تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همراه با/ در پی/بعد از آن. یعنی چیزی که بعد از یک چیز دیگه قرار می گیره. She wore a red dress, followed by a matching hat.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به جای/ در عوض. به معنای استفاده از چیزی دیگر به جای گزینه اول.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پاسخ دادن/جواب دادن. یعنی پاسخی به سوال یا درخواست داده بشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احوال پرسی/ خوش آمد گویی. کلمه یا جمله ای که برای شروع مکالمه و به نشانه سلام یا مودبانه به فرد دیگر گفته می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش دادن به . . . به معنای توجه کردن و شنیدن چیزی که گفته می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متن هایلایت شده/ متن برجسته شده. متنی که با رنگ یا مارکر خاصی برجسته شده تا توجه بیشتری جلب کنه و مهم تر به نظر برسه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خط نقطه دار مسئولیت غیرمستقیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با دست به چیزی اشاره کردن. یعنی با استفاده از دست، انگشت یا ابزار دیگری، توجه فرد را به یک شیء خاص جلب کردن. این عمل می تواند برای نمایش چیزی به فرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تشویق کردن. یعنی دادن انرژی، انگیزه یا حمایت به کسی تا چیزی را انجام دهد. معمولاً با هدف بالا بردن اعتماد به نفس یا ترغیب فرد برای تلاش بیشتر استفاد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نظارت کردن. مراقبت و بررسی وضعیت یک کار یا فرد دیگر به طور فعال، تا از درست انجام شدن آن اطمینان حاصل شود. معمولاً در موقعیت هایی استفاده می شود که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افعال رایج/افعال متداول. فعل هایی که بیشتر تو مکالمات روزمره و نوشتاری استفاده می شن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرامر کلیدی. قوانین گرامری اصلی و مهم که پایه زبان رو تشکیل می دن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوانین گرامر. اصول و ساختارهای زبانی که نشون می دن چطور کلمات رو کنار هم بذاریم تا جمله بسازیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سطح پایه/ سطح مقدماتی. به دوره ها یا موقعیت هایی اشاره داره که برای افراد مبتدی و تازه کار طراحی شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

مبتدی کم تجربه جوان تر تازه کار کودک/کم سن دانشجوی سال سوم دانشگاه یا سوم دبیرستان ( در آمریکا ) سطح پایین تر در شغل یا سازمان پسوند نام ( برای افرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فهرست مطالب/محتویات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تهیه کننده تولیدکننده سازنده تولیدکننده اولیه ( در زیست شناسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طراح ژاکت ( در مد ) طراح جلد ( در نشر و هنر ) طراح غلاف یا پوشش ( در صنایع خاص )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سردبیر/ویراستار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دانشیار. دانشیار معمولاً پس از طی مراحل ارتقاء از مرتبه استادیاری به این مرتبه می رسد. آن ها معمولاً دارای تجربه تدریس و تحقیقات بیشتری نسبت به استا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

استادیار/دانشیار. این عنوان به معمولاً به اعضای هیئت علمی جوان تر یا افرادی که در مراحل اولیه ی شغلی خود هستند، اطلاق می شود. آن ها معمولاً مسئولیت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استاد بازنشسته. استادی که پس از رسیدن به سن بازنشستگی، از دانشگاه بازنشسته شده است اما همچنان به عنوان یک عضو افتخاری در دانشگاه حضور دارد و ممکن اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استاد تمام وقت. استادی که به صورت تمام وقت در دانشگاه مشغول به تدریس، تحقیق و سایر وظایف دانشگاهی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استاد مهمان/استاد مدعو. استادی که به صورت موقت و برای مدت کوتاهی به یک دانشگاه دعوت می شود و در آن جا تدریس می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

استاد دانشگاه/پرفسور/مدرس . این عنوان معمولاً به افرادی اطلاق می شود که در دانشگاه ها تدریس می کنند و دارای بالاترین درجه علمی هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشر. ناشر کسی است که مسئول چاپ و انتشار کتاب ها، مجلات و سایر مواد چاپی است. به عبارت ساده تر، ناشر، کتاب یا مجله ای که نویسنده نوشته است را آماده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نویسنده/مولف. مؤلفیا نویسنده به کسی گفته می شود که یک اثر مکتوب، مانند کتاب، مقاله، شعر یا هر نوشته دیگری را خلق کرده و آن را منتشر کرده است. مؤلف ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مربی معلم/مدرس معلم. به کسی گفته می شود که به معلمان آموزش می دهد تا روش های بهتر و مؤثرتری برای تدریس داشته باشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتشارات آموزشی. به انتشار کتاب ها، مجلات و سایر مواد آموزشی برای استفاده در مدارس، دانشگاه ها و سایر موسسات آموزشی گفته می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشاور آموزشی. به کسی گفته می شود که در زمینه آموزش و پرورش تخصص دارد و به مدارس، دانشگاه ها و سایر موسسات آموزشی در زمینه های مختلف مشاوره می دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهنمای مطالعه. هرچیزی که یادگیری در یک موضوع خاص را تسهیل می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتاب های درسی/متون درسی. به کتاب هایی گفته می شود که برای آموزش یک موضوع خاص در مدارس، دانشگاه ها و سایر موسسات آموزشی استفاده می شوند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نویسنده آزاد/نویسنده مستقل. به کسی گفته می شود که به صورت مستقل و بدون داشتن قرارداد دائمی با یک شرکت یا سازمان، مطالب مختلفی را می نویسد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

مخفف عبارت "English Language Teaching" به معنی آموزش زبان انگلیسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) من رفتم/ من دارم میرم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) نمی دونم. "Who ate my lunch? Beats me, I wasn't here. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

( عامیانه ) جشن/پارتی/مهمونی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) کیری/ خیلی زشت. "That car is butt ugly, I can’t believe anyone would buy it. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جوجه The hen hatched three chicks. داف/خانمی Hey chick, what's up? مترادف مربوط به معنی جوجه: chick, pullet

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) غذا. Let’s grab some chow before the game starts. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) رفیق ( معمول بین مردها ) . "Dude, you won’t believe what happened today!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) واقع بین باش/ جدی باش/ منطقی باش. "Come on, get real! That’s not going to happen. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) امتحانش کن/برو تو کارش/ پیگیرش باش/برو دنبالش/برو سراغش. "If you really want it, go for it!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) پولدار/مایه دار. "That guy’s loaded, he drives a brand new sports car every year. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) منظورم اینه که . . . . "We're talkin' serious business here, not just a casual meeting. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

( عامیانه ) اوه/اَه. Yuck یک اصطلاح است که برای نشان دادن انزجار یا بیزاری از چیزی استفاده می شود. این عبارت معمولاً زمانی گفته می شود که چیزی باعث ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) تحمل کسی رو نداشتن. "I can’t stand him anymore, he’s always annoying everyone. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) اسمش یادم رفته. What’s her face? The one who always talks in class. I forgot her name!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) شاگرد لوس معلم/محبوب معلم/نورچشمی معلم. به کسی گفته می شود که به شدت در تلاش است تا نظر معلم را جلب کند یا در کلاس توجه ویژه ای دریافت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) عصبی کردن/آزار دادن/ اذیت کردن کسی. "Her attitude always rubs me the wrong way, she’s so rude. "