soliloquy

/səˈlɪləkwi//səˈlɪləkwi/

معنی: گفتگو با خود، تک گویی
معانی دیگر: (تئاتر و غیره) تک گویی، نمایش یا مقاله یا سخنرانی یکنفری

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: soliloquies
• : تعریف: an act of talking or a speech by one who is, or is considered to be, alone.
مشابه: monologue

- The actor comes to the front of the stage to give his soliloquy.
[ترجمه گوگل] این بازیگر برای ادای تک خوانی جلوی صحنه می آید
[ترجمه ترگمان] بازیگر به جلو روی صحنه می آید تا پیش خودش حرف بزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Hamlet's famous soliloquy, 'To be or not to be . . . '
[ترجمه پویا محمودی] تک گویی مشهور هملت، "بودن یا نبودن. . . "
|
[ترجمه گوگل]تک گویی معروف هملت، "بودن یا نبودن" '
[ترجمه ترگمان]صدای famous که هملت می گوید این است که باید باشد یا نباشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We should hope that Hughes, having taken his soliloquy, will one day transcribe more of these asides.
[ترجمه گوگل]ما باید امیدوار باشیم که هیوز، با توجه به تک گویی خود، روزی موارد بیشتری را به کناری برگرداند
[ترجمه ترگمان]ما باید امیدوار باشیم که هیوز، پیش از این که باخود حرف بزند، یک روز دیگر این حرف ها را تکرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. My own soliloquy, my own trial came with that offer.
[ترجمه گوگل]تک گویی خودم، محاکمه خودم با آن پیشنهاد همراه شد
[ترجمه ترگمان]باخود گفت: خودم هم باخود حرف می زنم، با این پیشنهاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Terentia goes offstage, and in a soliloquy, Dycarbas explains his actions.
[ترجمه گوگل]ترنتیا از صحنه خارج می شود و دیکارباس در یک تک گویی، اعمال خود را توضیح می دهد
[ترجمه ترگمان](Terentia)از صحنه خارج می شود و در یک مورد، Dycarbas کاره ای خود را توضیح می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The second actor, the accused, immediately begins a soliloquy of defence.
[ترجمه گوگل]بازیگر دوم، متهم، فوراً به دفاع از خود می پردازد
[ترجمه ترگمان]بازیگر دوم، که متهم است، بلافاصله شروع به دفاع از خود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The soliloquy was an Elizabethan dramatic convention.
[ترجمه گوگل]تک گویی یک کنوانسیون نمایشی الیزابتی بود
[ترجمه ترگمان]باخود گفت: حرف زدن به سرزمین الیزابت an از دوران الیزابت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A literary composition in the form of a soliloquy.
[ترجمه گوگل]ترکیبی ادبی به صورت تک گویی
[ترجمه ترگمان]یک ترکیب ادبی به شکل یک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Such expressions in literary works are called as soliloquy.
[ترجمه گوگل]به این گونه عبارات در آثار ادبی تک گویی می گویند
[ترجمه ترگمان]چنین اصطلاحاتی در آثار ادبی به عنوان قسمتی از خود نیز نامیده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. As he made this dreary soliloquy, he had cantered out of Rotten Row into the park.
[ترجمه گوگل]همانطور که او این تک گویی دلخراش را انجام می داد، از Rotten Row به پارک رفته بود
[ترجمه ترگمان]وقتی که این حرف غم انگیز را به زبان آورد، از یک ردیف پوسیده در پارک تاخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Hamlet's soliloquy is probably the most famous in English drama.
[ترجمه گوگل]تک گویی هملت احتمالاً مشهورترین تک گویی در درام انگلیسی است
[ترجمه ترگمان]قسمتی که هملت باخود به جلو می برد، احتمالا معروف ترین قسمت نمایش انگلیسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But Pauline Daniels has created a whole new interpretation of the uproarious soliloquy.
[ترجمه گوگل]اما پائولین دانیلز تفسیر کاملا جدیدی از تک گویی پر سر و صدا ایجاد کرده است
[ترجمه ترگمان]اما Pauline دانیلز، تفسیر جدیدی از the را به وجود آورده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. One way of doing this is to use the soliloquy or aside, such flexible resources on the Elizabethan stage.
[ترجمه گوگل]یکی از راه های انجام این کار استفاده از تک گویی یا کنار گذاشتن چنین منابع انعطاف پذیری در صحنه الیزابت است
[ترجمه ترگمان]یک راه برای انجام این کار، استفاده از قسمتی یا کنار کشیدن، این منابع انعطاف پذیر در مرحله الیزابت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. After a while, you listen to yourself think aloud so you don't have to listen to the soliloquy next to you.
[ترجمه گوگل]بعد از مدتی به خود گوش می دهید با صدای بلند فکر کنید تا مجبور نباشید به تک گویی کنار خود گوش دهید
[ترجمه ترگمان]بعد از مدتی، تو به صدای بلند فکر می کنی، بنابراین لازم نیست به حرف زدن با من گوش کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گفتگو با خود (اسم)
soliloquy

تک گویی (اسم)
soliloquy

انگلیسی به انگلیسی

• act of speaking to oneself; dramatic or literary form in which the character speaks to himself or to the audience; speech made by one who is by himself, monologue
a soliloquy is a speech in a play in which an actor or actress speaks to himself or herself and to the audience, rather than to another actor in the play.
a soliloquy is also something that you say to yourself; a formal use.

پیشنهاد کاربران

واگویه
خودگویی، حدیث نفس
تک گویی، بیشتر ترجمه ی مونولوگ ( Monologue ) محسوب میشه
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : soliloquize
✅️ اسم ( noun ) : soliloquy / soliloquaist
✅️ صفت ( adjective ) : _
✅️ قید ( adverb ) : _
soliloquy ( هنرهای نمایشی )
واژه مصوب: تک گویی
تعریف: سخنانی که یک شخصیت به تنهایی بر روی صحنه بیان می کند
in soliloquy the character is alone
on the stage
but in monologue there are other characters
but the speaker
ignores them

سخنرانی در نمایشنامه که در آن یک شخصیت ، معمولاً تنها در صحنه ، با خودش صحبت می کند تا حضار افکار او را بشناسند.

بپرس