تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

به دنیا نیامده ام که بمیرم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

We can't do this by ourselves, به تنهایی نمی تونیم این کارو کنیم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

I don't like leaving my mom by herself. خوشم نمیاد مامانمو تنها بذارم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

به تنهایی I'm not going out there by myself. به تنهایی اون بیرون نمیرم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

تنها I just want be by myself. فقط می خواهم تنها باشم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

محدوده بین خط دروازه و خط مرزی ( رگبی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

شوت مستقیم به دروازه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

دروازه بانی حفظ دروازه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

پنالتی گل شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

نمره دادن از ۰ تا ۱۰ به بازیکن به نسبت مهارت او ( چوگان )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

دروازه بانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دروازه بان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

گل، دروازه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

گل از راه دور ( بسکتبال ) گل ( فوتبال زنان ) رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا ( رگبی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

رد کردن توپ از فراز دروازه با پا ( رگبی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا ( رگبی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ضربه زدن بر فراز دروازه ( رگبی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠٧

دوغ سنتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢١

برخلاف انتظار Oddly enough, he came on time. ❌ به قدر کافی عجیب، به موقع آمد. ✅ بر خلافِ انتظار، به موقع آمد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢١

There was room enough to park a car. ❌ به قدر کافی جا بود برای پارک کردن اتومبیل. ✅ آن قدر جا بود که بتوان اتومبیل را پارک کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦١

It is a common enough crisis. ❌ بحرانِ به قدر کافی رایجی است. ✅ بحرانِ کم وبیش رایجی است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

I was not a good enough rider. ❌ سوارکارِ به قدر کافی خوبی نبودم. ✅ سوارکاری ام تعریفی نداشت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

She sings well enough, but. . . ❌ به قدر کافی خوب می خواند، اما. . . ✅ بد نمی خواند، اما. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

بلند بالا We had a long enough list. ❌ فهرستِ به قدر کافی طولانی ای داریم. ✅ فهرستِ بلند بالایی داریم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

The chairman has resigned to make way for a younger man. 🔶رئیس استعفا کرده است تا راه را برای فردی جوان باز کند. The chairman has resigned to maki ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

We propose to leave early tomorrow morning. 🔸برنامه این است که فردا صبح زود عزیمت کنیم. We propose leaving early tomorrow morning. 🔹پیشنهاد می ک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢١

We stopped to eat. 🔸 برای صرفِ غذا توقف کردیم. We stopped eating. 🔹 از غذا خوردن دست کشیدیم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

She was afraid to make him angry. 🔸می ترسید او را عصبانی کند. She was afraid of making him angry. 🔹متأسف بود از اینکه او را عصبانی کرده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

خون پادشاهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

طرف مقابل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

وارث مسلم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

رودهایی که همیشه قابل کشتی رانی هستند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

رودهایی که در فصل هایی از سال قابل کشتی رانی اند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

ستارگانی که در زمان و مکان خاصی قابل رؤیت اند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

ستارگانی که همیشه قابل رؤیت هستند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

1️⃣📌 نقش: �حرف اضافه� 📌 معنی: �کنارِ. . . ، نزدیکِ. . . � Example: The cat was sitting beside the fireplace 🔸گربه کنارِ شومینه نشسته بود. _______ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

پیشینه تحقیق شامل کتاب ها و مقاله هایی به کار می برند پیشینه مبانی نظری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

تا نبینم، باور نمی کنم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

آدم زود جوش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧٩

فراموش کردن شخصی که دوستش داشتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

قرار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

رابطه از راه دور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

هر چیزی که در بازه زمانی خاص مد شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

فراگیر شدن چیزی و به افراد منتقل شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

حسی که از چیزی یا کسی می گیریم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

با عقل جور درآمدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

کولی بازی درآوردن، غرغرو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دنبال تایید شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

سمی، کسی که رفتار نرمالی نداره