تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

دور از جون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

تعریف از خودم نباشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

شتر دیدی ندیدی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

درباره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧٤

از دیرباز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

1️⃣🖍 بررسی کردن با دقت و جزییات Examples: The security personnel will go through your bags at the airport. نیروهای حراست همه چمدان ها را در فرودگاه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

جمجمه شناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

از ازل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

پیشرفت فردی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

کارآمدی شخصی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اظهارِ وجود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

ابرازِ وجود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تحققِ ذات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

حبِ نفس، حبِ ذات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

صیانتِ ذات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

صیانت نفس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

خویشتن نگری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

تمرکز بر خویشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خویشتن باوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

انکارِ خویشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خود رهبر، خودگردان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خودآموزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خودپژوهی، خودشناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

1 ) به ویژه 2 ) به طور ویژه 3 ) بسیار 4 ) بیش از حد معمول 5 ) به طور مفصل، با جزییات 6 ) صرفاً، فقط

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

As for= about درباره یِ. . . . Example: As for the thief, I am sure that he will soon be caught. اما درباره یِ دزد، [باید بگویم که] به زودی دستگیر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تا. . . Example: During the floods, the water came up to the bottom of the windows. در جریان سیل، آب تا پایینِ پنجره ها بالا آمد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

افزون بر . . . Example: He promised to give us a prize over and above our usual wages. قول داد که افزون بر مزدمان، پاداشی نیز به ما بدهد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

Over against= near by نزدیک ( به ) . . . Example: The cupboard is over against the window. کمد نزدیکِ پنجره است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

But for=without بدونِ. . . . ، اگر. . . . نبود Example: But for your help, I should have failed. اگر کمک شما نبود، مردود شده بودم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

Along with= together with همراه با - در معیت کسی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

مثل بچهٔ آدم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

دوباره نیرو بخشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دوبار گنجاندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دوباره گنجاندن صحیح است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

جهت دهی دوباره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٧

ناحیه بندی دوبار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بازپیوستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

بازپس گویی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بازآزمایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٧

شرطی سازی مجدد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٧

بازآموزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

بازنگری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

ارسال مجدد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سازماندهی مجدد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

تجدید قوا