پیشنهادهای ZabanHi (٥٨٠)
ویژگی ها
clear
unique
متضاد flexible
ممکنه برگرفته از ریشه فارسی" جدی" باشه!
کلمات واضح و قابل فهم
کلمات واضح و قابل فهم
سخنرانی افتتاحیه: نطقی که هنگام تصدی یک مقام عمومی، مانند ریاست جمهوری، ایراد می شود تا اهداف و دیدگاه های خود را به مردم معرفی کند و الهام بخش آن ها ...
to accept, understand, or deal with a situation, fact, or emotion
to understand, accept, or deal with something
جلب رأی / به دست آوردن حمایت برای حق رأی / کسب پشتیبانی مردم
cause, create, lead to
آساید ( Aside ) – شخصیت مستقیماً با تماشاگر صحبت می کند، در حالی که دیگر شخصیت ها نمی دانند، و افکار یا احساسات واقعی او را نشان می دهد.
مونولوگ – شخصیت افکار خود را با خود بلند بیان می کند، معمولاً وقتی تنها روی صحنه است.
امطمئن، مشکوک، غیرقطعی
تحریف کردن، نادرست جلوه دادن
مربوط به زمان
شنونده یا دیگر شخصیت های حاضر در صحنه
تقویت شده، شدت یافته یا برجسته شده ( adj )
Irony is not mocking= gap between words/expectation and reality ( can be neutral, funny, or serious ) Mocking = making fun of someone/something ( u ...
a gap between appearance and reality, expectation and result, or spoken words and true meaning
current
بیت یا خط شعر / شعر به صورت قالبی و موزون
چارچوب یا ساختار
آشکار شدن / روشن شدن / گشوده شدن / باز شدن / رونما شدن / بروز کردن
embodiment : ( the role of the body in identity )
�تقلید سبک ها� یا �ترکیب سبک های مختلف بدون تقلید تمسخرآمیز� a work that imitates or combines the style of other works Unlike parody, it does not moc ...
تغییر / دگرگونی
�ویژگی محور� / �شناسه ای� / �اساسی�
کلمه “define” در فارسی معمولاً به معنای تعریف کردن، مشخص کردن، تعیین کردن یا روشن ساختن ویژگی های یک چیز است. مثال ها: Define a word → یک کلمه را تع ...
تکامل یافتن، تغییر کردن به طور تدریجی و پیشرفت کردن
اهمیت، شدت، یا سنگینی
تصویرسازی / بازنمایی / ترسیم
like a mirror
قدرت کنشگری
بازنمایی کردن / در خود گنجاندن
مستمر
تحول
Ontological refers to the nature of being
impact
questioning
انحصار ( Monopoly ) یعنی وقتی یک شرکت یا تعداد کمی شرکت به طور کامل بر یک کالا، خدمت یا بازار تسلط داشته باشند. در این حالت، رقابت وجود ندارد و مشتری ...
�پیامدها�، �مخاطرات� ، �مسئولیت ها�
توانمندسازی به فرآیند کسب قدرت، اعتماد به نفس یا کنترل بر زندگی یا وضعیت فرد اشاره دارد. یعنی فرد بتواند انتخاب کند، عمل کند و بر نتایج تأثیر بگذار ...
اگر صفت باشد به معنای �عینِ، خودِ، دقیقاً همان، درست همان� میباشد.
اصلی / اساسی / ماهوی / ضروری
عبارت “we can get changed” در انگلیسی معمولاً به معنی می توانیم لباس مان را عوض کنیم است. 👕👗 مثال: After gym class, we can get changed in the loc ...
حل کردن یک مشکل مرتب کردن یا سازمان دهی چیزی مثال : We need to sort out this misunderstanding ما باید این سوءتفاهم را حل کنیم. Can you sort out thes ...
ورودی باریک دریا یا خور ( دهانه رودخانه که به دریا می ریزد ) مثال: کشتی وارد فیِرت شد و نزدیک شهر پهلو گرفت. ( کشتی وارد دهانه ی رود شد و کنار شهر ...