پیشنهادهای ZabanHi (٥٨٠)
verb: مورد سوال قرار گرفتن/ مورد بررسی قرار گرفتن / به صورت انتقادی به چالش کشیده شدن / زیر سوال بردن
adjective: بررسی شده / زیر سوال گذاشته شده / سوال برانگیزانه / تحلیل شده / مورد تحلیل انتقادی قرار گرفته
( موضوعیت انسانی ) : به دیدگاه شخصی، تجربه و درک فرد از دنیا اشاره دارد که بر اساس احساسات، سلیقه، تجربیات، فرهنگ و باورهای فردی شکل می گیرد.
شباهت ها/ ارتباطات/ تمایلات/ پیوندها
عاملیت انسان ( توانایی انسان در تصمیم گیری و اقدام )
وارد شدن، اعمال شدن، یا وارد کردن فشار از سوی چیزی
هم معنی های تسریع ( Acceleration ) : Speed – سرعت Rapid change – تغییر سریع Pace – سرعت، ریتم Expansion – گسترش Technological leap – پرش فناوری Progr ...
تسریع، شتاب گرفتن، تسریع فرآیند
beetle سوسک با دو تا ee نوشته میشه!!
یک گروه راک موسیقی که در دهه 60 میلادی شکل گرفتند
عینک با فریم شبیه شاخ/ ظاهری قدیمی یا کلاسیک دارند
لوله ای و استوانه ای/ طویل و باریک
حشره یا پروانه آبزی با عمر کوتاه
انبوهی از درختچه ها و بوته ها
قورباغه ی درختی
صدای جیرجیرک یا جیرجیر کردن
Think deeply about something Consider carefully تفکر کردن دربارهٔ / اندیشیدن به / تأمل کردن روی
مُعتبر / دارای گواهینامه / تاییدشده رسمی ( adj )
فعل اگر باشد: هدایت کردن / معطوف کردن / به مسیر خاصی سوق دادن
هدایت کرد / معطوف کرد / به مسیر خاصی سوق داد
بخش های خیلی کوتاهِ صدا یا صحبت
قطعه های کوتاه صوتی، جملات کوتاه و بریده شده، یا بخش های صدایی کوتاه و ویرایش شده
قطعه های کوتاه صوتی، جملات کوتاه و بریده شده، یا بخش های صدایی کوتاه و ویرایش شده
اعتماد به نفس، ارزش و احترام به خود | Self - esteem | ارزش و احترام به خود؛ حس کلی شما نسبت به خودتان | How you feel about yourself in general | |Se ...
رقابت کردن، تلاش کردن برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم می خواهند
به دست آوردن، کسب کردن، فراگیری
ساده تر، ابتدایی تر، خام تر
اسم سازی کردن یا تبدیل فعل یا صفت به اسم ( adj )
سنگین شده، بار شده، پُر از چیزهای آزاردهنده یا اضافی ( adj )
پرداخته شده، با دقت ساخته شده
carefully made; crafted
به شدت، با دقت، به طور عمیق
برانگیختن، ایجاد کردن، زنده کردن
به رسمیت شناختن / اذعان کردن / پذیرفتن / قبول داشتن
کسی که استخوان های شکسته یا دررفته را جا می اندازد
limit, restrict
محدود کردن / تحت کنترل درآوردن / مهار کردن
مربوط به دانش و شناخت
related to knowledge, how we know things
پیوسته / مداوم / ادامه دار
بیان کردنِ روشن و دقیق / صورت بندی کردن / تبیین کردن
to clearly express
نادیده گرفتن / از قلم انداختن / توجه نکردن به
پیامد / تبعات / مسائل مهم / ریسک / دغدغه ها
مربوط به مضامین / موضوعی
فهرست
بی بدنی / جداشدن هویت از بدنِ فیزیکی
ذهنیت و هویت انسانی