پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٣٠)
بی ارزش در زبان آذری به کنایه "ائته آتسون ائت یئمز " ( جلو سگ بیندازی سگ نمی خورد ) . کنایه از اینکه خیلی بی ارزش است .
به شلوغ کاری کردن در زبان آذری " آت اوینادماخ " ( اسب دواندن ) گفته می شود . آت اوینادما در اصطلاح ترکی یعنی شلوغ نکن
حسادت در زبان آذری "سانجیلانماخ " معنی تحت الفظی ( دل درد گرفتن ، شکم درد ) در اصطلاح حسادت . به آدم حسود ( قارنی زیقلی ) هم گفته می شود.
شلوغی در زبان آذری " باساباس "
معادل به رخ کشیدن در زبان آذری " اوزه چکمک " می باشد . به رخ کشیدن : [عامیانه، کنایه ] به چشم آوردن، یادآوری کردن.
در زبان آذری به التماس کردن "یالوارماخ " گفته می شود . همچنین در ترکی " ائیلان دیلی چئخارتماخ " ( زبان مار در آوردن ) یا ( مثل مار در برابر کسی زبان ...
در زبان ترکی به پارتی بازی اوزگورَنّیک ( روی همدیگر را در قفا و پنهانی دیدن ) گفته می شود.
لب : در زبان پهلوی نیز لب تلفظ می شده در گیلکی لپ و در کردی با لفظ لوچ . لبه به قسمت بیرون زده ی هر چیزی گفته می شود . لبه از لب ه ترکیب شده و ه در آ ...
مات در زبان ترکی و فارسی به معنی ساکت ماندن به علت حیرت و تعجب بیش از اندازه می باشد طوری که از تعجب زبان انسان بند آید . واژه مات ترکی و فارسی با کل ...
واژه ی ابد با واژه پا هم ریشه می باشد . پا در زبان پهلوی با لفظ pād آمده است به معنی انتها و قسمت پایین و متضاد آن اپد بوده به معنی بدون انتها. اپد ب ...
در زبان فارسی به هر طرف دروازه یا بار چهار پا یک لینگه ی گفته می شود . بعد ها این لفظ به چیزهای دیگر مثل لینگه ی پا و لینگه کفش نیز کاربرد پیدا کرد . ...
در زبان فارسی به هر طرف دروازه یک لینگه ی در گفته می شود . بعد ها این لفظ به چیزهای دیگر مثل لینگه ی پا و لینگه کفش نیز کاربرد پیدا کرد . واژه لنگ به ...
الف ) پا پا در زبان پهلوی با لفظ pād آمده است به معنی انتها و قسمت پایین و متضاد آن اپد بوده به معنی بدون انتها اپد به عربی رفته و به ابد تبدیل شده ا ...
واژه ی قوزک یک واژه ی ترکی از مصدر " قؤزاق " به معنی برآمده و برجسته . بادکرده . این واژه پس از ورود به زبان فارسی به "گوژ " و یا به لفظ " کوژ " و در ...
پوتین از واژه ایغوری " پوُت " گرفته شده که به معنی پا در زبان ایغوری می باشد . پوتین یعنی شبیه به پا یا پاپوش در زبان اویغوری
پایه یعنی شبیه به پا
در زبان گیلکی یعنی رودخانه. رودبار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " رودبار " می نویسد : ( ( رودبار در پهلوی روتبار rōt - bār به معنی کناره ی رود است؛ با ...
الف : عسل واژه ی عسل در فارسی از واژه ی ئسل گرفته شده که ئسل خودش از لغت ایرانی azā به معنای صمغ یا شیره گرفته شده که آنرا در لاتین asa میخوانند. آس ...
آتش پرست=خدمت گذار آتش ، مثل پرستار به معنی خدمت گذار مریض . نه به معنی پرستنده ی بیمار . پرستش به معنی خدمت و خدمت گذاری است . در شاهنامه واژه ی پرس ...
1 - شکر ریشه واژهٔ شکر در فارسی از sharkara ( ساکارا ) گرفته شده است. که در زبان سانسکریت به گیاه نیشکر اطلاق می شده است . سپس به صورت سکر از فارسی ب ...
در زبان هندی به کریستال" خاندا "گفته می شود که ریشه "قند" در فارسی و "Candy"در انگلیسی است.
1 - انگور واژه ی انگور که در زبان فارسی آمده در زبان های زیر به شکل زیر دیده می شود . اردو ، سندی ، پشتو ( انگور ) اندونزیایی ، سوندایی ، مالایی ...
ریشه لغت انگور در لغتنامه سکایی - ختنی به شکل kūra و kola ثبت شده است. در زبان آذری ( ترکی ) ما به انگور نارس غورا می گوییم این واژه در زبان فارسی نی ...
در زبان هائیتیایی Rezen و در زبان فرانسوی Raisins به معنی انگور آمده احتمال می رود با واژه رزین و رزان ارتباط معنایی داشته باشند
غورا در زبان آذری به معنی انگور کال و نرسیده می باشد البته ریشه لغت انگور در لغتنامه سکایی - ختنی به شکل kūra و kola ثبت شده است. بر این اساس عده ای ...
