱. با ۲. از ۳. از دستِ ۴. پیشِ، نزدِ ۵. همراهِ، همراه با ۶. با/ به کمکِ ۷. نسبت به، در موردِ ۸. متناسب با ۹. به نفعِ ۱۰. موافقِ ( با )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

۱. اینجا ها، این طرف ها، این دور و برها ۲. محل، محله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

فایده اش چیه که. . . ؟ He will do it anyway, so what's the odds of telling him not to? او به هر حال کار خودش را خواهد کرد، پس فایده اش چیه که بهش بگ ...

پیشنهاد
٥٢

مورد لطف/عنایت کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

با پیانو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

پشت پیانو، پیانو زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

میزان جرم و جنایت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

زنان منچستر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

۱. کسی را رفته رفته با چیزی آشنا کردن ۲. کاری را کم کم به کسی آموختن ۳. چیزی را قدم به قدم برای کسی توضیح دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

طبق معمول مثل همیشه چنان که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

رِدکار، شهرکی در انگلستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

۱. پرهیزگاری، زهد، پارسایی، ریاضت ۲. سختی، دشواری، مشقت ۳. عسرت، تنگی، مضیقه ۴. قناعت ۵. سادگی، بی پیرایگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

وعده های پوچ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

معنی �رد شدن� هم میده. the proposal has been axed. این پیشنهاد رد شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

لباسِ راحتی، لباسِ خانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

کشش عاطفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

جا افتادن، راه و چاه را یاد بگیریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

مرهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

تا اندازه ای تا حدودی تا حدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

کامبریا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

پستانداران جفت دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

گُمم نکنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

داغ دل ( کسی ) را تازه کردن، تجارب تلخ گذشته را زنده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

داغ دل ( کسی ) را تازه کردن، تجارب تلخ گذشته را زنده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

زخم/ جراحت سطحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

زخم عمیق، جرراحت عمقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

۱. از ۲. از رویِ ۳. از طرفِ، از سویِ ۴. از هنگامِ، از زمانِ، از بَدوِ ۵. بین ۶. مانده به. . . در فاصلهٔ ۷. در مقابلِ، در برابرِ ۸. به علتِ، به خاطرِ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

۱. نزدیکِ، کنارِ ۲. از نزدیک، ازکنار، از بغلِ ۳. از ۴. از راهِ ۵. با ۶. به وسیلهٔ، ازطریقِ، توسطِ ۷. از روی ۸. به دست، از سوی ۹. طبقِ، مطابقِ ۱۰. تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

ضربهٔ روانی، ضربهٔ هیجانی، آسیب هیجانی یا ترومای روان شناختی به تأثیرات و پاسخی احساسی پس از یک رویداد وحشت انگیز مثل تصادف، تجاوز جنسی یا بلایای طب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

مقرون به صرفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

نامگذاری کردن احساسات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودآگاهی عاطفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

۱. تقریباً، در حدودِ ۲. دربارهٔ، درموردِ ۳. در اطراف، این طرف و آن طرف ۴. دوروبر، حوالی، حول و حوش ۵. دور، گرداگرد، اطراف ۶ . در جهت عکس، عکس ۷. با، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

حاضر، موجود، در دسترس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تا تا اینکه تا وقتی که تا زمانی که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

۱. سرسبزی، خرمی ۲. تازگی، شادابی ۳. طرفداری از حفظ محیط زیست ۴. بی تجربگی، خامی، ساده لوحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

۱. رویِ، بر رویِ، بر ۲. در ۳. به ۴. دربارهٔ ۵. بلافاصله بعد از ۶. به محضِ ۷. طبقِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

۱. جای باصفا و خوش منظره ۲. ( صورت ) خال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

۱. رویِ، بر رویِ، بر ۲. به ۳. در ۴. دربارهٔ ۵. جلو، جلوتر ۶. به سوی ۷. به بعد ۸. طبقِ ۹. روشن ۱۰. موقعِِ