تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

بعدها معلوم شد/ بعدها این طور از آب درآمد Example: We thought he had been killed, but in the event, he turned up safe and sound a week later. مثال: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

پا به پای کسی کار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

به دنیا نیامده ام که بمیرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

We can't do this by ourselves, به تنهایی نمی تونیم این کارو کنیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

I don't like leaving my mom by herself. خوشم نمیاد مامانمو تنها بذارم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

به تنهایی I'm not going out there by myself. به تنهایی اون بیرون نمیرم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

تنها I just want be by myself. فقط می خواهم تنها باشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

محدوده بین خط دروازه و خط مرزی ( رگبی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

شوت مستقیم به دروازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

دروازه بانی حفظ دروازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

پنالتی گل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

نمره دادن از ۰ تا ۱۰ به بازیکن به نسبت مهارت او ( چوگان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

دروازه بانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دروازه بان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

گل، دروازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

گل از راه دور ( بسکتبال ) گل ( فوتبال زنان ) رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا ( رگبی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

رد کردن توپ از فراز دروازه با پا ( رگبی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا ( رگبی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

ضربه زدن بر فراز دروازه ( رگبی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠٤

دوغ سنتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

برخلاف انتظار Oddly enough, he came on time. ❌ به قدر کافی عجیب، به موقع آمد. ✅ بر خلافِ انتظار، به موقع آمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

There was room enough to park a car. ❌ به قدر کافی جا بود برای پارک کردن اتومبیل. ✅ آن قدر جا بود که بتوان اتومبیل را پارک کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٨

It is a common enough crisis. ❌ بحرانِ به قدر کافی رایجی است. ✅ بحرانِ کم وبیش رایجی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

I was not a good enough rider. ❌ سوارکارِ به قدر کافی خوبی نبودم. ✅ سوارکاری ام تعریفی نداشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

She sings well enough, but. . . ❌ به قدر کافی خوب می خواند، اما. . . ✅ بد نمی خواند، اما. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

بلند بالا We had a long enough list. ❌ فهرستِ به قدر کافی طولانی ای داریم. ✅ فهرستِ بلند بالایی داریم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

The chairman has resigned to make way for a younger man. 🔶رئیس استعفا کرده است تا راه را برای فردی جوان باز کند. The chairman has resigned to maki ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

We propose to leave early tomorrow morning. 🔸برنامه این است که فردا صبح زود عزیمت کنیم. We propose leaving early tomorrow morning. 🔹پیشنهاد می ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

We stopped to eat. 🔸 برای صرفِ غذا توقف کردیم. We stopped eating. 🔹 از غذا خوردن دست کشیدیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

She was afraid to make him angry. 🔸می ترسید او را عصبانی کند. She was afraid of making him angry. 🔹متأسف بود از اینکه او را عصبانی کرده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خون پادشاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

طرف مقابل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

وارث مسلم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

رودهایی که همیشه قابل کشتی رانی هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

رودهایی که در فصل هایی از سال قابل کشتی رانی اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ستارگانی که در زمان و مکان خاصی قابل رؤیت اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ستارگانی که همیشه قابل رؤیت هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

1️⃣📌 نقش: �حرف اضافه� 📌 معنی: �کنارِ. . . ، نزدیکِ. . . � Example: The cat was sitting beside the fireplace 🔸گربه کنارِ شومینه نشسته بود. _______ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

پیشینه تحقیق شامل کتاب ها و مقاله هایی به کار می برند پیشینه مبانی نظری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تا نبینم، باور نمی کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

آدم زود جوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧٦

فراموش کردن شخصی که دوستش داشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

قرار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

رابطه از راه دور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

هر چیزی که در بازه زمانی خاص مد شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

فراگیر شدن چیزی و به افراد منتقل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥١

حسی که از چیزی یا کسی می گیریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

با عقل جور درآمدن