واژه ی جهل از جهله ( جهلت ) گرفته شده است . جهله به بیابانی گفته می شود که انسان در آن جهات ( چهار جهت اصلی ) را گم کند و به ظن خود در جهت اشتباه حرک ...
کاسا در زبان آذری به کاسه گفته می شود
در زبان آذری آیران یا ائیران گفته میشود .
در زبان آذری حمالی در خانه های چوبی به بزرگترین تیر ی گفته می شود که تیر های دیگر سقف روی آن سوار می شوند . امروزه در خانه های تیر آهنی به آن کش گفته ...
واژه ی پرتو در زبان فارسی به معانی زیر آمده است فروغ؛ روشنی؛ شعاع ، تاب، تابش، درخشش، روشنایی، ، سو، ، شعشعه، ضیا، ، نور اما معنی اصلی پرتو در بیشتر ...
ویل در زبان عربی یا فارسی به معنی چاهی در جهنم است واژه ی انگلیسی Well به معنی چاه احتمالااز این واژه گرفته شده است .
در زبان سبوانو Maayo به معنی چاه و استخر هم آمده است .
در زبان های زیر به معنی چاه آب هم آمده است اویغوری یاخشی ازبکی Yaxshi ترکی آذربایجانی Yaxşı quyu
لامپ در زبان های زیر به معنی نور و روشنی آمده است . در زبان چکی Lemah ، کاتالانLlum ، هائیتیایی Limye ، که به نظر می رسد تغییر یافته ی light در زبان ...
در زبان فارسی شاین یا شایین به معنی درخشش ، روشنی ، درخشندگی، خوشبختی ، می باشد این واژه در زبان ترکی هم دیده می شود . قوْى قوزولار آیین - شایین اوْ ...
نگاه کنید به واژه شاین
واژه ی کتاب در زبان پهلوی "نامک " که بعدا پسوند ( ک ) به ه تبدیل شد مثل ستارک تبدیل شد به ستاره نامک مأخوذ از "نام "، کردی "نامه " ( = مراسله ) ( از ...
ریسیور ( Reservar ) در زبان های فرانسوی و اسپانیایی و در زبان کاتالان ، گالیسیایی ( Reserva ) به معنی کتاب می باشد . ولی در اصطلاح به گیرنده یا دریاف ...
واژه ی پین که یک واژه ی ترکی است از زبان ترکی به زبان های اروپا یی نیز وارد شده است . پین در زبان انگلیسی به معنی سوزن و یا هر چیز ریز ریز و نوک تیز ...
ستاره کلمه ای است که در زبان اصلی ( پهلوی ) استره بوده . این کلمه به معنای شئ پرنور می باشد. یکی بودن واژه ی ستاره ( astron ) تقریباً در همه ی زبان ه ...
به ماده ی خوک وحشی همان خوک گفته می شود گراز به جنس نر آن گفته میشود . در زبان ترکی به خوک ماده مَکَرچین هم گفته می شود. خوک بی مو یا کم موی اهلی دست ...
ز وزدا Zvezda نام کانال تلویزیونی در کشور شوروی است . Zvezda در زبان روسی به معنی ستاره است . " زوزدا" خود را "میهن پرست" توصیف می کند و یکی از حساس ...
لین چان که در سریال جنگجویان کوهستان نقش اصلی را داشت اسمش از Lintang گرفته شده که در زبان جاوه ای به معنی ستاره است . 108 ستاره در این سریال قهرمان ...
فتو ( Fetu ) در زبان ساموآیی به معنی ستاره است .
به گوشت در زبان ازبکی Gosht ، تاجیکی Gusht ، پشتو ( غوښه ) ، اردو ( گوشت ) ، سندی گوشت ، اویغوری ( گۆش ) گفته می شود . همچنین در زبان هندی maans و در ...
خوک تغییر یافته ی پگ ( pig ) در زبان کردی هست . این واژه در زبان انگلیسی به شکل pig و hog امروزه کاربرد دارد . در زبان پارتی هوک ( huk ) نامیده شده . ...
در زبان گرجی به خوک ghori گفته می شود . قوری چای که به شکل خوک ساخته می شده خواستگاهش از این سرزمین هست به این خاطر به این نام نامیده شده
در زبان آذری به رقصیدن اویناماخ گفته می شود . اویین تورکی همان رسم و آیین فارسی است اویین به آن نوع بازی گفته می شود که دارای رسم و رسوم باشد . رقصید ...
واژه ی آئین یک واژه ی ترکی است = آییْن و اوْیوُن = جشن ، مراسم جشن باستانی و سالیانه ی ترکهای چین از مصدر اویناماخ ( رقصیدن در جشن یا بازی کردن همراه ...
= آییْن و اوْیوُن = جشن ، مراسم جشن باستانی و سالیانه ی ترکهای چین دکتر کزازی در مورد واژه ی " آیین " می نویسد : ( ( آیین در پهلوی در ریخت ادون adwēn ...