apple

/ˈæpl̩//ˈæpl̩/

معنی: سیب
معانی دیگر: (گیاه شناسی) درخت سیب (جنس malus و خانواده ی rose)، سیبی، مردمک چشم، چیز عزیز و پربها، سیب دادن، میوه ءسیب دادن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a firm round fruit with succulent white flesh and a red, green, or yellow skin.

(2) تعریف: the tree on which this fruit grows.

(3) تعریف: any of various fruits resembling the apple, such as the custard apple.

جمله های نمونه

1. apple butter
کره ی سیب،خمیر سیب

2. apple crumble
پای سیب (که داغ می خورند)

3. apple jam
مربای سیب

4. apple juice
آب سیب

5. apple or orange
سیب یا پرتقال

6. apple trees were drowned in blossoms
درختان سیب غرق در شکوفه بودند.

7. an apple
یک سیب

8. an apple garden
باغ سیب

9. an apple is tangible but justice is not
سیب قابل لمس است ولی عدالت قابل لمس نیست.

10. an apple orchard
باغ سیب

11. an apple tree
درخت سیب

12. evaporated apple
سیب خشک

13. mashed apple
سیب له شده

14. the apple tree was drooping under the weight of its fruit
درخت سیب در زیر بار میوه خم شده بود.

15. which apple do you want? the one that is on the table
کدام سیب را می خواهی ؟ آن که روی میز است.

16. an apple a day keeps the doctor away
خوردن روزانه ی میوه موجب سلامتی می شود

17. a bad apple
سیب خراب

18. a grafted apple tree
درخت سیب پیوندی (پیوند شده)

19. a mealy apple
سیب کم آب و چوب پنبه مانند

20. a monster apple
سیب گنده و بدترکیب

21. a ripe apple
سیب رسیده

22. a wormed apple
یک سیب کرمو

23. an oversize apple
سیب بسیار درشت

24. jahangir likes apple pie
جهانگیر پای سیب دوست دارد.

25. peel the apple and chop it
سیب را پوست بکن و (با کارد) ریز ریز بکن.

26. the biggest apple pick in recent years
بزرگترین محصول سیب در سال های اخیر

27. a rotten apple spoils the barrel
یک بز گر گله را گر می کند

28. one rotten apple spoils the barrel
(یک سیب گندیده جعبه ی سیب را فاسد می کند) یک بز گر گله را گر می کند

29. he took an apple from the middle of the box
یک سیب از وسط جعبه برداشت.

30. josef was the apple of his father's eye
یوسف نور چشم پدرش بود.

31. please have another apple
بفرمایید یک سیب دیگر میل کنید.

32. she peeled an apple for me
سیبی برایم پوست کند.

33. the scent of apple blossoms
بوی شکوفه های سیب

34. this year our apple crop is good
محصول سیب ما امسال خوب است.

35. to upset the apple cart
کارها را خراب کردن،نقشه را به هم زدن

36. give me one more apple
یک سیب دیگر به من بده.

37. ruddy spheres burdening the apple boughs
کره های سرخ فامی که بر شاخه های درخت سیب سنگینی می کرد

38. we don't have enough apple to go round
آنقدر سیب نداریم که به همه برسد.

39. the larger half of an apple
نیمه ی بزرگتر سیب

40. he sank his teeth into the apple
دندان های خود را در سیب فرو برد.

41. julie took a bite of the apple and said, "o, how delicious!"
جولی گازی به سیب زد و گفت: ((به،چه خوش طعم است !)).

42. the name of this fruit is apple
اسم این میوه سیب است.

43. cut all of the trees, but spare that apple tree
همه ی درخت ها را ببر ولی آن درخت سیب را دست نزن.

مترادف ها

سیب (اسم)
apple, apple tree, pome

تخصصی

[کامپیوتر] نوعی ریز کامپیوتر است که توسط شرکت کامپیوتری Appel ساخته شده است ؛ Appel : یکی از بزرگترین سازندگان ریز کامپیوتر در دنیا .

به انگلیسی

• round fruit which grows on trees (usually red, green or yellow)
an apple is a round fruit with a smooth green, yellow, or red skin and firm white flesh.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیسیبمعانی متفرقه( گیاه شناسی ) درخت سیب ( جنس malus و خانوا ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: a firm round fruit with succulent white flesh and a red, green, o ...جمله های نمونه1. apple butter کره ی سیب، خمیر سیب 2. apple crumble پای سیب ( که داغ می خورند ) 3. apple jam م ...مترادفسیب (اسم) apple, apple tree, pomeبررسی تخصصی[کامپیوتر] نوعی ریز کامپیوتر است که توسط شرکت کامپیوتری Appel ساخته شده است ؛ Appel : یکی از بزرگتری ...انگلیسی به انگلیسیround fruit which grows on trees ( usually red, green or yellow ) an apple is a round fruit with a smo ...
معنی apple، مفهوم apple، تعریف apple، معرفی apple، apple چیست، apple یعنی چی، apple یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف a، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف a، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف a، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف a
کلمه بعدی: apple box
اشتباه تایپی: شححمث
آوا: /اپل/
عکس apple : در گوگل
معنی apple

پیشنهاد کاربران

سیب خالی
سیب
سیب

سیب ( قرمز، زرد، سبز )
سیب درختی
این در واقع یک جور میوه است که
هممون میشناسیم و اون میشه =kind of fruit
سیب ، نوعی ریز کامپیوتر به نام apple
سیب درخت سیب مردمک چشم

سیب درختی یک نوع میوه است
the apple is one frute, sometimes green and sometimes red
an apple a day keeps the doctor away


( خوردن ) یک سیب در روز شما را از دکتر دور میکند
( خوردن یک سیب در روز شما را از بیمار شدن نجات میدهد )
سیب. اره دیگه، همون سیب خودمون
فقط یادتون باشه a ک اول apple هس، صداداره، به همین خاطر قبلش an میاد.
مثلا :I like an apple 🍎.
ای کاش کتاب زبان ما هم عین همین apple آسون بود!
سیب یادتون نره
سیب ( نشان هوای نغسانی
پای سیب =apple pie
Apple سیب
👍Dont forget Get this
I like red Apple. من سیب قرمز دوست دارم
Apple is a fruit
______
Example : my cousin is picking apple.
A kind of fruit '' red, yellow&green🍏🍏
به معنای سیب هست .
🍎🍎🍏🍏
ولی برای گفتن رنگ آن باید قبل آن بیاید مثلا:
سیب قرمز:red apple
در انگلیسی این کلمه به معنای سیب هستش
سیب
برندلوازم الکترونیکی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما